‏نمایش پست‌ها با برچسب عزت‌الله ضرغامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عزت‌الله ضرغامی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ مهر ۳, پنجشنبه

"لطف‌الله سیاهکلی"

.

اگر خیلی از شما با نام "لطف‌الله سیاهکلی" در این روزهای اخیر آشنا شده‌اید، من به واسطه فعالیت رسانه‌ای، از بیست‌ و دو سال قبل با او آشنایم و اخبار حرف و ترقی‌هایش را دنبال کرده‌ام. حالا نماینده انقلابی و اصولگرای قزوین در مجلس است و این اظهار نظرش که «شاسی بلند می‌خواهم» او را یک شبه به ستاره خبرها تبدیل کرد. از مدیران صداوسیمای زنجان بود، دو دهه قبل. فارغ‌التحصیل دانشکده صداوسیما و سپس دانشگاه زنجان. سال 81 بود که مدیرکل صداوسیمای زنجان شد. مقارن آن اتفاق شوم؛ که قائم‌مقام بسیجی مدیرکل "قبلی" صداوسیما،  جوانکی را در یکی از روستاهای اطراف زنجان به ضرب گلوله کشته بود وقتی جوانک، مزاحم قرار مخفیانه آن قائم‌مقام با یکی از دختران شهرآشوب شده بود! کار شبکه استانی صداوسیما را سیاهکلی اما بسیار پیش برد و ابایی نداشت که با مدیران بودجه‌رسان استان مرافعه کند. اصل ترقی سیاهکلی در صداوسیما در دوره ضرغامی بود؛ تا معاونت رسانه مجازی سازمان صداوسیما پیش رفت. بعد پروژه خبرسازی را در این معاونت دنبال کردند به اسم: آی.پی.تی.وی. اسفند سال 97 بود که رئیس مستعفی سازمان صداوسیما (محمد سرافراز) گفت: «ايشان (شهرزاد میرقلی‌خان) گزارشی از (پروژه) آی.پی.تی.وی سازمان تهیه كرد كه تا آن زمان بيش از«9 ميليون يورو» هزينه برداشته بود ولی راه‌اندازی نشده بود و اکنون نمی‌دانم به چه سرنوشتي دچار شده» ...  آبان 97 بازنشسته سیاهکلی بازنشسته شده بود ولی چون کس دیگری نبود(!) شده بود مدیرعامل شرکت صوتی و تصویری سروش. مدتی بعد ناگهان عکس‌هایی از او در نشریات محلی قزوین منتشر شد که به سادگی تعبیر به اشتیاق سیاهکلی برای حضور در مجلس شد؛ از جمله عکس با حسن نصرالله. گمان‌ها درست بود. تایید صلاحیت شد. نماینده شد و حالا شاسی‌بلند خواسته (هر چند بعدا دناپلاس را هم رد کرد). البته از یک نظر حرف درست می‌زند؛ نماینده چرا باید پول ماشینی را بدهد که با آن به کار نمایندگی مشغول خواهد بود؟ مگر مدیران دولتی ماشین‌شان را خودشان می‌خرند، آن هم زیر بار هو شدن‌ها؛ گیریم از دم قسط؟! همین استاندار استان فسقلی ِ  زنجان ما، وقتی می‌خواهد شبانه سرکشی کند که مبادا مرغداری‌ها مرغ‌ها را بی‌جواز جابجا نکنند، مگر سوار "پرادو" نشده بود و رفته بود؟ ... ولی رفقا! خوب گول خورده‌ایم! استاندار پرادو-سوار و نماینده منتظرُ الشاسی‌بلند (!)  گره کار مملکت ما نیستند؛ ما گرفتار آن قاعده و اصل و بلاهتی هستیم که اجازه نداده شرط ارتقاء فقط "دانایی و توانایی و شرافت" افراد باشد؛ همین.

.



**
استاندار زنجان با پرادو (ماجرا)

 

۱۳۹۶ مرداد ۲۴, سه‌شنبه

فهم مشترک از «مصلحت»





تنها دقایقی بعد از انتشار خبر نصب رییس جدید مجمع تشخیص مجمع نظام و تعیین ترکیب اعضای این مجمع، سیلی از واکنش‌ها آغاز شد که عموما انتقاد به وزن جناح‌های سیاسی در ترکیب این مجمع مشورتی، به خصوص با استناد به نتایج انتخابات اخیر، بود. به عنوان نمونه محمدجواد اکبرین نوشت که «سه‌چهارم از اعضای مجمع تشخیص مصلحت از جریان مخالف دولت انتخاب شده‌اند و از ۴۹نفر، تنها ۳ اصلاح‌طلب در آن حضور دارند» و مصطفی تاجزاده پرسید: «هر6 نامزد تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری 96 صلاحیت عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را دارند جز آقایان جهانگیری و هاشمی‌طبا؟». طیف گسترده‌ای از انتقاد و پرسش‌ها هم مربوط به ابقای احمدی‌نژاد بود.

البته که در همه 28 سال گذشته، وزنه‌ انتصاب‌ها توسط رهبری، به طور قابل‌ملاحظه‌ای به سود جریان موسوم به اصولگرا – راست سنتی - بوده است؛ یا به تعبیر بهتر، منصوبان، گرایش سیاسی و اعتقادی بسیار نزدیکی به جریان اصولگرا داشته‌اند تا اصلاح‌طلب. از نصب فرماندهان نظامی و انتظامی (سپاه و بسیج و ناجا) که کم و بیش رویکرد سیاسی خود را بروز می‌دهند، بگذریم، از نصب فقهای شورای نگهبان، روسای قوه قضاییه و سازمان صدا و سیما و بنیاد مستضعفان و  کمیته امداد و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی، تولیت آستان قدس رضوی، نمایندگان ولی‌فقیه در مراکز استان‌ها و رییس هیئت موسس دانشگاه آزاد می‌توان چنین برداشت کرد که جریان اصولگرا در عرصه نظر و عمل، بسی بیشتر مورد تایید رهبری است، فارغ از این‌که خود آیت‌الله خامنه‌ای این تقسیم‌بندی را قبول داشته باشند یا نه.

از همین روست که می‌توان انتظار داشت از غلظت انتقاد به ترکیب و صبغه مجمع تشخیص مصلحت نظام، و بی‌ارتباط بودن وزن جناح‌ها در این ترکیب به پایگاه رای مردمی جناح‌ها، وقتی که به نداشتن فهم مشترک از «مصلحت» توجه شود، کاسته خواهد شد. حتی توجه بدوی به نبود این اشتراک، به راحتی حضور امثال قالیباف و احمدی‌نژاد و ضرغامی و سعید جلیلی و ولایتی و حدادعادل را در این ترکیب، توجیه می‌کند. این به آن معنی نیست که شکست‌خوردگان در انتخابات و کسانی که توفیقی در جلب نظر مردم ندارند و احتمالا نخواهند داشت، نمی‌توانند مصلحت را تشخیص دهند؛ از قضا حضور این افراد و جریان، عرصه یکه‌تازی را بر جریان برنده تنگ می‌کند و این به خودیِ خود، نه تنها مذموم نیست که ممدوح است. اصل ماجرا این است که حضور 3 اصلاح‌طلب در جمعی 49 نفره، می‌تواند به نادیده گرفتن تقریبا مطلق این جریان در روند مصلحت‌شناسی تعبیر شود که البته این اختیار قانونی «نظام» است که تشخیص مصلحت‌اش را به جهانگیری و هاشمی‌طبا و بهزاد نبوی بسپارد یا قالیباف و میرسلیم و صفارهرندی. آنچه باید مورد توجه باشد این است که به هنگام پرداخت هزینه تشخیص نادرست مصلحت، این مردم‌اند که باید پای کار بیایند.
.
.


۱۳۹۶ اردیبهشت ۱, جمعه

مبنا چه بود؟



 

توییت کرده بودم: «احمدی‌نژاد ردصلاحیت شد اما نه به‌دلیل چیزی که ما بهش می‌گیم فساد و بی‌کفایتی. او برای حرف‌نشنوی رد شده و این خیلی مهمه: فاسد باش ولی گوش کن» (لینک: + )

کسانی پرسیده‌اند از کجا چنین حرفی می‌زنی؟ به طور واضحی دست همچو منی به رازخانه شورای نگهبان نمی‌رسد؛ مثل اکثریت قریب به اتفاق مردم کشور که هیچ‌گاه نمی‌دانند این 12 نفر بر چه مبناهای روشن و معیّنی، تشخیص می‌دهند که ما حق داریم به چه کسی رای بدهیم و به چه کسی رای ندهیم! با این همه هنوز قرائنی در دسترس هست که بشود بر پایه آن‌ها نقشه راه را، با تقریب‌هایی کم و بیش، ترسیم کرد.

زیر همان توییت، به این سخنرانی چند روز قبل صفارهرندی (مشاور فرمانده کل سپاه و وزیر ارشاد انقلابی خود احمدی‌نژاد) در قم اشاره کردم که گفته بود اگر احمدی‌نژاد خود را در معرض شورای‌نگهبان قرار ندهد، فرصت بازگشت برای او وجود دارد و گرنه کار تمام است. این معنی روشنی داشت؛ نباید توصیه رهبری برای عدم حضور احمدی‌نژاد در انتخابات دور زده می‌شد؛ حالا دلیل مورد اشاره رهبری، دوری از قطبی‌سازی فضا بود یا هر چیز دیگری. این یک فقره احصا که بشود، هنوز راه بازگشت باز است!

احمدی‌نژاد تا همین اواخر چندین و چند بار مانورهایی داد و حرف‌هایی زد که معلوم می‌کرد کاملا متوجه منظور رهبری شده ولی ناگهان زد زیر همه چیز. اگر فساد و تخلفات و بی‌کفایتی‌های او مبنای داوری شورای نگهبان برای احزار صلاحیت بود، باید پیش‌تر تکلیف آن همه اتهام علیه دولت احمدی‌نژاد و شخص او در دادگاهی معلوم می‌شد که نشد. نامه احمد توکلی به شورای نگهبان هم نشان می‌داد بسیاری از اتهامات علیه او اساسا ربطی به سال‌های 92 تا 96 نداشته ولی مگر می‌شود آن تجلیل شکوهمند صدا و سیما از او را، تنها یک ماه مانده به شروع رسمی کار دولت روحانی (در میانه تیرماه 92) از یاد برد. رییس وقت صداوسیما (ضرغامی) که پس از پایان ماموریت‌اش در رسانه ملی و در قالب فعالیت در شبکه‌های اجتماعی از طعن و تمسخر روحانی و دولت روحانی بارها لذت برده، در آن جلسه تجلیل از خدمات «ذخیره ارزشمند نظام» (به تعبیر خودش) لیستی بلندبالا در ستایش از او بر زبان راند که بی‌سابقه بود. فردای  همان روز، تجلیل صدا و سیما و رییس منصوب از سوی رهبری‌اش از احمدی‌نژاد، تبدیل به تیتر یک کیهان هم شد؛ شاید با آن همه تخلف و نافرمانی هنوز امید داشتند او را درون خانواده نگه دارند و به پیوست، یک زبانی هم برای دولت تازه از راه رسیده‌ی «نااصولگرا» دراز کنند!

باز عقب‌تر هم که برگردیم، به یاد  می‌آوریم ماه عسل وقتی تمام شد (و تهاجم به احمدی‌نژاد وقتی پرحجم شد) که احمدی‌نژاد در تقابل با رهبری سر عزل و ابقای وزیر اطلاعات وقت، 11 روز خود را خانه‌نشین کرد و این اوایل سال 90 بود که بسیاری از آن سیاهه‌ی‌ کژی‌هایی که احمد توکلی علیه احمدی‌نژاد تهیه کرده و چند روز قبل برای شورای نگهبان فرستاد، رخ داده بودند. با این همه، رسانه ملی دو سال بعد جواز گرفت تا از «ذخیره ارزشمند نظام» آن طور تجلیل کند.

در همین فقره حمایت از کاندیداتوری بقایی بود که برخی اصولگرایان آرام آرام صدای‌شان بلندتر شد که این خلاف توصیه رهبری است و خود احمدی‌نژاد (به استناد یک سخنرانی قبلی‌اش) خوب می‌دانست چنین است. و تا ثبت‌نام نکرد نه کوچک‌زاده از او اعلام برائت کرد، نه الیاس نادران، خبر از تمام شدن احمدی‌نژاد داد و نه کیهان و فارس و تنسیم او را بایکوت کردند. این برائت‌ها و ختم گرفتن‌ها و بایکوت‌ها هیچ‌گاه سرِ برآورد غلط از قدرت تحریم‌ها و ثلث شدن ارزش پول ملی و بار آوردن بابک زنجانی و تخلفات وسیع مورد تایید دیوان محاسبات و ده‌ها حفره کوچک و بزرگ این‌چنینی صورت نگرفت و ماند و ماند تا سر بی‌اعتنایی به توصیه رهبری؛ آن‌هم توصیه‌ای بی‌سابقه از پشت بلندگو. حرف همان است که آمد؛ اگر تخلف و فساد مبنا بود، باید محل ارجاع محکمه‌ای می‌بود که هیچ‌گاه نبود.

احمدی‌نژاد انگار ناگهان تصمیم تازه‌ای گرفته بود که نشان می‌داد برای درنوردیدن مرزهایی آمده که همه به بیت رهبری ختم می‌شد. مشایی هم به خاتمی نامه نوشت و اصولگرایی و اصولگرایان را پس از شستشویی محترمانه، جلوی آفتاب پهن کرد (در اهمیت اصولگرایی همین بس که سپاه به رغم اعلان رسمی و عمومی عدم دخالت در انتخابات، از طریق سرانگشتان رسانه‌ای و بصیرت‌افشان خود عموما مصادیق اصلح را طوری اعلام می‌کند که «غریباً» و «همیشه» بر کاندیداهای اصولگرا منطبق می‌شود و این مهم است. حتی دبیر شورای نگهبان آن قدر از ژست بی‌طرفی گرفتن بدش می‌آید که جلوی دوربین‌ها، رای‌اش را از روی لیست اصولگرایان رونویسی می‌کند!)

این قرائن کنار هم نشان می‌دهد اصرار احمدی‌نژاد به خروج از دایره اصولگرایی و تاویل توصیه رهبری و ثبت‌نام بر خلاف آنچه بر بلندگو آمد، بر آنچه ویران‌سازی منابع معنوی و مادی کشور نام گرفته (و البته بی‌اثبات در دادگاهی) ترجیح داشته برای بی‌صلاحیت شدن‌اش.

پ.ن: علاقمندان برای مطالعه بیشتر، به نتیجه تحقیق و تفحص مجلس پنجم از بنیاد مستضفعان و تاثیر آن بر طول مدت مدیریت رفیق‌دوست بر این بنیاد مراجعه کنند.


۱۳۹۵ اسفند ۲۸, شنبه

واقعیت راه خود را باز می‌کند





این روزها مسئله نه این است که آیا سیستم، مدیریت قالیباف را هم فاسد کرد یا خود قالیبافِ نوعی است  که آغشته به فساد آمد و بذل املاک و استخدام‌ها را هم آلوده‌ی خود کرد؟ این روزها مسئله نه این است که آیا سیستم باید سعید جلیلی را بابت شش سال مذاکره بی‌حاصلِ منجر به تحریم و فشارهای بی‌سابقه اقتصادی سین-جیم ‌کندو برکنار از عرصه، یا باید خود ِ سعید جلیلی ِ نوعی آن قدر حیا داشته باشد که عطای عرصه سیاست را به لقای آن ببخشد و برای همیشه برود از فرط خسارتی که بار آورد؟ این روزها مسئله نه این است که آیا سیستم، صدا و سیما را در دوره ضرغامی به یک سازمان فربه‌تر و هر روز کم اثرتر بدل کرد یا این ضرغامیِ نوعی بود که از صدا و سیما نه تلقی «رسانه»، که تلقی «بوق» داشت و حالا با همین کارنامه، سودای اصلاح مدیریت عالی جامعه را هم دارد؟ حالا حتی مسئله این نیست که مهرداد بذرپاش در بیست و چندسالگی، صرفا به اعتبار قرابت سیاسی، مدیرعامل دو شرکت بزرگ خودروسازی کشور ‌شد و وقتی خاک سیاه را با محصول مدیریت خود یکی کرد، «سودای خدمت» در سنگری دیگر را ترجیح داد و چرا بی‌هیچ مواخذه و ملالی؟ خیلی بدتر از همه این‌ها؛ مسئله این نیست که چرا هیچ عدلیه‌ای سراغ اتهامات غول‌آسای ذخیره ارزشمند نظام (به تعبیر ضرغامی از احمدی‌نژاد) نرفت تا معلوم شود اتهام‌ها دروغ بود یا انقلابی بودن احمدی‌نژاد یا ذخیره بودن‌اش یا همه راست بود و عدلی نبود!

مسئله‌های ما خیلی حقیر است؛ موریانه‌های فراوان ظاهرالصلاح با تاج‌های ریز و درشت شاهی بر سر، درخت را از دورن تهی کرده‌اند و حالا باغبان دنبال این است که دو – سه موریانه «دو تابعیتی» کجاها رفته‌اند، روزنامه‌نگارها چرا زبانِ درازی دارند و چرا کانال‌های تلگرامی این همه بر خلاف میل موریانه‌های ویژه، غلط‌های زیادی فرموده‌اند.

با این همه، با همه تلخ و شیرین‌اش، معلوم است که «واقعیت راه خود را باز می‌کند» (این سنت خداست)؛ و این شاید خبر خوبی برای درخت نباشد اگر مسئله‌هایش را هر چه زودتر، درست تشخیص ندهند.


https://t.me/mmoeeni1/1274