‏نمایش پست‌ها با برچسب نویسنده مهمان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نویسنده مهمان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه

وقتی همه خوابیم


نویسنده مهمان: احسان الله
.

1) خبرش را حتما شنیده‌اید. قرار شده در ازای انتقال سهام پتروشیمی ها به قرارگاه خاتم الانبیاء، قرب کربلا فاز اول پروژه انتقال آب دریای خزر به سمنان را انجام دهد. آیا با یک آزادراه تهران شمال دیگر روبرو هستیم؟ که هنوز بعد از 25 سال پیشرفت فیزیکی اش بیش از سی درصد نیست؟ و پیشرفت مالی اش هم اصلا معلوم نیست؟ چه اساسا مشخص نیست مبلغ کل پروژه چقدر است و چه مقدار هزینه دیگر برای اتمام پروژه مورد نیاز است؟ (آن پروژه هم ابتدا به بنیاد مستضعفان سپرده شده بود و بعدا پای چینی ها هم به پروژه باز شد). آیا سرنوشتی مشابه پروژه "مصلای بزرگ تهران" قرار است تکرار شود؟ که در آن هم دویست میلیارد تومان هزینه شده انگار برای هیچ بوده که هنوز 800 میلیارد تومان دیگر هم برای اتمام پروژه طلب پیش بینی شده است! آیا سرنوشت این پروژه ها تکرار میشود؟ پاسخ این سوال در آینده مشخص خواهد شد.
.
2) این فقط بخشی از ماجراست. پروژه مذکور با شیوه ترک مناقصه و حذف سایر رقبا، و به شیوه ای کاملا رانتی و انحصاری به قرارگاه خاتم الانبیا داده شده است. البته نه اولین بار، و نه آخرین باری است که چنین اتفاقی میفتد. معایب این شیوه کاملا آشکار است. پیمانکارها و شرکت های بخش خصوصی که فاقد رانت و روابط خارج از موضوع هستند روز به روز ضعیف‌تر و بنیه مالی شان نحیف تر می شود. نتیجتا نه تنها توان این شرکت ها برای کار در داخل مرزهای ایران کاهش میابد، که قدرت رقابت با شرکت های ترک و چینی و اروپایی جهت انجام پروژه های عمرانی در کشورهای نفت خیز خاورمیانه و آسیای مرکزی را هم از دست میدهند (چنانچه در حال حاضر چنین اتفاقی رخ داده و شرکت های ایرانی قافیه را به رقبای عموما ترک خود باخته اند). دیگر اینکه مبلغ مورد نیاز برای اتمام این پروژه ها (بر خلاف پروژه های واگذار شده در مناقصه) در چهارچوب یک رقابت منصفانه تعیین نمی شود و اساسا هم رقمی برای انجام پروژه مشخص نمی شود. پیمانکار (یعنی قرارگاه خاتم) هر رقمی را که به ازای کار انجام شده طلب کند، کارفرما نهایتا با مقدار ناچیزی کاهش موظف به پرداخت آن است. در نهایت مبلغ قطعی پروژه از ابتدا معلوم نیست و رقمی نامحدود برای انجام پیمان در اختیار پیمانکار قرار میگیرد.
.
3)  هم اکنون صدها پروژه عمرانی در گوشه و کنار کشور در حال اجراست. و غیر از پروژه های در اختیار قرارگاه خاتم، به طور قطع و بی هیچ اغراقی میتوانم بگویم که تمام پروژه های دیگر در سطح کشور با محدودیت منابع مالی، بدهکاری کارفرمای دولتی به پیمانکار بابت کارهای انجام شده، تاخیر در پیشبرد پروژه ها، پیشرفت کار کمتر از ظرفیت واقعی و موجود و نتیجتا اتلاف منابع روبرو هستند. مجموع بدهی های دولت و زیرمجموعه هایش (وزارت نیرو، وزارت راه و مسکن، و ...) به پیمانکارها در سطح کشور بیش از ده هزار میلیارد تومان برآورد می شود. پروژه هایی که بعضا هر روز تاخیر در بهره برداری از آنها باعث زیان است. در چنین شرایطی چه نیازی است تا به جای اتمام پروژه های موجود، طرح جدیدی آغاز شود؟ طرحی که بسرعت از مرحله ارزشیابی به اجرا رسیده و هنوز جنبه های منفی آن کارشناسی نشده.
.
4) اینها فقط بخشی از این ماجرا است. بخش دیگر انتقال سهام پتروشیمی به قرارگاه خاتم است. این انتقال سهام با چه قیمتی صورت میگیرد؟ اینجا هم هیچ رقیبی برای خرید سهام موجود نیست. امکانش نبود این سهام در بورس به بالاترین قیمت عرضه می شد و پول حاصل به این پروژه اختصاص داده می شد؟ قرار بود سهام شرکتهای دولتی در راستای اجرای تفسیریه اصل 44 قانون اساسی به بخش خصوصی انتقال داده شود. حال یک نهاد به ظاهر نظامی (و اکنون تبدیل شده به یک نهاد اقتصادی _ انحصاری) سهام دولت را در اختیار خود می گیرد. در این میان بجای منافع ملی، منفعت چه گروه هایی در نظر گرفته شده؟
.
5)  در این میان ناگوارتر از همه، بی اطلاعی و رخوت عموم مردمان جامعه نسبت به این اخبار است. از گروه اندک موافق و مخالف فعال که بگذریم، عموم مردمان گویا درگیر در چنبره هزارتوی مشکلات اقتصادی و معیشتی، هر روز با دغدغه هایی چون گرانی مواد غذایی، افزایش اجاره مسکن، نرخ دلار و طلا، انصراف و عدم انصراف از دریافت یارانه وگرفتن وام و کمک هزینه و دریافت حقوق روبرو هستند، و خلاصه درگیر بیرون کشیدن گلیم خود از این وضعیت نابسامان اند. در سطح رسانه های عمومی و سراسری هیچ بحث گسترده ای پیرامون این اخبار شکل نمی گیرد. هیچ کوران نقد و نظری بوجود نمی اید. در اینجا اساسا چیزی به نام افکار عمومی شکل نمی گیرد.
.
.
.

۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

وقایع نگاری مکان یک مذاکره: «استانبول مقصد نهایی ما بود»


نویسنده مهمان: احسان الله 
.
از اوایل سال شمسی جاری، روز 25 فروردین به عنوان تاریخ سری جدید مذاکرت ایران و گروه 5 + 1 تعیین شد. اما درباره مکان مذاکرات توافقی جدی وجود نداشت. روز 9 فروردین سایت ایران دیپلماسی نوشت: "با ادامه گمانه زنی ها درباره محل برگزاری مذاکرات ایران با 1+5 که 25 فروردین برگزار می شود، یک منبع غربی از پیشنهاد بغداد، پایتخت عراق توسط ایران به عنوان مکان برگزاری مذاکرات خبر داد ... در حالی که زمان مذاکرات ایران و گروه 1+5 روز 25 فروردین اعلام شده است، مذاکرات و در کنار آن گمانه زنی ها درباره مکان این مذاکرات هنوز ادامه دارد و در این میان استانبول و ژنو پیش از این به عنوان محل مذاکرات در رسانه ها مطرح شده بودند که احتمال برگزاری آن در استانبول بیشتر از ژنو به نظر می رسید. "ولی نصر"، مشاور وزارت خارجه آمریکا و کارشناس سیاست خارجی در صفحه توییتر خود نوشت که ایران بغداد را به عنوان میزبان گفتگوها پیشنهاد کرده است. از طرفی دیگر، "لورا روزن"، خبرنگار یاهو نیوز نیز بر اساس شنیده های خود در مطلبی نوشته است که 1+5 درباره مکان مذاکرات تصمیم گیری کرده و آن را استانبول اعلام کرده است" (+).
گر چه همین سایت خبری از قول صالحی، وزیر امور خارجه ایران نوشت: "اولویت شخصی من بعنوان مکان مذاکرات استانبول است". 
.
در روزهای پس از 9 فروردین، ترکیه میزبان نشست موسوم به دوستان سوریه شد. نشستی که به مذاق سیاست مداران تهران خوش نیامد. روز 16 فروردین بود که رجانیوز اعلام کرد: "استانبول نمي‌تواند هم ميزبان توطئه عليه مقاومت باشد هم محل مذاكرات ايران".
گزارش سایت رجانیوز با استفاده از واژگانی مانند "به بازی گرفتن استانبول توسط تهران" و "کنار گذاشتن ترکیه از نقش آفرینی در پرونده هسته ای توسط ایران"  خبر داد که "ایران حاضر به پذیرش استانبول به عنوان محل برگزاری مذاکرات نیست". بنا بر این گزارش "هوشیار زیباری وزیر امور خارجه عراق از پیشنهاد طرف ایرانی برای جایگزینی بغداد با استانبول برای برگزاری مذاکرات آتی ایران و 1+5 خبر داد تا به این ترتیب طرف ایرانی با پیشنهاد خود به بغداد، پیام روشنی را به ترکیه و 1+5 ارسال کرده باشد. در اين زمينه، روز گذشته يك هيئت بلندپايه ايراني از دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي ايران با حضور در عراق گفت‌وگوهاي مهمي در مورد مسائل مربوط به عراق كرده‌اند و در مورد ميزباني بغداد براي مذاكرات ايران و 1+5 نيز توافق شده است. در اين شرايط، ترکیه در حالی به تدریج توسط تهران از نقش آفرینی در پرونده هسته‌ای ایران کنار گذاشته می‌شود که هم‌زمان با تغییر استراتژی دولت جدید ترکیه برای حضور جدی‌تر در خاورمیانه، تهران با به بازی گرفتن استانبول در بیانیه تهران و همچنین تلاش برای برگزاری دور چهارم مذاکرات با 1+5 در استانبول، نقش جدی در تقویت جایگاه ترکیه در منطقه ایفا کرد".
رجا نیوز همچنین از تاثیر سیاست های ترکیه در تحولات مربوط به حوادث سوریه و (به زعم نویسندگان رجا) بیداری اسلامی، در تغییر تصمیم تهران نوشت (+).
در همان روز علی لاریجانی، رئیس مجلس نیز با انتقاد از سیاست های ترکیه در قبال سوریه، گفته بود: "کنفرانس اخیر در استانبول که بر آن نام دوستان سوریه نهادند در واقع نام این کنفرانس دوستان سوریه نبود بلکه نام آن رشوه دهندگان به اسرائیل برای تنفس جدید بود" (+). مقامات دیگری نیز در ایران اعلام کردند که مایل به میزبانی استانبول برای مذاکرات هسته ای نیستند. 
.
پاسخ به این اظهارات فقط 24 ساعت طول کشید. روز 17 فروردین پایگاه خبری انتخاب از احضار سفیر ایران در ترکیه نوشت: "وزارت امور خارجه ترکیه، سفیر ایران در این کشور را به دلیل اظهارت لاریجانی در خصوص کنفرانس "دوستان سوریه" و محکوم کردن آن احضار نمود". اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز در اظهارنظری تند و حتی غیر محترمانه ادعا کرد: "ایران به دلیل نداشتن صداقت وجهه خود را از دست می دهد ... ایران در ارائه پیشنهاد برای برگزاری مذاکرات در دمشق و بغداد به جای استانبول صداقت ندارد. پیشنهادی که ایران داده است، به نوع هدر دادن و اتلاف زمان است. این اتفاق نخواهد افتاذ. آنها می دانند که طرف های دیگر به آنجا نمی‌آیند. این زبان دیپلماسی نیست. اسم این چیز دیگری است که من اینجا نخواهم گفت ... اگر مذاکرات در ترکیه برگزار میشد، ایران وجهه و پرستیژ بین المللی کسب می کرد، چراکه ما رویکردی عادلانه خواهیم داشت" (+).
پاسخ ایران به این اظهارات غیر معمول و عجیب باید چه می بود؟ باید از ادامه مذاکرات در استانبول سر باز می زدند؟ آیا یک هفته مانده به آغاز مذاکرات این موضوع امکان‌پذیر بود؟ عقب انداختن مذاکرات اصلا به نفع ایران بود؟ علی اکبر صالحی در همان روز 17 فروردین اعلام کرده بود: "اظهارات لاریجانی منعکس کننده سیاست خارجی رسمی ایران نیست" و بدین ترتیب تلاش کرد تا مانع از ادامه خصومت در روابط دو کشور شود (البته این سخن صالحی مورد انتقاد برخی از اصولگرایان قرار گرفت، از جمله تعدادی از نمایندگان مجلس از وزیر امور خارجه انتقاد کردند و از انفعال دستگاه دیپلماسی کشور و جایگاه استراتژیک ریاست مجلس سخن گفتند + ). 
.
بالاخره روز بیستم فروردین مکان قطعی مذاکرات اعلام شد: "بنا بر توافق دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، دور بعدی مذاکرات ایران و 1+5 در استانبول ترکیه برگزار می‌شود" (+). 
.
بنظر میرسد میزبانی استانبول برای مذاکرات پیش از این قطعی شده بود و عملا امکان تغییر دادنش برای ایران وجود نداشت. بنظرم تنها واکنش های شعارزده، احساساتی و نابخردانه از سوی بعضی مقامات و رسانه های ایران باعث بی احترامی ها و تندروی های مقامات ترک شد. فقط سه روز بعد از سخنان تند اردوغان و حملات لفظی‌اش به ایران، نمایندگان ایران پذیرفتند برای مذاکره با نمایندگان 5 + 1 به استانبول بروند.  
.
اما تاسف بارترین قسمت این داستان، بنظرم نوع واکنش رسانه های نزدیک و یا متعلق به حاکمیت در ایران بود. واکنش هایی مبتنی بر اخبار غیر واقعی و شعارزده، همراه با دروغ گویی آشکار و فریب خود و فریب خوانندگان این رسانه ها. روز 19 فروردین در حالیکه بیش از یک هفته از پایان سفر کوتاه مدت اردوغان به ایران گذشته بود، سایت های اصولگرا با سخن گفتن از اشکهای همسر و دختر اردوغان سعی در کمرنگ کردن اظهارات تند اردوغان علیه ایران کردند: "همسر و دختر اردوغان در دیدار با مقام معظم رهبری، تحت تاثیر شخصیت معنوی ایشان دقایقی را اشک ریخته اند. این موضوع بازتاب گسترده ای در میان هیات همراه اردوغان و سیاسیون ترکیه داشته است" (+). همچنین فردای آنروز یعنی 20 فروردین ماه رسانه های اصولگرا در توجیه چرایی بازگشت مذاکرات به استانبول خبر از عذرخواهی رسمی اردوغان و ترکیه از مقامات ایرانی دادند: "یک پایگاه خبری عربی اعلام کرد که وزیر خارجه ترکیه به دلیل اظهارات تند سران کشورش از ایران عذرخواهی کرد و خواستار بازگشت مذاکرات «1+5 با ایران» به ترکیه شد. عربی‌پرس به نقل از منابعی در ایران اعلام کرد: احمد داود اوغلو با برخی از مقامات این شورا تلفنی صحبت کرده و بابت سخنان اخیر و تندی که از زبان رجب طیب اردوغان مطرح شده، عذرخواهی کرده است. عربی پرس با بیان اینکه داود اوغلو ایده برگزاری مذاکرات 1+5 با ایران در بغداد را هوشمندانه خوانده است، از ایران خواسته است تا بار دیگر بر استانبول به عنوان مکانی برای این مذاکرات تکیه کند ... سفیر ترکیه در تهران نیز صبح جمعه گذشته خواستار دیدار فوری با علی باقری معاون سعید جلیلی شد تا عذرخواهی مشابهی کند و تاکید کند که کشورش اهمیت زیادی برای رهبر انقلاب اسلامی ایران و سیاست حکیمانه ایران و ایستادن کنار حق این کشور در استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای و دفاع از این حق در محافل بین‌المللی قائل است" (+). و یا این یکی: "عربی پرس به نقل از یک مقام مسئول شورای عالی امنیت ملی ایران نوشت: احمد داود اغلو پنج شنبه شب طی تماس تلفنی با سعید جلیلی به دلیل اظهارات اخیر مقامات ترکیه عذرخواهی کرد ... وی در ادامه درخواست کرد که ایران، استانبول را به عنوان مکان مذاکرات انتخاب کند، چراکه چنین انتخابی به نفع دو کشور است. وزیر خارجه ترکیه در ادامه گفته است: انکارا ایران را کشوری دوست، برادر، قابل اعتماد و یک متحد استراتژیک می داند. وی در این دیدار ضمن عذرخواهی از سخنان اردوغان از اهمیتی که آنکارا برای رهبری ایران قائل است سخن گفت. سفیر ترکیه گفته است که اردوغان به او متذکر شده است که سلام و احترامات بسیار او به رهبر عالی ایران را برساند. وی به نقل از اردوغان گفته است که او احترام خاصی برای آیت الله خامنه ای قائل است" (+). 
.
پس طبق این سناریو قرار است بپذیریم که سیاستمداران ترک، بطور علنی و آشکارا به سیاست های ایران حمله میکنند، اما در خفا و پنهانی در قبال سخنان‌شان از ایران عذرخواهی میکنند. و البته باز هم بپذیریم که هیچیک از سیاستمداران ایران (لابد بخاطر حفظ حرمت همسایگی!) این عذرخواهی را علنی نمیکنند و خبرش را باز هم بدون اعلام هویت خود فقط به خبرگزاری عربی پرس اعلام میکنند. قرار است بپذیریم که اردوغان علنی و آشکارا سیاستمداران ایران را دروغگو و بی اعتبار خطاب میکند، اما از طریق وزیرش و بطور محرمانه پیغام سلام و احترام میفرستد.
اما فقط یکروز بعد روزنامه تودیز زمان ترکیه با تکذیب این خبر نوشت: "ترکیه شایعه سازی رسانه های ایرانی درباره عذرخواهی نخست وزیر ترکیه از ایران را قویا تکذیب میکند. اعلامیه منتشر شده از سوی وزیر امورخارجه ترکیه ضمن تکذیب اخبار منتشر شده از سوی رسانه های ایرانی ...". تودیز زمان در ادامه مطلب بازهم سخنان داوداوغلو مبنی بر "لزوم صادق بودن سیاستمداران تهران و نیاز ایران به کسب مجدد اعتبار و آبروی از دست رفته اش" را تکرار میکند! و در پایان درباره این شایعه مینویسد: "داوداوغلو روز یکشنبه نگرانی اش از این بابت را به سعید جلیلی ابراز کرد. جلیلی نیز قول داد موضوع را فورا بررسی کند" (+). این خبر طبعا در هیچکدام از رسانه های فارسی زبان منعکس نشد.
و باز هم در ادامه همین فضاسازی های مضحک و غیر واقعی بود که روزنامه سیاست روز، 23 ام فروردین تیتر یک زد که: "دور خيز غرب براي تجزيه تركيه" (+) تا وانمود کند این ترکیه است که در خطر تجزیه داخلی قرار دارد و بخاطر پیگیری سیاست های غرب در منطقه در انزوا بسر میبرد.
***
در سایه این دروغ گویی ها و خبرسازی ها قرار است چه منفعتی عاید ایران شود؟ وانمود کنیم که به استانبول رفتن مان از سر اجبار نبوده؟ که سیاست درستی را پیش گرفته ایم؟ به دروغ بگوئیم که ترک ها را وادار به عذرخواهی کرده ایم که غرور ملی مان آسیب نبیند؟ 
.
اشکهای همسر اردوغان قرار است کدام نقطه ضعف سیاست خارجی ما در قبال همسایگان نه چندان مهربانمان را پنهان کند؟ تیتر خنده دار "ترکیه در معرض تجزیه" کدام مخاطب را هدف قرار میدهد؟ چقدر در نشان دادن واقعیت های موجود در منطقه به مخاطب کمک می کند؟! 
.
تا کی دروغ و خبرسازی؟ مگر واقعیت را میشود تغییر داد؟ 
.
.
.

۱۳۹۱ فروردین ۲۳, چهارشنبه

فقط می پرسم: چرا؟


نویسنده مهمان: احسان الله
.
اول. در سال 2009 استان مسلمان نشین شین چیانگ در چین دچار ناآرامی شد. اویغورهای این استان علیه تبعیض های نژادی و قومی اعمال شده از سوی دولت چین بین اکثریت "اویغور" بومی و اقلیت "هان" های کوچانده شده از سایر نقاط به شین چیانگ (که مناصب سیاسی و اقتصادی منطقه را در دست دارند) دست به اعتراض زدند. پلیس و ارتش چین با خشونت دست به سرکوب اعتراض ها زدند بطوریکه در عرض یک هفته حدود 150 تا 200 نفر از معترضان کشته شدند، صدها نفر زخمی و تعداد کثیری هم بازداشت شدند.
وزارت امور خارجه دولت سکولار ترکیه سفیر چین در این کشور را احضار کرد و با اعتراض به خشونت و تبعیض علیه اقلیت مسلمان چین، این واقعه را نسل کشی اویغورها داشتند. در ایران اما نه تنها دولت جمهوری اسلامی ایران سکوت محض اختیار کرد، بلکه رسانه رسمی حاکمیت یعنی صداسیما هم هیچ واکنشی نسبت به اخبار این واقعه نشان ندادند، و البته رسانه های غیر رسمی و سایت های دولتی و سایت های مذهبی واکنش های متفاوتی نسبت به این موضوع داشتند: از بازیچه خواندن معترضان اویغور گرفته تا اعتراض به بی تفاوتی ایران نسبت به سرکوب آنان.
.
دوم. در یکسال گذشته سوریه درگیر اعتراض های مسالمت آمیز معترضان و بعدتر جنگ داخلی بین ارتش و مخالفان اسلحه به دست بوده. چینی ها با درس گرفتن از تجربه لیبی، از ابتدا بصورت چراغ خاموش (و بعدا آشکارتر) از دولت حاکم بر دمشق حمایت کردند. چه آن زمانی که اعتراضات هنوز بصورت مسالمت آمیز ادامه داشت و 3000 نفر از مردم سوریه در سرکوب های ارتش و پلیس سوریه کشته شدند، چه بعدا که مخالفان اسلحه به دست گرفتند و به ادعای سازمان ملل متحد 6000 نفر دیگر هم به آمار تلفات اضافه شد به حمایت از بشار اسد ادامه دادند، حتی به قیمت وتو قطعنامه ای که در شورای امنیت فقط یک مخالف دیگر داشت. در همین مدت دولت ایران نیز که از زمان حافظ اسد، متحد دائمی خاندان اسد بوده به دفاع تمام قد از دولت سوریه پرداخت.
اما از اولین روزهای اعتراضات سوریه، دولت ترکیه جانب معترضان را گرفت، از همان روزهای اول برای آوارگان فراری از خشونت های ارتش سوریه کمپ های مرزی تشکیل داد، پذیرای شورای ملی مخالفان سوریه شد، اجلاس دوستان سوریه را میزبانی کرد و نقش فعالی در جنگ تبلیغاتی علیه حزب بعث سوریه به عهده گرفت. بطور خلاصه سیاستی کاملا مخالف سیاست های پکن در پیش گرفت.
.
سوم. کشورهای آسیای میانه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دچار نوعی خلاء شدند. این کشورها از طرفی دارای منابع هنگفت و ارزشمند زیرزمینی بودند (آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان دارای منابع بزرگی از نفت و گاز هستند، قزاقستان از بزرگترین صادرکنندگان اورانیوم و دارای منابع نفت و گاز، طلا، سرب و روی در جهان است) و از طرفی سالها حکومت مرکز گرای شوروی سابق باعث شده بود که توان علمی و تکنولوژی بالایی جهت انجام پروژه های عمرانی و صنعتی در کشور خودشان نداشته باشند. همچنین توسعه نیافتگی و فقدان زیرساخت ها در این کشورها باعث شد فضایی بسیار مناسب برای حضور اقتصادی کشورهای دارای تجربه و پتانسیل انجام کار در آسیای میانه فراهم شود. در زمینه کارهای عمرانی و پیمانکاری، شرکت های اروپایی و آمریکایی از ابتدا به جهت بعد مسافت و ارزش بالای پول ملی شان جایی در این رقابت نداشتند و رقابت بصورت عمده بین سه کشور ایران، ترکیه و چین بود. شرکت های ترک اما از ابتدا بطور محسوسی رقبای چینی و ایرانی را کنار زدند و بخش بزرگی از پروژه های ساخت و ساز در این کشورها را در دست گرفتند.
در نقطه مقابل، ایران در اقتصاد نه تنها رقابتی با چینی ها نداشته که همواره دوست خوبی برایشان بوده. سخن گفتن از واردات لجام گسیخته اجناس چینی به ایران، به بهای زمینگیر شدن تولید ایرانی، یا تضمین های مالی دولت ایران به چین، و مثلا باج 25 میلیارد دلاری که خبرش اخیرا در سایتی رسمی منتشر شد و هرگز تکذیب هم نشد دیگر تکراری است.
.
چهارم. نخست وزیر ترکیه به چین رفته و با چینی ها بر سر ساخت دو نیروگاه هسته ای تا سال 2023 به توافق رسیده.
سوال اصلی این نوشته این نیست که چرا به کشورهای دیگر بجای رقیب به چشم دوست و دشمن نگاه میکنیم. پرسش حتی این هم نیست که آیا ایران میتواند کشورهایی را که منافع غیر همسو دارند وادار به ساختن نیروگاه هسته ای برایش بکند یا نه. حتی سوال این هم نیست که چرا برادران روس ما تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر را بیش از بیست سال طول داده اند. حتی این هم نیست که آیا ایران هم میتواند چینی را ترغیب کند که تا ده سال آینده دو نیروگاه اتمی برایش بسازد یا نه. این هم نیست که آیا ایران میتواند سیاستمداران پکن را مجاب کند که حداقل واردات نفت از ایران را کاهش ندهند؟. نه.
.
فقط میپرسم: اشکال کار در کجاست؟
.

در پلاس(+)
.
.