‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد خاتمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد خاتمی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ مرداد ۱۴, چهارشنبه

چهارپاره ۱۶۰ – از ایران تا یمن



اول) از گروک (چت‌بات هوش مصنوعی) خواسته بودم متوسط نرخ رشد سالانه GDP واقعی (رشد اقتصادی) را در دوره‌های مختلف ریاست‌جمهوری اسلامی ایران (هشت‌سال کامل) به دست دهد. اعلام کرد:
1. دوره آیت‌الله علی خامنه‌ای: حدود 1.8 درصد - دوره جنگ ایران-عراق؛ رشدهای مثبت اولیه و منفی شدید در سال‌های پایانی جنگ،
2. دوره اکبر هاشمی رفسنجانی: حدود 6.3 درصد - بالاترین متوسط پس از جنگ،
3. دوره محمد خاتمی: حدود 4.9 درصد - رشد پایدارتر در سال‌های پایانی با درآمدهای نفتی بهتر،
4. دوره محمود احمدی‌نژاد: حدود 3 درصد - رشد اولیه خوب (به دلیل نفت گران)، سپس افت شدید با تحریم‌ها آن‌گونه که در سال پایانی، رشدْ منفی شد،
5. دوره حسن روحانی: حدود 1 درصد - رشد بالا پس از برجام (۱۳۹۵) و رکود/منفی با خروج آمریکا از برجام، بازگشت تحریم‌ها و شیوع کرونا.


دوم) تحریم‌های شدید به دلیل (بهانه) فعالیت‌های هسته‌ای از دوره محمود احمدی‌نژاد شروع شد. از گروک پرسیدم اگر رشد دوره‌ رفسنجانی-خاتمی ادامه یافته بود، این روزها درآمد سرانه ایرانیان چند دلار بود و الان، در واقع امر، چقدر است؟ 
پاسخ داد: درآمد سرانه اسمی فعلی ایرانیان در سناریوی ادامه‌ رشد دوره رفسنجانی–خاتمی (میانگین رشد GDP در دوره: حدود 4.65) و بدون بحران/تحریم‌های هسته‌ای، احتمالاً در محدوده ۱۰٬۰۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ دلار (یا حتی بالاتر در سناریوهای خوش‌بینانه‌تر) قرارمی‌گرفت. الان ایرانیان سالانه به طور متوسط حدود ۳٬۴۰۰ تا ۳٬۹۰۰ دلار اسمی درآمد دارند؛ ۳/۵ برابر کمتر از چیزی که می‌توانست رخ دهد! 
گروک درباره خسارت‌های ناشی از تحریم‌های هسته‌ای با استناد به گزارش‌ منابع گوناگون اعلام می‌کند: «تخمین‌های مختلف از «هزینه/فرصت» برنامه هسته‌ای و تحریم‌ها (ازدست‌رفتن درآمد نفتی بیش از ۴۵۰ میلیارد دلار + سرمایه‌گذاری از دست‌رفته + رشد از دست‌رفته) به رقم‌های تجمعی ۱ تا ۳ تریلیون دلار می‌رسند. برخی تحلیل‌ها بر این باورند که بدون تحریم‌ها، اقتصاد ایران می‌توانست به‌حدود ۱ تریلیون دلار برسد (الان حدود ۳۰۰–۳۶۰ میلیارد دلار).
تحریم‌های شدید در دوره آغازین خود با خطاب «کاغذ پاره» یا حتی «نعمت» مورد استقبال مقامات عالی‌رتبه قرار گرفته بود.


سوم) یمن سال‌هاست کشور یکپارچه‌ای نیست؛ بیش از یک دهه است که درگیر جنگ داخلی است و تقسیم سیاسی (مناطق تحت کنترل حوثی‌ها در شمال و دولت به رسمیت شناخته‌شده بین‌المللی در جنوب)، تحریم‌ها، محدودیت‌های صادرات نفت، کاهش کمک‌های خارجی و شوک‌های منطقه‌ای این کشور را به یکی از بحران‌زده‌ترین کشورها تبدیل کرده است. بیش از نیمی از جمعیت این کشور (حدود ۲۲ میلیون نفر) به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند، سه‌چهارم جمعیت زیر خط فقر زندگی می‌کنند، ۲٫۲ میلیون کودک زیر ۵ سال سوءتغذیه حاد دارند و در این بین از جمله بیش از ۵۰۰ هزار نفر سوءتغذیه شدید دارند، شیوع بیماری‌های اپیدمیک بالاست و وبا همچنان تهدید عمده‌ است.
یمن در چرخه‌ای از جنگ طولانی‌مدت، فروپاشی اقتصادی، کمبود کمک‌ها و بحران‌های بهداشتی گرفتار است.


چهارم) مهرماه ۹۷ علی‌اکبر ولایتی (رکوردار با سابقه ۱۶ سال تصدی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی، مشاور رهبر و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) گفت: «از یمنی‌ها یاد بگیریم که چگونه در برابر تهدید و تحریم مقاومت می‌کنند. به جای لباس لُنگ می‌بندند و اسلحه به دست دارند و چند تکه نان خشک دست‌شان است با پای پیاده، سعودی‌ها از دست این‌ها عاجز شدند.» دو سال بعد که ویدئوی تجلیل از پسران وی به عنوان برج‌سازان موفق در یک مهمانی با نام «گرگ وال‌استریت» در هتل شانگریلای استانبول منتشر شد، بسیاری یاد توصیه «پدر برج‌سازان موفق» افتاده بودند.
همین هفته نیز تصویر پایین در تجمع شبانه‌ی خیابانی  مردم  انقلابی  مخالفِ مذاکره و موافق ادامه جنگ، یکی از پربیننده‌ترین تصاویر در فضای مجازی بوده است. پزشکیان، قالیباف و عراقچی نمادهای دیپلماسی جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند.
رسانه‌ها و بسیاری از حامیان نظام جمهوری اسلامی، حوثی‌ها را در یمن نمونه‌ای موفق از «مقاومت» در برابر آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی می‌دانند و لذا «خوش به حال یمن ...»، و در پس پردهْ خوش‌به‌حال «برج‌سازان موفق»!




۱۴۰۳ شهریور ۳, شنبه

در سابقه آمده!

 
🔹 مهدی غضنفری (رئیس هیأت عامل صندوق توسعه ملی | وزیر اسبق صنعت، معدن و تجارت) به مسعود پزشکیان پیشنهاد کرده که «روابط کنسولی در محل سفارت آمریکا در تهران احیا شود تا ایرانیان بسیاری که در آنجا (آمریکا) هستند براحتی تردد کنند.»



متن کامل یادداشت او که در X منتشر شده به این قرار است:


آقای پزشکیان

حالا که همه ارکان نظام در کنار شما و دولت شما هستند؛ لطفا در صورت صلاحدید، چند کار بجا مانده از سالیان دور را اجرایی کنید؛ شاید بهتر باشد این کارها قبل از اتمام ماه عسل انجام شود.

در توئیت امروز به یک کار کوچک در حوزه  سیاست خارجی اشاره می‌کنم.

اما امروز.؛
بخاطر دارید که عده‌ای دانشجو (به ظن قریب به يقين با توطئه حزب توده) سفارت آمریکا را تسخیر کردند و با یک کار بیهوده، سنگی در چاه انداختند که هنوز کسی نتوانسته آنرا درآورد.
حالا البته میدانیم موضوع جاسوسی و جمع کردن اطلاعات توسط سفارتخانه، امری عادی است ولی خب شاید خامی حکمرانی داشتیم.

خوبست حداقل به احترام مردم ایران، روابط کنسولی در محل سفارت آمریکا در تهران احیا شود تا ایرانیان بسیاری که در آنجا هستند براحتی تردد کنند.

پ.ن: البته بد نبود یه قانون می‌داشتیم که هر کس به جرم حمله به سفارتخانه‌ای دستگیر شد، هر روز صبح، به مدت ۱۰ سال، در جلوی آن سفارت بیانیه‌ای را در عذرخواهی از مردم ایران قرائت می‌کرد و یک ساعت هم خیابان‌های اطراف سفارت را جارو می‌زد.



 
🔹 این پیشنهاد بازتاب گسترده‌ای داشته است اما شاید بهتر باشد در همین باره، به ۲۵ سال قبل برگردیم و نیم‌نگاهی به پاییز سال ۱۳۷۸ (دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی) بیندازیم:


🔹 آبان‌ماه ۱۳۷۸ جیمز روبین (دستیار امور عمومی وزیر امور خارجه آمریکا - دوره کلینتون) اعلام کرده بود:

ما مدت‌هاست که درخواست کرده‌ایم مقام‌های کنسولی آمریکا به ایران سفر  کنند تا از این طریق نسبت به ایجاد تسهیلات برای صدور ویزای سفر ایرانیان  به آمریکا و همچنین کمک به آن گروه از شهروندان آمریکایی که خواستار سفر به  ایران هستند، اقدام شود. ما به مقام های رسمی ایران اجازه داده‌ایم تا از  دفتر حافظ منافع خود در واشنگتن، دیدن کنند اما دولت ایران آماده اقدام  متقابل نیست.



🔹 آیت‌الله خامنه‌ای اما طی سخنانی در دیدار دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف‌  (اول آذر ۷۸) گفت:

«آمریکایی‌ها نگاه می‌کنند، می‌بینند که این‌جا هیچ جای پایی ندارند؛ حتی یک  سفارتخانه ناقابل؛ حتّی یک دفتر حافظ منافع! امروز حتّی یک مأمور امریکایی  در این کشور شاغل نیست. دفتر حافظ منافعشان در اختیار سوئیسی‌هاست.  آمریکایی‌ها این جا جایی ندارند. تلاشی هم کرده‌اند؛ مدّتی هم هست که فشار  می‌آورند اما مسئولان ما از این طرف مقاومت کرده‌اند و اجازه نداده‌اند. می‌گویند باید کسانی به عنوان دفتر حافظ منافع بیایند و در تهران مستقر  شوند. آنها در واقع می‌خواهند برای ارتباط با عناصر خودفروخته، یک سایت  اطّلاعاتی-سیاسی در وسط تهران درست کنند؛ این مقصود آنهاست!»

 




۱۴۰۲ فروردین ۱۹, شنبه

«چرا اصلاح‌طلبان افول کردند؟»

 

 


«بلافاصله بعد از گفت‌وگوی تمدن‌های آقای خاتمی، بوش ایران را به عنوان محور شرارت معرفی می‌کند. چرا بوش چنین واکنشی نشان داد؟ به این خاطر که سیاست آقای خاتمی ایده‌آلیستی بود. کسانی که بحث ایده، فرد، لیبرالیسم و آزادی را در حوزه سیاست بین‌الملل مطرح می‌کنند، نتیجه نمی‌گیرند. فکر می‌کنید چرا اصلاح‌طلبان افول کردند؟ به این خاطر که انگاره‌هایی که در رابطه با جهان غرب داشتند، توهمی بیش نبود. مشابه بلایی که بوش پسر سر خاتمی آورد، ترامپ سر روحانی آورد. مگر روحانی نگاهش تماماً همکاری با جهان غرب نبود؟ مگر به اعتمادسازی توجه نداشت؟ مگر به عادی‌سازی روابط توجه نداشت؟ مگر تیم سیاست خارجی روحانی، این انگاره را نداشتند؟ پس چرا با آنها این‌گونه رفتار شد؟»

 

دکتر ابراهیم متقی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، ویژه‌نامه نوروزی مجله "تجارت فردا"، صفحه ۱۴۳.

 

 

 

👁‍🗨 ملاحظات:

🔹 اول) جناب متقی سوال درستی پرسیده‌اند: «چرا اصلاح‌طلبان افول کردند؟» نیمی از پاسخ‌شان نیز، دست‌کم به گمان من، درست است: «به این خاطر که انگاره‌هایی که اصلاح‌طلبان داشتند، توهمی بیش نبود»، اما بر خلاف نظر آقای دکتر، معتقدم انگاره‌های متوهمانه اصلاح‌طلبانی که فرصت حضور در قدرت به آنها داده شده، نه در مواجهه با جهان غرب، که از قضا در مواجهه با جهانی بود که صلاحیت آنها را برای شرکت در انتخابات موقتاً تأیید کرد!

آنها (اصلاح‌طلبان و اعتدالیون) بر این "توهم" بودند که با اتکای به "نه"های قدرتمند مردم به رقبای‌شان (از جمله در خرداد ۷۶ و اردیبهشت ۹۶، در دو  انتخابات "معنادار") توان اثرگذاری بر امّهات سیاست خارجی کشور را دارند. به خصوص در سال ۷۶، جهان غرب نیز فریب این توهم را خورد و زمان فروخت! اما وقتی "ثابت" شد که دولت‌ها صرفا "مجری"‌اند و "تدارکاتچی"، غرب هم متوجه سرچشمه شد، به این رسید که حرف‌های خوشگل اصلاح‌طلبان هم صرفا "حرف خالی" و "باد مفت" است و در موثرترین حالت، باعث رد صلاحیت‌شان برای ادامه حضور در ارکان قدرت می‌شود! (خوشبینانه فرض می‌کنیم اصلاح‌طلبان و اعتدالیون خود آگاهانه قطعه‌ای از این پازل خدعه نبودند).

یعنی ممکن است استاد علوم سیاسی دانشگاه نداند فرمان سیاست خارجی کشور دست دولت و رئیس‌اش نیست؟ و نداند که حالا، دنیا هم این را واضح‌تر از همیشه می‌داند؟!

 

🔹 دوم) خاتمی سال ۷۷ ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها را مطرح کرد و پیشنهاد کرد سال ۲۰۰۱ (سه سال بعد، و اولین سال سده جدید میلادی) سال گفت‌وگوی تمدن‌ها باشد. از قضا همان سال (۲۰۰۱ میلادی، مصادف با ۱۳۸۰) مسلمانان دیگری فاجعه تروریستی یازده سپتامبر را بار آوردند. بوش پسر بعد از این ماجرا، و سه سال بعد از سخنرانی خاتمی، و نه "بلافاصله"، ایران را هم (در کنار عراق ِ صدام و کره‌شمالی) محور شرارت خواند.

یعنی ممکن است استاد علوم سیاسی این توالی و فاصله‌ها را نداند؟

 

🔹 سوم) جناب آقای دکتر ابراهیم متقی، استاد محترم علوم سیاسی دانشگاه تهران، مشغول فریب کیست؟ خودش؟ دیگران؟ یا نکند خودشان فریب خورده‌اند؟ ... اصلاً می‌ارزد؟

 


۱۴۰۱ شهریور ۹, چهارشنبه

«چه کسانی و چگونه نمی‌گذارند (نگذاشتند) کار کنند؟»

 

 


یکی از کوتاهی‌های مسلم و خسارت‌بار دولتمردان گذشته این بوده که هیچ‌گاه به طور مشخص اعلام نمی‌کنند که «چه کسانی و چگونه نمی‌گذارند (نگذاشتند) کار کنند؟»

 

اگر پاسخ این سوال مشخص بود شاید می‌شد با اطمینان کامل فهمید همان‌ها الان با دولتی که با انتخاب بی‌رونق و کم‌مشارکت سال گذشته سر کار آمد چه معامله‌ای کرده‌اند و احیاناً حالا که خود سوار خر دولت‌اند و همه پست‌ها بین خودشان تقسیم شده، آیا باز هم «نمی‌گذارند کار کنند»؟

 

یکی  از "مواهب" نظام یک‌دست همین است. دیگر بهانه‌ای به اسم «نمی‌گذارند» در کار نیست و چون اوضاع خراب‌تر از حد تصور است، بعد از مهلت دولت، معلوم خواهد شد  که حتی وقتی «می‌گذارند کار کنند» یا «نمی‌گویند که نمی‌گذارند کار کنند»، باز «ملت ضعیف‌تر و مصائب قوی‌تر می‌شوند.»

 

نتیجه: ناامیدی ِ همه‌گیرتر و پیدا کردن "امید دیگر"!

  



۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۴, شنبه

بدون عنوان - 1

 

توقیف فله‌ای مطبوعات – بهار 79

ترکیب کابینه دوم خاتمی – تابستان 80

 افشای فعالیت‌های مخفی هسته‌ای ایران – تابستان 81

 انتخابات مجلس هفتم – زمستان 82

روی کار آمدن احمدی‌نژاد – تابستان 84

 تمدید ماموریت احمدی‌نژاد – تابستان 88

 آغاز پرداخت مستقیم یارانه‌ها - پاییز 89

تخریب داخلی برجام – در حین مذاکرات و حتی پس از تصویب در ارکان خود نظام – 94

انتخابات خبرگان – زمستان 94

روی کار آمدن ترامپ – پاییز 95

خروج آمریکای ترامپ از برجام – بهار 97

افزایش سه برابری قیمت بنزین و سرکوب‌ بعد از آن – پاییز 98

انتخابات مجلس یازدهم و آغاز کرونا – زمستان 98

 

نتیجه همه این رخدادها، ده‌ها برابر بدتر از چیزی بود که در نگاه بدبین خودم تصور کرده بودم و حالا هم معتقدم "اعزام ابراهیم رئیسی به دفتر ریاست‌جمهوری – تابستان 1400" نتایجی به مراتب مصیبت‌‌بارتر از چیزی که تا کنون تصور کرده‌ام (و شاید کرده‌اید) در پی خواهد داشت. مردم در روندی مستمر طی بیش از بیست سال اخیر، مدام "ضعیف" و "عاجز" شده‌اند و نمایش‌ این روزها از "تحقیر" در مواجهه با فقر و گرانی، نهایتاً در اختلاطی سمّی از "عجز" و "تحقیر" به "نفرت" انجامیده و هر گاه نفرت سکه رایج کشوری شود، "ویرانی" حتمی است!

 

با این همه، ویرانی بزرگتری هست که حتی تغییر در ساخت قدرت، صلح و تفاهم با قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای و وارد کردن خواست اکثریت در منظومه قدرت هم، دست‌کم حتی در میان‌مدت، مانع‌ آن نخواهد شد و آن نیست جز "بحران آب" و به تعبیر درست‌تر: "ورشکستگی آبی". دیر نیست که مردم حتی در بزرگترین شهرها سر "آب شرب" توی سر هم بزنند آن‌چنان که این روزها سر "روغن خوراکی" زدند.

  

در این میانه اندوه و افسوس بی‌کران که داخل قفسی چنین مخوف، چرا جفت‌گیری کردیم و تولید مثل؟!

 

چه حسرتی گوارای وجودم شده بر حال آنان که مُرده‌اند و نیستند ...