۱) دفاع از حرم بود و دفاع از بشار اسد نبود؟ ... خیلی هم خوب.
۲) بشار این بار اجازه دخالت نداد و شما هم حرم را به امان خدا رها کردید؟ (بله/خیر)
۳) یعنی تکلیف ساقط شد؟ (بله/خیر)
۴) دوست داشتید اجازه میداد؟ (بله/خیر)
۵) دوست داشتید حکومت بشار، با همه بدیهاش، زنده میماند و ساقط نمیشد؟ (بله/خیر)
۶) خبر داشتید 90 درصد مردم سوریه فقیرند؟ (منبع) (بله/خیر)
۷) تصاویر زندان مخوف صیدنایای دمشق را پس از اسقاط دولت ِ دوست دیدید؟
۸) این را شنیدهاید که «مَنْ اَحَبَّ بَقائَهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ مَنْ کانَ مِنْهُم کانَ وِرْدَ النَّارِ؟» (کسی که بقای آنها را دوست بدارد، جزء آنهاست و کسی که جزء آنها باشد وارد شدهی در دوزخ خواهد بود.» ... این را امام موسی کاظم به صفوان شتردار گفت که به هارون (خلیفه ظالم مسلمانان) برای سفر حج (تکرار: سفر حج) شتر اجاره میداد و دوست داشت هارون آن قدر زنده بماند که کرایه شترهای او را بدهد.
۹) دفاع از حرم، منظورتان دفاع از حرم و مدفن کسی است که در دربار هیولای دوران، خلیفه مسلمانان، یزیدبن معاویه، گفت: «هر مکری خواهی بیندیش و هرچه از دستت بر میآید انجام بده و هرچه میتوانی دشمنی کن به خدا ننگ این رفتاری که با ما کردهای پاک نخواهد شد»؛ این یعنی غره به مکر خودتان نباشید که برخی ننگها پاکشدنی نیست؟
۱۰) آن سیاستی که دل به آن سپردهاید، مجال بیدار شدن را به شما خواهد داد؟
۱۴۰۳ آذر ۲۰, سهشنبه
مجال بیدار شدن به شما خواهند داد؟
۱۴۰۳ آذر ۱۸, یکشنبه
در روزی که بشار اسد گم شد
امروز، با سقوط دیکتاتور سوریه، دست و دلام به نوشتن سیاسی باز شد؛ کوتاه، پرطعنه ... متمرکز در توییتر (ایکس) با تکرار همانها در کانال تلگرامی و حساب اینستاگرام؛ به شرح زیر:
*
چهار سال در تاریخ، یعنی چقدر؟
.
🔹 دشمنانتون شادند (نقطه)
در پیدرپی رسوایی بصیرتها نشانههاست (نقطه)
عبرت بگیرید قبل از اینکه مایه عبرت شوید (نقطه)
هیچ نقطهزنی به کمک بشار نیامد، چه برسد حبس و ساچمه و باتوم (نقطه)
مردم را فوری غنی کنید، برای اورانیوم وقت هست (نقطه)
ما غرّک بربّک الکریم؟ X
🔹 این ۲ زوال
اگر زوال نهادهای نظام و کشور از دوره احمدینژاد شروع شد، زوال قدرت منطقهای نظام از قضا با ابقای بشار اسد آغاز شد!
نظام تا پیش از ابقای موفق بشار، هوشمندانه عمق نفوذش را از دید رقبا مخفی و آنها را در "سطح" نگاه داشته بود اما بعد: «پرده برانداختی، کار به اتمام رفت» X
🔹 علی فرزات کارتونیست بود؛ منتقد بشار اسد.
کارتون میکشید.
هنوز خبری از داعش و ... نبود.
او را در یکی از میدانهای اصلی دمشق دزدیدند.
بدن نیمه جانش را با انگشتان شکسته، حوالی شهر پیدا کردند؛ ۱۳ سال پیش. X
🔹 جواد میرگلویبیات (۳ ماه پیش): از روزی که رسانهها این تصویر را نماد آزادی و بهروزی ملت سودان دانستند تا به امروز، ۱۰ میلیون نفر در این کشور آواره شدند، ۷۵۰ هزار نفر در خطر گرسنگی شدید هستند، ۲۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند و میلیاردها دلار از سرمایه مردم سودان توسط کشورهایی مانند امارات غارت شده است. X
سقوط دیکتاتور به خودی خود کافی نیست؛ تصویر آینده را در رفتار گذشته اپوزیسیون میتوان دید. X
دکتر حسین بشیریه مقالهای ارزشمند و خواندنی دارد با عنوان «زمینههای سیاسی و اجتماعی فروپاشی رژیمهای غیردمکراتیک و گذار آنها به دمکراسی» (در کتاب «گذار به دمکراسی – دفتر نخست»)؛ خلاصهای از آن را اینجا آورده بودم: «همه فروپاشیها لزوما به گذار به دمکراسی نمیانجامد»
۱۴۰۳ شهریور ۲۸, چهارشنبه
✅ «که انتظار نکشند»
🔹 اول) محمد مهاجری (روزنامهنگار اصولگرا) مدعی شده که «یکی از وزیران دولت سیزدهم حدود ۲۰۰ مشاور داشته که جمعا ۲میلیارد و ۷۰۰میلیون تومان (بطور متوسط هرکدام ۱۳۵ میلیون[ریال]) حقوق گرفتهاند. ۵۰نفر از اینمشاوران در ساختمانهای وزارتخانه حتی دیده نشدهاند. اکنون اکثر این مشاوران با پررویی به دولت پزشکیان فشار میآورند که همچنان بمانند.»
دیروز اعلام شد که «آقای مهاجری جهت ارائه مستندات و توضیحات به دادستانی تهران احضار شد.» [اقدامی قابل تقدیر برای جلوگیری از طرح ادعاهای بیسند و مدرک و به هم ریختن امنیت روانی جامعه و بازی با حیثیت افراد]
🔹 دوم) "حضرت آیتالله احمد جنتی" ۵ مرداد ۸۹ گفته بود که «سندی را به دست آورده که نشان میدهد دولت آمریکا از طریق عربستان سعودی یک میلیارد دلار به "سران فتنه" داده و قرار بوده در صورت "انقراض نظام"، ۵۰ میلیارد دلار دیگر هم به آنها پرداخت شود.» میرحسین و کروبی طی نامه مشترکی، ضمن تکذیب این ادعا، اعلام کردند که آیتالله سند ارائه کند.
کدخدایی (سخنگوی وقت شورای نگهبان) هم اعلام کرد: «اگر دادگاه تشکیل شود، جنتی سند ارائه میکند.»
همان طور که پیشبینی میشد نه سندی ارائه شد و نه کسی احضار!
بدون احضار و دادگاه و سندی، ۱۴ سال گذشت.
🔹 سوم) سردار محمدرضا نقدی، علیه آقای خاتمی در مصاحبهای با روزنامه شرق گفت: «آقای خاتمی از پادشاه عربستان پول گرفته که در ایران کار سیاسی کند.»
خاتمی شکایت کرد، سردار نقدی تهمتهای بیشتری زد! ... در پی مخالفت فرمانده کل قوا با احضار سردار به مرجع قضایی، پرونده مختومه شد.
🔹 چهارم) ۱۴ قرن قبل، علی، که بر او درود بیکران باد، به مالک اشتر نوشت: «(بدان) برترین چیزی که موجب روشنایی چشم زمامداران میشود برقراری عدالت در همه بلاد و آشکار شدن علاقه و محبّت رعایا به آنهاست و محبّت و علاقه رعایا نسبت به آنها جز با پاکی دلهایشان (و بر طرف شدن هرگونه سوء ظن به زمامداران) آشکار نمیشود و خیرخواهی آنها در صورتی کاملا مفید واقع میشود که با میل خود گرداگرد زمامداران جمع شوند و حکومتِ آنها بر ایشان سنگین نباشد و انتظارِ پایان گرفتن مدت حکومتشان را نکشند.»
🔹 پنجم) در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده: [حتی] «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد كشور مساوی است.»
🔹 شش) این عکس (بالا) از مرحوم آیتالله خمینی، بار نخست سال ۹۵ (هشت سال قبل) منتشر شد؛ قم است و عاشورای سال ۵۸ (بعد از انقلاب)، زیر تابلویی که روی آن نوشته: «العدل اساس المُلک»؛ «اساس حکومت/کشور، عدل است» (منبع)
۱۴۰۳ شهریور ۲۵, یکشنبه
حافظه و پایداری
آلبر کامو در سخنرانی دریافت جایزه نوبل، در مذمت نویسندگان خادم قدرت گفت: «نویسنده به حکم سرشت خود، نمیتواند امروز به خدمت کسانی درآید که تاریخ را میسازند. او در خدمت کسانی است که تاریخ بر آنها تحمیل میشود. اگر جز این باشد تنهاست و محروم از هنر خود و تمام ارتشهای استبداد با میلیونها نفر نمیتوانند او را از تنهایی بیرون بکشند، حتی و به خصوص اگر به همراهی با آنها تن داده باشد.»
او در سخنرانی دیگری گفت: «اگر کسی نانتان را گرفت، در همان آن، آزادی شما را نیز سلب کرده است. اگر کسی آزادیتان را گرفت، مطمئن باشید نانتان نیز در معرض خطر است.» (ص۱۸۳)
گفته بود: «هنر میان دو پرتگاه قدم برمیدارد: پرتگاه سترونی و پرتگاه پروپاگاندا. هنرمند بزرگ بر لب این پرتگاه پیش میرود، هر گامش ماجرایی است، خطری است بزرگ. و در همین خطر است، تنها در همین خطر است که آزادی هنر حضور دارد.» (ص۳۱۴)
و «بر خلاف تصور جزمی رایج، اگر کسی حق گوشهنشینی نداشته باشد، آن کس قطعاً هنرمند است.» (ص۳۰۵)
آلبر کامو یک سال بعد از سرکوب خونین قیام مردم مجارستان، در پیامی به نشست نویسندگان مجار در لندن نوشت: «رژیمهای توتالیتر متحدانی بهتر از فراموشی و خستگی ندارند. پس دستور کار ما بدیهی است: حافظه و پایداری.» (ص۲۸۹)
📚 منبع نقل قولها: کتاب "در دفاع از فهم"
۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۲, چهارشنبه
برای دختر شجاع ِ تنها
یکی برای نیکا شاکرمی نوشته بود:
سه حزباللهی نامَرد (جمعی تیم مسلمبن عقیل، یگان امام رضا، گردان امام حسن مجتبی) در تاریکی مطلق، با باتوم و شوکر، مدام دستشان بالا و پایین میرود و به سر و صورت دخترکی درازکش و دستودهان بسته میکوبند که ۱۲ روز بعد، تازه قرار است ۱۷ ساله شود.
خیلی خیلی دلم سوخت، خیلی خیلی غصهام گرفت.
در آن لحظات آخرین چه کشیدی ای دختر شجاع ِ تنها؟
**
این نگاه دختر ِ عاصی ِ شجاع به من، به ما ...
۱۴۰۳ اردیبهشت ۲, یکشنبه
علت کدام است و معلول کدام؟
بسیاری نوشتند که بازنشر این تصاویر، پروژه خود ارتش سایبری است برای جور کردن بهانه برخورد شدیدتر و بدتر و بعضی هم اعلام کردند که از جمله این عکس، ایرانی نیست.
🔹 برای نویسنده توییت نوشتم:
۴۵ سال فرصت بود تا شمای ِ موافق اجبار در حجاب، کشوری بسازید با مردمانی که آرامش و آسایش دارند و آن وقت بگویید این کشور و مردماناش، محصول مذهب ماست که حجاب زن را هم اجبار میکند.
کارنامه ناموفقی دارید، با این کارنامه الباقی توصیههای شما را میکوبند به دیوار. [در اجبار حجاب] شکست خوردهاید. X
برای جلب اقبال عمومی به یک ایدئولوژی، اول باید کارآمدی آن ثابت شود (به طور کلی در تامین "آسایش" و "آرامش" مردم). اگر اقبالی به ایدئولوژی شمای نوعی نیست (که ظاهرا نیست)، بیحجابی و مبارزه در زمین حجاب با ایدئولوژی ناکارآمد [شما]، معلول است؛ علت را بچسبید. X
[که] امام صادق (ع) [هم گفت]: «كُونوا دُعَاةَ النَّاس بِغَير أَلْسِنتِكم لِيَروا منْكُم الِاجتهَادَ و الصِّدق و الْوَرع | تبلیغات و دعوت شما از طریق خیر و خدمت به مردم باشد نه با زبان و طوری باشیدکه از شما کوشش و تلاش ببینند و صداقت و پارسایی.» X
🔹 محسنحسام مظاهری (نویسنده و پژوهشگر مطالعات اجتماعی اسلام، تشیع و مناسک شیعی) چند روز پیش نوشته بود (X):
نه این ستیز شرمآور با زنان و دختران، برای اقامهی یک حکم دینی است، و نه لشکرکشیهای خیابانی و راهاندازی اجتماعات انبوه مذهبی در سالهای اخیر، برای ترویج مذهب.
حجاب و مناسک، بهانه است.
مسئلهی اصلی، "خیابان" است و ارادهی سیاسی برای تصرف و تسلط کامل بر آن.
*
۱۴۰۳ فروردین ۲۸, سهشنبه
«مملکتی که همسایگانش جغرافیا را لعنت میفرستند»
جامعهای که در آن جرم است اگر برادر، خواهر، فرزند یا همسر یک مجرم باشی،
جامعهای که در آن برخی از مردم خوشبختترند به دلیل این که اصلا فکر نمیکنند،
جامعهای که در آن برخی از مردم خوشبخت نیستند چون آن چه را که فکر میکنند میگویند،
مملکتی که همسایگانش جغرافیا را لعنت میفرستند،
مملکتی که در آن بزدلها خوشبختتر از شجاعتپیشگان هستند،
مملکتی که به سفارشینویسهای بیاستعداد جوایز ادبی میدهد،
مملکتی که از تمام شهروندانش میخواهد دیدگاههای یکسانی در فلسفه، سیاست خارجی، اقتصاد، ادبیات و اخلاق داشته باشند،
یک کشور منزوی،
مملکتی که حکمرانانش معتقدند هیچ چیز مهمتر از باقیماندنشان در قدرت نیست،
جامعهای که بسیار غمگین است،
مملکتی که معتقد است خودش به تنهایی میتواند بشریت را نجات دهد،
«مملکتی که بر اساس «مادامی که میترسند، بگذار از تو متنفر باشند» حکومت میکند»
مملکتی که در آن تاریخ در خدمت سیاست است،
مملکتی که گدا دارد،
مملکتی که به هیچ وجه دوست ندارد شهروندانش روزنامههای قدیمی را بخوانند.
**
لِشک کولاکوفسکی یادداشتی دارد که طی آن نشانههای «مملکتی که سوسیالیست نیست» را لیست کرده؛ حدود ۸۰ نشانه آورده که ۱۵تای آنها را بالا خواندید. متن کامل را میتوانید در شماره ۸۹ مجله اندیشه پویا (صفحه ۱۱۲) بخوانید.
**
لشک کولاکوفسکی (۲۳ اکتبر ۱۹۲۷ – ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۹) فیلسوف و متفکر لهستانی است که بیشتر بهخاطر شناخت و نقد مارکسیسم در دنیا شناختهشده است.
۱۴۰۲ اسفند ۲۵, جمعه
مظلوم به معنای واقعی
مردم غزه به معنای واقعی کلمه «مظلوم»اند؛ بین دو لبهی قیچی حماس-اسرائیل گیر افتادهاند؛ از رنج اشغال و آزار صهیونیستها پناه به دامن حماس برده بودند که حالا واضحتر از همیشه معلوم شده ارزیابی درستی از وسعت و عمق واکنش اسراییل به آن آدمکشی و عملیات نداشت و اینک چنین، جمعیت بیپناه غزه را در بلا و آتش انداخته است.
در دنیای به این بزرگی کسی نه نتوانست و نه خواست نقطه توقف بر جنایتهای ارتش اسراییل بگذارد. نمایش حوثیها هم هیچ رنجی را کم نکرده که از قضا وسعت ناچیز اثر «خط مقاومت» را در مهمترین پروژهاش (فلسطین) عریان جلوی چشم جهانیان آورده.
چه غمی عظیم که در میانه میدانداری کسانی که رنج انسان فلسطینی را مبتذل و آن را دستاویز تقدیس خود کردند، باید هوار زد که این رنج واقعی است و چرا کاری از دست کسی بر نمیآید؟!
این ظلم دامنگیر است؛ کشته شدن ۳۰ هزار انسان بیپناه در کمتر از نیمی از سال مگر شوخی است؟ دویدن از پی جرعهای آب و لقمهای نان برای نمردن از گرسنگی، خیالات نیست؛ واقعیت بیعرضگی جامعه جهانی انسانهاست که بسیار عاجز است برای تقلیل مرارت انسانهایی چنین ستمدیده.
ما به صحنه رنج آن کودک فلسطینی که از گرسنگی، بیحال و زار، بازوان و دستان مادرش را میکاود، بسیار نزدیکیم؛ نقشه جهان را ببینید!
پس چرا گنگایم؟ چرا ناتوانیم؟ چرا رنج انسان دیگر زود عادی میشود؟ چرا خیال کردهایم پژواک این ستم و رنجها، دیر یا زود، سیلی بر صورتمان نخواهد شد؟
🖤
۱۴۰۲ بهمن ۳, سهشنبه
قصه غصه را تمام بخوانیم
گفتهاند یکی آن دیگری را کشت، آن یکی را هم به قصاص کشتند.
جان است از پی جان که برای همیشه گرفته میشود.
قصه غصه را تمام بخوانیم، از اوّل ِاوّل هم بخوانیم؛ که چرا و چطور ایرانی راضی شد تا پای جان ایرانی ِ دیگر پیش برود ...
"علت" را گم کردن و حتی جای "معلول" نشاندن، مهیبترین خطا نیست؟
نظام تاکنون هفت نفر را به جرم کشتن هفت مأمورش (در رخدادهای پارسال) اعدام کرده. طبق این لیست ۸۶ نفر"شهدای اغتشاشات سال گذشته"اند؛ اعدامها ادامه خواهند یافت.
اینکه قاتلان سایر کشتهها (از غیرمأموران نظام) در این دنیا چه سرانجامی خواهند داشت، خدا میداند.
➕ خبر: "حکم قصاص برای مامور اطلاعات سپاه به اتهام قتل محمد جامهبزرگ"
۱۴۰۲ دی ۲۳, شنبه
لیبرالیسم علیه صهیونیسم
محمد قوچانی یک سرمقاله مفصل ۲۰ صفحهای در شماره اخیر (شماره ۱۲) مجله "آگاهی نو" نوشته که اصل حرف آن این است: «راه حل مسئله فلسطین، لیبرالیسم است.»
فارغ از موافقت یا مخالفت کلی و جزیی با نویسنده(!)، این مقاله حتما ارزش خواندن دارد؛ هم به دلیل زاویه دید خاصی که دارد و هم به خاطر فکتهایی که جمعآوری کرده از جمله درباره قرابت ریشهای سوسیالیسم و صهیونیسم و نتایج قهری دین ِ سیاسی (به طور عام، با تاکید بر صهیونیسم به عنوان یهودیت سیاسی).
در اواخر این سرمقاله (نتیجهگیری) میخوانیم:
«علت سکوت جامعه ایران در برابر جنگ غزه به بنبست رسیدن تفسیر ایدئولوژیک از جنبش فلسطین است. تفسیری که در ایران حتی از فلسطین هم جدیتر گرفته میشود [...] راه حل فلسطین راه حلی لیبرال و نه ایدئولوژیک است.»
در بخشهای پیشین همین سرمقاله آمده:
🔹 «جنبش صهیونیسم به رهبری روزنامهنگار و روشنفکری یهودی اما سکولار به نام تتودر هرتزل با شعار بازگشت به کوه صهیون در فلسطین به فکر احیای دولت اسرائیل باستان افتاد که نیای همین اروپاییان یعنی امپراتوری روم باستان آنان را آواره ساخته بود. همین اندیشه بازگشت نوعی بنیادگرایی را با روشنفکری یهود در آمیخت و در برابر یهودیت سنتی که در انتظار ظهور منجی قوم یهود بود و به نوعی شبیه انجمن حجتیه و اسلام سنتی بود، یهودیت سیاسی را پدید آورد که یهودیت را از دیانت و ملیت به ایدئولوژی (صهیونیسم) بدل ساخت و مانند همهی ایدئولوژیها با قدسیتزدایی از دین آن را دنیوی و سیاسی کرد و از اعتقادی فردی و معنوی به جنبشی اجتماعی و مادی تبدیل کرد.»
🔹 «روشنفکران چپ معمولا فاشیسم را راست افراطی مینامند تا ماهیت سوسیالیستی آن را انکار کنند و از خاطرات، این واقعیات را بزدایند که فاشیسم و نازیسم همان ناسیونال سوسیالیسم یا سوسیالیسم ملی هستند همچنان که صهیونیسم، صورتی از ناسیونال سوسیالیسم یا سوسیالیسم یهودی است که یهودیت را نه مذهبی فردی که مذهبی جمعی میداند.»


.jpg)
















