۱۴۰۵ تیر ۱۰, چهارشنبه

میلیون‌ها سال؛ دست‌کم ۵۰ میلیون!

 



 سنگ‌ها مال خود دریا نبود؛ از جایی آورده و ریخته بودند کنار ساحل، کنار سنگ‌های بزرگی که لابد در روزگاری که آب دریا زیاده از معمول جلو می‌آمد، کار موج‌شکن بکنند؛ سد راه آب به سمت خانه و کوچه شوند؛ در کلاچای، شهر کوچک و آرامی در گیلان. به شوق دیرین، سنگ‌های زیادی را لمس کردم، تعدادی را هم برداشتم؛ از بس زیبا بودند و جز کف رودخانه لابد، به ندرت جای دیگری بشود پیدای‌شان کرد ... و پر از «زمان سپری‌شده» بودند؛ گفته بودم هر واقعه تاریخی، هر چقدر هم دور را که در نظر بیاوری، این سنگ‌ها در همه‌شان، در گوشه‌ای از این دنیا «حضور» داشته‌اند. نوشته بودم که «همیشه با یافتن و لمس و خیره شدن به سنگ‌هایی که در مسیر آب صاف و صیقلی شده‌اند، حس می‌کنم عمر زمین را و همه آب‌هایی را که سنگ‌ها را صیقل داده‌اند به دست گرفته‌ام و به قدر ارزنی بیشتر از هیچ این عمر طولانی را لمس و سعی می‌کنم بفهمم که ناتوانی از درک این عمر و از درک معنای ابدیت چه ناتوانی ویرانگری است» و باز نوشته بودم: «سنگ‌های صیقل خورده با آب را دوست دارم و اگر مجالی باشد، برشان می‌دارم برای خودم، می‌گذارم توی جیبم، دست‌کم بر می‌دارم و لمس‌شان می‌کنم و می‌گذارم سر جای‌شان. رد زمان رفته‌ی بسیار به صورت دارند. هر آبی آمده، بخشی از سنگ را با خود برده به خیلی دور. سنگ تکثیر و زیباتر شده در عین «آب شدن» ... «گویند سنگ لعل شود در مقام صبر ...».»


*
چت‌ جی‌بی‌تی درباره این سنگ که ظاهر غریبی داشت نوشت: 

 

 
این سنگ از نظر زمین‌شناسی بسیار جذاب است. در این‌جا با پدیده‌ای به نام "سنگ کنگلومرا" یا در مقیاسی ظریف‌تر، یک "میان‌بار" روبه‌رو هستیم. این سنگ در واقع یک "سنگِ درونِ سنگِ دیگر" است. 

فرآیند تشکیل آن به این صورت بوده: 
بخش تیره (سنگ فرعی): این تکه سنگ، بسیار قدیمی‌تر است. ابتدا در جایی دیگر وجود داشته، شکسته و در اثر جریان آب گرد شده است
بخش روشن (سنگ اصلی): بعدها، این تکه سنگ قدیمی در میان رسوبات دانه‌ریز (مثل گل یا ماسه نرم) قرار گرفته است. با گذشت زمان و تحت فشار طبقات بالایی، آن رسوبات نرم سخت شده و سنگ قدیمی را در دل خود حبس کرده‌اند.
 پاره‌خط‌های روی سنگ که در هر دو بخش دیده می‌شوند، "درزه‌های مویین" یا "رگه‌های انحلالی"هستند: زمانی که سنگ تحت فشار بسیار شدید (ناشی از وزن لایه‌های بالایی یا حرکات پوسته زمین) قرار گرفته، ترک‌های بسیار ظریفی در آن ایجاد شده است. بعدها، آب‌های زیرزمینی حاوی مواد معدنی (مانند اکسید آهن یا منگنز) به داخل این ترک‌های میکروسکوپی نفوذ کرده و رسوب کرده‌اند که باعث شده این ترک‌ها به صورت خطوط تیره دیده شوند. 

نکته بسیار جالب این‌جاست که علیرغم دو تکه بودن، رودخانه هر دوی آن‌ها را با هم صیقل داده است.
این سنگ نماد یک "پیوند" است. سنگی قدیمی که سفری طولانی را پشت سر گذاشته، در دل سنگی جوان‌تر آرام گرفته و سپس هر دو با هم توسط فشار زمین "خط‌‌خطی" شده‌اند و در نهایت توسط آب رودخانه به این شکل مثلثی و زیبا درآمده‌اند. 



تخمین عمر سنگ‌ها از روی تصویر همیشه با یک بازه خطای بزرگ همراه است، اما با توجه به شواهد زمین‌شناسی موجود در عکس، می‌توانیم یک *"ترتیب زمانی" و یک "تخمین نسبی" برای هر دو تکه ارائه دهیم:

۱. تکه فرعی (تکه تیره‌تر و کوچکتر): بسیار پیرتر است. این تکه سنگ قهرمان داستان است چون دو چرخه زندگی را پشت سر گذاشته است:
   *عمر تشکیل: این سنگ احتمالاً متعلق به دوران دوم زمین‌شناسی (مزوزوئیک) یا حتی قدیمی‌تر است (حدود ۱۰۰ تا ۲۵۰ میلیون سال پیش). 
   دلیل این تخمین این است که این تکه قبل از اینکه در سنگ دوم قرار بگیرد، خودش یک سنگ کامل بوده، فرسایش یافته و گرد شده است. این فرآیند به تنهایی میلیون‌ها سال زمان می‌برد.


۲. تکه اصلی (سنگ روشن‌تر و بزرگتر): جوان‌ترین سنگ که نقش "میزبان" را دارد، بعدها تشکیل شده است:  عمر تشکیل: تخمین زده می‌شود که این بخش در اواخر دوران دوم یا دوران سوم (سنوزوئیک) شکل گرفته باشد (حدود ۳۰ تا ۶۰ میلیون سال پیش). زمانی که زمین در این منطقه احتمالاً زیر آب بوده (دریا یا دریاچه)، رسوبات نرم دور آن تکه سنگ قدیمی را گرفته و با گذشت زمان طولانی و تحت فشار، به سنگ تبدیل شده‌اند.

۳. عمر "خطوط" و "رگه‌ها" (جوان‌ترین پدیده)خطوط تیره‌ای که روی هر دو سنگ می‌بینید، جوان‌ترین بخش داستان هستند:   این ترک‌ها احتمالاً در اثر فعالیت‌های کوه‌زایی (مثل شکل‌گیری البرز یا زاگرس در ایران) ایجاد شده‌اند که مربوط به ۱۰ تا ۲۰ میلیون سال پیش است. فشار ناشی از برخورد صفحات زمین باعث شده که هر دو سنگ (که حالا به هم چسبیده بودند) همزمان ترک بخورند.

۴. عمر "فرسایش رودخانه‌ای" (نوزاد داستان)
شکلی که شما الان در دست دارید (گرد و صیقلی بودن):
   این فرآیند بسیار جدید است و احتمالاً در ۱۰ هزار سال اخیر (دوران هولوسن) رخ داده است. یعنی همین اواخر که سنگ از دل کوه بیرون افتاده و وارد رودخانه شده است.


خلاصه به زبان ساده:
   *تکه کوچک: حدود ۱۵۰ میلیون سال قدمت دارد.
   *تکه بزرگ: حدود ۵۰ میلیون سال قدمت دارد.
   *زمانی که به هم چسبیدند: حدود ۴۰-۵۰ میلیون سال پیش.
   *زمانی که صیقلی شدند: کمتر از ۱۰ هزار سال پیش.

یک نکته برای تشخیص دقیق‌تر: اگر سنگ را به آرامی به یک سنگ دیگر بزنید و صدای "زنگ‌وار" و تیز بدهد، نشان‌دهنده تراکم بسیار بالا و عمر طولانی‌تر (دگرگونی بیشتر) است. اگر صدای "خفه" و بم بدهد، نشان‌دهنده رسوبی بودن و احتمالا جوان‌تر بودن سنگ است.
**



پ.ن: من امروز 51 ساله می‌شوم!
 
32 
 
 
 
 
41 
 
47 
 
 
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر