‏نمایش پست‌ها با برچسب اعراب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعراب. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۲ اسفند ۲۵, جمعه

مظلوم به معنای واقعی



مردم غزه به معنای واقعی کلمه «مظلوم»اند؛ بین دو لبه‌ی قیچی حماس-اسرائیل گیر افتاده‌اند؛ از رنج اشغال و آزار صهیونیست‌ها پناه به دامن حماس برده بودند که حالا واضح‌تر از همیشه معلوم شده ارزیابی درستی از وسعت و عمق واکنش اسراییل به آن آدمکشی و عملیات نداشت و اینک چنین، جمعیت بی‌پناه غزه را در بلا و آتش انداخته است.

در دنیای به این بزرگی کسی نه نتوانست و نه خواست نقطه توقف بر جنایت‌های ارتش اسراییل بگذارد. نمایش‌ حوثی‌ها هم هیچ رنجی را کم نکرده که از قضا وسعت ناچیز اثر «خط مقاومت» را در مهم‌ترین پروژه‌اش (فلسطین) عریان جلوی چشم جهانیان آورده.

چه غمی عظیم که در میانه میدان‌داری کسانی که رنج انسان فلسطینی را مبتذل و آن را دستاویز تقدیس خود کردند، باید هوار زد که این رنج واقعی است و چرا کاری از دست کسی بر نمی‌آید؟!

این ظلم دامن‌گیر است؛ کشته شدن ۳۰ هزار انسان بی‌پناه در کمتر از نیمی از سال مگر شوخی است؟ دویدن از پی جرعه‌ای آب و لقمه‌ای نان برای نمردن از گرسنگی، خیالات نیست؛ واقعیت بی‌عرضگی جامعه جهانی انسان‌هاست که بسیار عاجز است برای تقلیل مرارت انسان‌هایی چنین ستمدیده.

ما به صحنه رنج آن کودک فلسطینی که از گرسنگی، بی‌حال و زار، بازوان و دستان مادرش را می‌کاود،  بسیار نزدیکیم؛ نقشه جهان را ببینید!

پس چرا گنگ‌ایم؟ چرا ناتوانیم؟ چرا رنج انسان دیگر زود عادی می‌شود؟  چرا خیال کرده‌ایم پژواک این ستم و رنج‌ها، دیر یا زود، سیلی بر صورتمان نخواهد شد؟
🖤



۱۴۰۰ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

🔴 هلاک تناقض‌ها نشوید!

 

موج احساسات ایرانیان در فضای مجازی بالاست که «چرا علیه طالبان در پنجشیر وارد "عمل" نشدید؟»!

فرض این است که مبنای این موج "صرفاً" مخالفت با رویکرد جمهوری اسلامی نیست!

 

واقعاَ چرا باید "جمهوری اسلامی" علیه طالبان در پنجشیر وارد "عمل" می‌شد؟! طرفداری از حق علیه باطل؟! یعنی هنوز کسانی در دهه شصت حضور دارند یا "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" فقط مخصوص غرب خاورمیانه است؟!

 

حمایت از هر "اقدام نظامی خارجی توسط جمهوری اسلامی" یعنی آب به آسیاب نظامی‌گری؛ تشویق برای موشک‌های بزرگ‌تر و احتمالاً سفره‌های کوچک‌تر مردم.

 

آیا باید قندی را که «چرا ج.ا. وارد عمل نظامی در افغانستان نشد؟» در دل جنگ‌سالاران آب می‌کند، قدر دانست؟!

 

این تسلیم به بینش "جنگ‌سالاری" محصول ناگزیر جهان رویایی برساخته همان کسانی نیست که آن را "دنیای موشک‌ها" خواسته‌اند؟!

 

اما اساساً وقتی از آب ریختن به آسیاب جنگ‌سالاران می‌گوییم، از چه می‌گوییم؟!

 

جمهوری اسلامی تا پیش از قدرت و وحشت‌نمایی داعش در عراق به اعتبار آگاهی از مخالفت ملی و جهانی، از تایید دخالت مستقیم نظامی فرامرزی خود به طور جدی پرهیز می‌کرد و از «ما فقط مستشار به سوریه فرستاده‌ایم» جلوتر نمی‌آمد حتی وقتی جنازه کشتگان بسیار جوان (که طبیعتاً نمی‌توانستند مستشار نظامی باشند) به ایران باز می‌گشت

 

اما داعش ورق را برگرداند؛ همان موقع (اسفند 93) در وبلاگم نوشتم: «با آمدن داعش، حلقه محاصره بشار اسدِ جلاد شل‌تر شد؛ این را حتّی در شبکه‌های اجتماعی هم به راحتی می‌توان حس کرد. با آمدن داعش، مسئله حضور نظامی ایران در عراق و سوریه تا حد بسیار زیادی از فشار افکار عمومی داخلی و منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای رها شد.»

 

"ترس عمومی" گره کار بسیاری را باز کرد! ناگهان افکار عمومی با "فرشتگان"ی مواجه شد که از قضا بارها علیه خواست اکثریت بوده‌اند!

 

سه سال بعد (96) سردار جعفری (فرمانده کل سپاه) گفت: «معلوم نبود در نطفه خفه کردن داعش به صلاح باشد. همین شکل‌گیری داعش و اتفاقاتی که ظرف چهار-پنج سال اخیر در منطقه رخ داد، باعث سازماندهی جبهه مقاومت و سازمان‌دهی مردم منطقه شد.»

 

شما بر طبل عمل نظامی در دفاع از پنجشیر می‌کوبید به اعتبار "زبان فارسی" پنجشیری‌ها (که خود فرقه‌گرایی واضح است) و یا حتی "دفاع از مظلوم" (لابد مثل ماجراهای غزه و لبنان!) ولی جنگ‌سالاران آسیاب خودشان را روغن‌کاری می‌کنند و شما در دام تناقض‌های خود ویران می‌شوید!

 

ریشه نزاع و جنگ‌های نیابتی ایران/ترکیه/سعودی/پاکستان همین فرقه‌گرایی‌های خون‌آلود است؛ بر آتش آن ندمید لطفا! 

 

طرحی نو در اندازید!



تلگرام


۱۳۹۹ تیر ۱۱, چهارشنبه

چهارپاره – 151 | به اعتبار ابدی کدام "فریب" دلخوش‌اند؟

Cartton by: Aydın Doğan

اول) نامه موسوی خویینی‌ها به رهبری نامه قابل توجهی است (اینجا و اینجا)؛ از جمله نوشته: «اوضاع غیرقابل‌دوام‌ امروز صرفاً معلول تصمیمات مدیرانی که می‌آیند و می‌روند نیست (که البته این آمدن‌ها و رفتن‌ها هم خارج از چارچوب ارادهٔ عالی و حاکم بر کل مقدرات کشور نیست). از نگاه مردم، شیوهٔ مدیریت در بالاترین سطح، و قدرتِ نافذ آن، نقش‌آفرینِ اصلی در تمام یا اکثر مهامّ امور کشور است.»

.

دوم) واضح بود حتی نقد محترمانه رهبری توسط یک انقلابی (موسوی خویینی‌ها) هم توسط برخی منصوبان رهبری تحمل نشود. حسین شریعتمداری که  با حکم رهبری از 26 سال و 6 ماه و ده روز قبل، بر صدر روزنامه مصادره شده کیهان نشسته، طی مقاله‌ای و بعد از روانه کردن اتهام‌های سنگین علیه موسوی خویینی‌ها، نوشته: «آقای خوئینی‌ها خطاب به رهبر معظم انقلاب می‌نویسد: «در ذهن این مردم باورهایی که پشتوانه استحکام و نیز مقبولیت و مشروعیت نظام اسلامی بود به گونه‌ای روزافزون آسیب دیده و می‌بیند»! ایشان توضیح نمی‌دهد که این بی‌اعتقادی نسبت به اسلام و نظام و انقلاب است یا عملکرد برخی از مسئولان نظام؟! اگر بی‌اعتقادی نسبت به اصل نظام است، در مقابل ده‌ها نمونه اخیر که مردم با حضور چند ده میلیونی خود بر وفاداری و اعتقاد راسخ خویش به اسلام و انقلاب و مخصوصاً رهبر انقلاب تاکید ورزیده‌اند چه پاسخی دارند؟! مثلاً درباره حضور چند ده میلیونی ملت از همه طیف‌ها در سوگ سپهبد شهید سردار سلیمانی چه پاسخی دارند؟! حمایت همه‌جانبه آنان از اقدامات نظام در مقابل باج‌خواهی آمریکا و متحدانش را چگونه تفسیر می‌کنند؟!»

طبیعتاً حسین شریعتمداری از طرح و پاسخ این سوال طفره می‌رود که اگر "اکثریت" مردم چنین مدافع ارزش‌های نظام مسلط کنونی‌اند، چرا حق انتخاب آنان در "انتخابات" مختلف (نه اردوکشی‌های خیابانی) با فرمول "نظارت استصوابی" مدام محدود می‌شود؟ جز این است  که امثال نماینده ولی‌فقیه در روزنامه کیهان باور دارند "اکثریت" مردم، در فرصت اظهار نظر و "رأی مخفی"، قطعاً کسانی را برمی‌گزینند که با ارزش‌های مورد ستایش ایشان موافقتی ندارند؟! بزرگواران به اعتبار ابدی کدام "فریب" دلخوش‌اند؟

.

سوم) «استقبال گرمی کردند. امیرعبدالله، ولیعهد و تقریبا تمامی اعضای دولت و فرماندهان نظامی و انتظامی و رییس مجلس و امیرریاض برای استقبال آمده بودند ... سر شب به ملاقات ملک فهد رفتیم. گفتند نمی‌تواند از روی صندلی بلند شود، خیز گرفت که بلند شود، مانع شدم. بعد از نشستن به خبرنگاران اجازه ورود دادند ... امیرعبدالله بار دیگر از من به خاطر نقشی که در ایجاد تفاهم بین دو کشور داشته‌ام تجلیل فراوانی کرد ... شب آقای سعودالفیصل وزیر امور خارجه عربستان برای ملاقات آمد. از سفر من به گرمی تشکر کرد و گفت آرزوی  دیرینه مردم و مسئولان عربستان بوده ... عصر امیرعبدالله هم تلفنی از ریاض با من صحبت کرد و شدیداً (از اظهارات امام جمعه در مسجدالنبی و در حضور هیئت ایرانی علیه شیعه (انتقاد شدید به خاطر اهانت شیعه به صحابه و خلفا و عایشه و اعتقاد به مهدی موعود و ولایت فقیه و نیابت امام خمینی از امام زمان)) اظهار تاسف کرد  و گفت: «انّی آسف کثیر کثیر کثیر کثیر» و گفت  این شخص تنبیه می‌شود ...»؛ یادداشت‌های روزانه مرحوم رفسنجانی را در سفر چهارده روزه به عربستان در اسفند 76، هفت ماه بعد از شروع کار دولت خاتمی، می‌خوانم. استقبال و پذیرایی مفصل و قول و قرارهای همکاری واقعا قابل توجه است. حمایت عربستان از برگزاری اجلاس سران کشورهای اسلامی در تهران (آذر 76) نیز اساساً ریشه در حُسن تفاهم رفسنجانی (رئیس جمهوری وقت) با سعودی‌ها داشت. اوضاع آن موقع با وضعیت رابطه فی‌مابین طی سال‌های اخیر اصلا قابل مقایسه نیست. می‌شود رد این تخاصم را از جنگ 33 روزه تابستان سال 85 در لبنان (بین حزب‌الله و اسرائیل) گرفت که سعودی‌ها گفته بودند حزب‌الله لبنان به اعتبار حمایت ایران ماجراجویی کرده و آن درگیری‌های ویران‌گر را باعث شده. بعد هم حذف رفسنجانی از عرصه قدرت و تاثیر. بعدتر "بهار عربی" که ایران و عربستان را (به اعتبار شهوت همزمان هر دو به سلطه بر منطقه) به صورت عریان در برابر هم قرار داد و شده این روزگار که انگار دشمن ازلی و ابدی هم بوده‌اند.

.

چهارم) «حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد(...) وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب‌زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟»

از خاطرات سردار قالیباف؛ فرمانده سابق نیروی هوایی سپاه، فرمانده سابق نیروی انتظامی، فرمانده سابق شهرداری تهران و فرمانده کنونی مجلس شورای اسلامی.

۱۳۹۸ مهر ۸, دوشنبه

این، همه‌ی بازی نیست



1) محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان گفته که  ترجیح می‌دهد در برابر ایران از راه‌حل‌های سیاسی به جای گزینه نظامی استفاده کند. او در گفتگویی که در برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه سی‌بی‌اس آمریکا پخش شده هشدار داده که اگر جهان برای جلوگیری از اقدامات ایران کاری نکند ممکن است قیمت نفت ممکن است به «طرز غیرقابل تصوری» بالا رود.

2) بازی خیلی شبیه بازی صدام حسین است در دوره جنگ؛ او وحشیانه و ویرانگر 39 سال قبل جنگی بزرگ علیه ایران آغاز کرد. اندک مدتی بعد که معلوم شد نقشه‌ها درست از کار در نمی‌آید، جانب صلح و آتش‌بس را گرفت در حالی که نظام نورسیده جمهوری اسلامی شرط‌های عجیبی برای آتش‌بس تعیین کرده بود در حد "رفتن حزب بعث عراق"! این روند با سابقه ذهنی گروگان‌گیری دیپلمات‌ها در تهران، یک چهره جنگ‌طلب و غیرعادی از جمهوری اسلامی ایران به جهان عرضه کرد و یک چهره‌ی صلح‌طلب از صدام ِ متجاوز! بازی کثیف صدام و بی‌اعتنایی مقامات انقلابی ایران به اهمیت و جایگاه "قدرت جریان افکار عمومی جهانی" وقتی موفقیت‌های اولیه خود را در "متحد کردن جهان علیه جمهوری اسلامی ایران" نشان داد که حتی استفاده آشکار ارتش عراق از تسلحیات شیمیایی با مقابله جدی جهانی مواجه نشد. این روند با شروع سال پایانی جنگ و نپذیرفتن قطعنامه 598 توسط ایران (در تیرماه سال 66)، بسیار شدت گرفت. متعاقب آسان شدن "اتحاد علیه ایران" و تبعات آن بود که ایران شش‌هزار کیلومتر از خاک عراق را که طی 6 سال گرفته شده بود، ظرف فقط سه ماه آخر جنگ از دست داد و نهایتاً از موضع ضعف قطعنامه 598 را پذیرفت (اینجا را بخوانید).

3) ناامنی در جریان تولید و انتقال انرژی چیزی‌یست که "جهان" بابت رفع آن حتی از جان و سلامتی انسان‌های بی‌گناه نیز عدول می‌کند. ولیعهد سعودی می‌گوید: «منطقه خلیج فارس حدود ۳۰ درصد منابع انرژی جهان، حدود ۲۰ درصد معابر تجارت جهانی و حدود ۴ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهد. تصور کنید این سه مورد متوقف شوند. این مسئله به معنای فروپاشی کامل اقتصاد جهانی است، نه فقط عربستان سعودی یا کشورهای خاورمیانه.»
تعداد هر چه بیشتری از مردم و دولت‌های جهان که این هشدارها را باور کنند، اتحاد علیه ایران آسان‌تر و آسان‌تر می‌شود و آنگاه نوبت ضربه از جنس دیگر می‌رسد.

4) خویشتن‌داری‌های ظاهری آمریکا و عربستان در مواجهه نظامی با تحت خطر قرار گرفتن جریان انرژی در منطقه خلیج‌فارس (به خصوص در حمله به تاسیسات آرامکو) از جمله با خریدن وقت جهت تهییج و متحد کردن جهان علیه ایران توجیه می‌شود. گو جریان سرمست از "اقتدار موشکی" نخواهند به اهمیت "قدرت جریان فکری ِ نگران از تامین انرژی" و "فرسودگی مردم از اوضاع همواره امیدسوز اقتصادی و اجتماعی" توجهی در خور کنند. 

این یادداشت در تلگرام: +