‏نمایش پست‌ها با برچسب سعید جلیلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سعید جلیلی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ شهریور ۱, دوشنبه

توهّم ما بهتر بود!


سعید جلیلی گفته که «می‌گویند می‌خواست جنگ بشود. یا دشمن می‌خواهد الان به ما حمله کند و با این توهمات جامعه را به سمت و و سوی دیگری می‌برند که دانشجویان باید این خط را به مردم معرفی کنند.»
.
سعید جلیلی در بهترین حالت تدارکاتچی شش ساله مذاکراتی بی‌حاصل بود تا که سیاستی دیگر آمد. حالا از توهماتی گفته که مردم را به سمت و سوی دیگری می‌برد. مسئله اما نباید اصلِ "توهم" باشد؛ خود او در بسته پیشنهادی‌اش به 1+5 خواسته بود در جریان مذاکرات هسته‌ای از جمله بنشینند و درباره «تعریف و تدوین عادلانه حقوق فضا و سهیم شدن همه دارندگان فناوری فضا در مدیریت و بهره‌برداری عادلانه از آن » مذاکره کنند؛ یا درباره مواد مخدر و دزدی دریایی! چنین ایده‌هایی البته که از توهمی وسیع و قیر‌اندود نشأت می‌گیرد؛ گو مذاکره‌کنندگان در طرف مقابل، دلباخته مجالست‌های بی‌حاصل با کسی هستند که اگر کلمه "ظرفیت" را از او بگیری، همه جملاتش ناقص می‌شود!

جلیلی با توهّم مخالف نیست، نهایتا با توهمی مخالف است که مردم را به سمت‌و‌سویی می‌برد که او و امثال او نمی‌خواهند.

مشکل بزرگ کشور هم این است که امثال جلیلی از رو نمی‌روند؛ هر سنگی که به چاه می‌اندازند به استراحت فرستاده می‌شوند تا سرِ بازی دیگری، احضار شوند. یکی از کسانی که باید به محاکمه کشیده شود بابت این که چطور مملکت را از «تحریم نعمت است» رساندند به «هدف مذاکرات رفع تحریم‌هاست»، همین سعید جلیلی است؛ با توهماتی که معلوم است آثار آن دوباره در او عود کرده.

.



۱۳۹۴ مرداد ۱۲, دوشنبه

این قرار، «جدید» است


انگار نه انگار این مملکت همان مملکتی است که شش سال قبل مذاکره کننده‌اش برای مذاکرات هسته‌ای می‌رفت و بسته پیشنهادی‌اش این بود که «ظرفیت‌سازی برای ارتقاء رفاه عمومی و کاهش فاصله شمال جنوب» - «مبارزه با تهدیدهای امنیتی مشترک از جمله دزدی دریایی»(+)، یا رییس جمهور انقلابی و پاکش (هاهاها) می‌گفت: برای «تنبیه» پنج به‌اضافه‌ی یک، حالا یک چند ماهی مذاکره، بی‌مذاکره! بعد رسانه «ملّی» (هاهاها)، برای یک دقیقه، یک نیمچه کارشناس هم نداشت بیاید بگوید این چه اوضاعی است آخر و بالای چشم مبارک احیانا ابرویی وجود دارد؛ برنخورد بِهِتان. حالا صدا و سیما صبح که بیدار می‌شود برجام برجام می‌کند تا بوق سگ! البته ایرادی ندارد؛ باید همه بدانند نرمش قهرمانانه چه شیب‌های تند و کندی دارد، نورچشمی‌ها باید قانع شوند چطور از آن خیزهای حماسی رسیدیم به اینجا، دلشان گرم شود که اوضاع تحت کنترل است (نه مثل آن وقت‌ها که بصیرت با همه زورش، جریان انحرافی را فقط بعد از عبور حِمارشان از پل، ملاحظه کرد)؛ اما ای آقای رسانه‌ی ملّی! لطفا این وسط مدعی نشو «قرار نیست فقط حرف موافقان منعکس شود»، خودت هم می‌دانی این قرار، «جدید» است؛ اگر مدعی شدی، «جدید» بودن‌اش را هم بگو، اگر نه، که خب: برو بمیر.
.
.
در پلاس (+)

۱۳۹۳ آذر ۴, سه‌شنبه

مستضعفین آماده پرداخت هزینه

دیروز مردم ایران، که به طور غریبی فقر بسیاری از آنان با غنای اورانیوم رابطه مستقیم پیدا کرده، چشم و گوش به رسانه‌ها دوخته بودند تا از حاصل چانه‌زنی‌های هسته‌ای دیپلمات‌های جمهوری اسلامی ایران با 1+5  خبر بگیرند.  همزمان رئیس سازمان بسیج «مستضعفین» (سردار نقدی)، در همایش طلایه‌داران اقتصاد مقاومتی گفت: «اگر غیرت داشته باشیم، می‌دانیم که نیازی به خارج نیست. به جهنم که توافق نمی‌کنند و تحریم می‌کنند. با بستن شیرهای نفت‌مان آنها را فلج کنیم. امروز بخش اعظم نفت و گاز جهان زیرپای سربازان امام خامنه‌ای‌ قرار دارد و نیازی به این نیست که نفت‌مان را به آنها بدهیم و منت امکانات را بکشیم. این ما هستیم که باید آنها را تحریم کنیم.»(+) (سردار نقدی در تخطئه تحریم‌ها، سه هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته گفته بود: «تشدید تحریم‌ها محصول فتنه 88 بود.»)
.
قدری به عقب‌تر بازگردیم؛ سعید جلیلی سال 88 در جریان مذاکرات هسته‌ای (توجه کنید: «مذاکرات هسته‌ای») یک بسته پیشنهادی به 1+5 داد که در آن، از جمله آمده بود: «بر اساس اولویت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی محورهای مذاکرات برای صلح و رفاه را می‌توان در سه محور سیاسی - امنیتی، بین‌المللی و اقتصادی لحاظ نمود: ...  حفظ کرامت انسانها، احترام به فرهنگ ملت‌ها و تامین حقوق آنها ... تحکیم حاکمیت ملی کشورها در چارچوب روش‌‌‌های مردم‌سالارانه ... نقاطی در جهان به ویژه خاورمیانه، بالکان، بخش‌هایی از آفریقا و آمریکای جنوبی و شرق آسیا از جمله مناطقی هستند که در اولویت باید مورد توجه قرار گیرند ...  ارتقای وزن و جایگاه موضوعات زیست‌محیطی در مسائل بین‌المللی ... مبارزه با اقتصاد زیرزمینی، مفاسد اقتصادی، جرایم مالی و جنایات سازمان یافته ...»(+)
.
اگر که به «بهانه» انتخابات و نظر مردم، سعید جلیلی (به عنوان عامل مذاکرات بی‌حاصل شش ساله) اکنون به بیرون از گود راهنمایی شده، ولی امثال سردار نقدی مستقل از خواست مردم و مستضعفین، هم امکانات مالی فراوان دارند، هم نیروی میدانی و هم تریبون‌های یک سویه و شنیع‌تر از همه؛ مجاز به این هستند که دیگران را به بی‌‌غیرتی هم متهم کنند.
.
اگر که سعید جلیلی با بسته پیشنهادی نامربوط خود به مذاکرات هسته‌ای، از نهایت تدبیر امثال خود خبر داد و محصول آن را در انتخابات سال گذشته درو کرد، با امثال سردار نقدی چه باید کرد؟ کدام صندوق رأی امکانات کشور را از زیر دست و بال این افراد جمع خواهد کرد؟ مگر ما خواستار شنیدن صدای واحد از آمریکا در قبال مذاکرات نبودیم؟! چنین مواضعی و بقای چنین افرادی در صدر جریان‌سازی علیه مذاکرات، چه پیامی برای طرفهای مذاکره ایران دارد؟ بهای توهم‌های سیاسی و اقتصادی کسانی را که یا خود را از پیش‌بینی رفتار دنیای پیرامون خود بی‌نیاز می‌دانند یا اساسا نمی‌دانند «"پیش‌بینی" چیست و به چه کار می‌آید؟»، باید «مستضعفین» پرداخت کنند؟    
.

۱۳۹۲ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

خجول هستید


آن دسته از منتقدان دولت (اعم از  باسواد و بی‌سواد) که از کنار مشرّف شدن مذاکره کننده ارشد هسته‌ای (عراقچی) به محضر آیت‌الله مصباح یزدی با سکوت در حال عبور هستند، بدانند اگر دولت‌های رویایی باقر لنکرانی یا سعید جلیلی‌شان هم کار مشابهی با منتقدان جدّی (در حد دشمن قسم‌خورده) خودشان می‌کردند، ما جمعی از رأی‌دهندگان به حسن روحانی (اعم از مواجب بگیر سیا و مواجب نگیر سیا، فریب‌خورده و نخورده)، خوشحال می شدیم و این خوشحالی را ابراز می‌کردیم. حالا هم که نه لنکرانی هست و نه جلیلی، و عراقچی هست و مصباح، ما فرض می‌کنیم شما خوشحال شده‌اید ولی خجول هستید به هر حال ... همین.

۱۳۹۲ اسفند ۱۰, شنبه

آقای ضرغامی! آقای سعید جلیلی سلام رساندند





اقدام ضرغامی در رد درخواست منتقدان توافقنامه ژنو برای نقد این توافق در صدا و سیما، آن هم به بهانه عدم تضعیف دولت و دستگاه دیپلماسی کشور(+)، اقدامی ریاکارانه است که باید توسط همه کسانی که «نقد» را لازمه فهم عاقلانه، و از رونق افتادن تبعیت و تقلید کورکورانه می‌دانند، محکوم شود و از آن جمله دولت «تدبیر» و امید، اگر خود را موظف به بازی خوردن در این نمایش کثیف نمی‌داند، شایسته است فورا از آن تبرّی جوید.
.
ناگفته پیداست نقد یک سویه این توافقنامه مقبول نخواهد افتاد و افکار عمومی خواهان حضور حامیان آن برای دفاع خواهند شد و در این میان پیش‌بینی این که پای دیپلماسی ِ شکست‌خورده تیم سعید جلیلی ِ شکست خورده به میان آید، مطلقا کاری دشوار نیست. از این رو می‌توان به تلخی پذیرفت که ضرغامی اگر هم به فکر تضعیف نکردن دولت حاضر است، همزمان و چه بسا خیلی بیشتر از آن، سعی دارد سعید جلیلی و عملکرد شش ساله وی را از گزند نقد و رسواییِ محتوم، مصون نگه دارد.
.
در واقع، این سعید جلیلی و حامیان او هستند که باید بابت این مخالفت، قدردان ضرغامی باشند و بر او درود بفرستند.
.
.

۱۳۹۲ مهر ۱, دوشنبه

آنچه مهندسی نرمش را آسان کرد


نرمش وقتی قهرمانانه است که در موضع قوّت و قدرت باشد. نرمش ناشی از بر باد شدن توهّم کاغذپاره دانستن تحریمها، در پس اوضاع متشنج منطقه و تخریب روابط با قدرتهای جهانی و منطقه‌ای، در پس هدر رفتن ارزش پول ملی و رکوردشکنی در تورم و بدهی‌های سنگین به بانک مرکزی و به نفس – نفس افتادن صنایع، یعنی بعد از فلج شدن از قِبل تحریمها و رو آمدن بیش از پیش ماحصل هشت سال لاابالی‌گری اقتصادی و سیاسی دولت ِ اصولگرا،‍ بی تعارف، آن مزه قهرمانانه‌ی مورد نظر برخی حماسه‌سرایان را که باید، ندارد. 
.
آنچه اما مهندسی این نرمش را و قهرمانانه خواندن آنرا آسان کرده و می‌کند، نعمت حضور «مردم» و «رأی مردم» است. وقتی ورود سعید جلیلی به مرحله نهایی انتخابات برنامه‌ریزی شد (با نقش آفرینی اساسی شورای نگهبان، با خالی کردن میدان برای جلیلی از کاندیداهایی چون لنکرانی و سعیدی‌کیا و زاکانی - برای تجمیع آرای حامیان گفتمان موسوم به «مقاومت» و کله شقی سیاسی در «یک» کاسه؛ که جای چون و چرا باقی نماند)، عملا مردم به سوی یک رفراندم و انتخاب بین «ادامه وضع موجود» و «تغییر کلی در وضع موجود» هدایت شدند. نظام تصمیم به تغییر رویه گرفته بود و به ابزار و بهانه آبرومندانه (قهرمانانه) نیاز داشت. این سیاست‌ورزی است و نه تنها بر آن حرجی نیست، که ستایش‌برانگیز هم هست. بازی طوری پیش رانده شد که جلیلی نه تنها به عنوان نماد ادامه وضع موجود اقتصادی که صدای خرد شدن استخوان مردم زیر آن، بلندتر از همیشه به گوش می‌رسید، که نماد گفتگوهای بی‌حاصل و چه بسا زیان‌بخش هسته‌ای هم  باشد؛ آنچه جهان را علیه ایران متحد کرده است. بعد از شکست جلیلی، اینک با ابزاری به اسم رأی مردم، مقدمه تغییر در سیاست خارجی فراهم شد؛ اتفاقی که گویا 17 سال (بار نخستینی که مقام رهبری از نرمش قهرمانانه سخن گفت) به تاخیر افتاده بود. آن چه آن نرمش را به تاخیر انداخت شاید رای غیر منتظره مردم در 16 سال قبل به خاتمی بود که به طور واضحی مورد خوشایند اکثریت ارباب وقت قدرت نبود ولی ناگهان، و همزمان، باد فشار خارجی علیه ایران را (که با داستان دادگاه میکونوس و تهدید حمله نظامی کلینتون علیه ایران به اوج رسیده بود) خالی کرد و نرمش از نوع قهرمانانه آن به فراموشی سپرده شد تا زور ِ پر زورِ بعدی!
.
حالا اتفاقی که افتاده به خودی خود مبارک است؛ این که آنچه بهانه «تغییر» اعلام می‌شود، مبتنی بر «نظر مردم» در آخرین انتخابات باشد؛ اتفاقی که باید مدام تکرار شود (و آیا می‌شود؟). آن چه این نرمش را جلای قهرمانانه می‌دهد، اتکا بر نظر اکثریت مردم در اتخاذ رویه‌ای جدید است.
.
حالا نوبت شکر نعمت دمکراسی و شکر نعمت تسلیم به دمکراسی است؛ با همه ضعف و قوت‌هایش؛ شاید که این نهال پرزخم و پر از ابزارک‌های مهندسی، قوام بگیرد و راست‌قامت شود.
.
.
پ.ن: بعد از انتشار اولیه این یادداشت، آن را اندکی اصلاح کردم؛ عمدتا اشکالات و گره‌های کلامی آن گشوده شد.

۱۳۹۲ تیر ۲۴, دوشنبه

فی‌الواقع از چه کسانی دارد تجلیل می‌شود؟!

در کمتر از یک هفته، دستانی توی کیسه بیت‌المال شد تا از دو تن تجلیل شود؛ «محمود احمدی‌نژاد» و «غلامعلی حدادعادل». صدا و سیما متولی تجلیل از احمدی‌نژاد شده بود و از افرادی که در مراسم تجلیل از حداد عادل بودند(+) یا کسانی که در چپ و راست او نشسته بودند؛ روسای سابق و فعلی خبرگزاری سپاه (فارس) و سعید جلیلی و وزیر ارشاد ِ باز هم: «احمدی‌نژاد»(+)، می‌شد حدس زد چراغ سبز از کدام سو بوده، اصلا طعم تجلیل چه بوده!
.
گذشته از این که اساسا جلساتی که مهر و مهربانی توزیع می‌کنند، خوب‌اند و در هنگامه این همه خروش و جوش و نزاع؛ خوب‌تر، اما باید مشخص شود این توزیع مهربانی و ثنا و مدیحه و کادو چه میانه‌ای با «ذائقه مردم» دارد؟ چرا باید مشخص شود؟ چون باید معلوم شود کسانی که دست‌شان به بیت‌المال، به خزانه مردم، می‌رسد و جواز تجلیل دارند، کجای دل مردم‌اند؟ اصلا غریبه و اجنبی‌اند یا آشنا و رفیق؟  
.
به همین اندازه بسنده کنیم که منتقدترین کاندیدا به محصول هشت سال ریاست ِ پرخطا و آسیب احمدی‌نژاد بر قوه مجریه، همین یک ماه پیش دل مردم را برد و در همان روزهای انتخابات هم یک سایت خبری اصولگرا نوشته بود: «غلامعلی حدادعادل را باید نامزد فداکار مناظره‌ها خواند. حدادعادل در دو مناظره آخر از خیر رأی و صندوق و میز و قدرت گذشت و تنها وظیفه خود را دفاع از نظام دید.»(+) (به طور خلاصه: «قید رأی مردم را زد و از نظام دفاع کرد» یا «از نظام دفاع کرد و قید رأی مردم را زد»!)
.
قضیه روشن هست آیا؟ قضیه رابطه این تجلیل‌ها و آن طعم دهان مردم؛ آن موقعیت جغرافیایی آقایان در دل مردم! 
واقعا این تجلیل‌ها، این پراکندن ثنا و کادوها، دهن کجی به «استکبار جهانی» است یا «مردم»؟ یا نکند این دو یکی شده‌اند؟!
.
.
پ.ن: حداد عادل گفته: «بعد از انتخابات احتمال می‌دادم چنین تجمعی (مراسم تجلیل از خودش) برای انقلاب و کشور بی‌فایده نباشد.» کسی هم به نمایندگی از اهالی رسانه بیانیه‌ای در تقدیر از حداد قرائت کرده و گفته بود: «این روزها که مردم از شعار دادن‌ها و خودنمایی و خودبینی‌ها خسته شده‌اند، حداد عادل با عزمی بسان حدید به برقراری عدل می‌اندیشید.»
.

۱۳۹۲ تیر ۱۲, چهارشنبه

«به سرعت از این بازی کناره بگیریم»



اول: تحریم‌های دو ساله اخیر علیه ایران نشان داد همه آن چه به اسم «تحریم» در همه سی و چند سال قبل‌اش اعمال شده بود، نهایتا چیزی در حد تعارف و «نیشگون» بوده و این چیزهای جدید، له و لورده کردن است؛ لت و پار کردن است!  حالا یک سالی می‌شود که کسی از نعمتی به اسم «تحریم» که باعث شکوفایی استعدادها و خودکفایی و خوداتکایی می‌شود، نمی‌گوید. لو رفته که شناخت چند سال قبل مقامات مسئول از مقوله «تحریم»، و از برنامه بعدی «دشمن» بسیار ناقص بوده؛ لااقل تا بدان حد که فرق بین کاغذپاره و قرار برای فشار موثر اقتصادی را نتوانند درک کنند. همین مسئله مردم و کشور را دچار صدمات جدی کرده است. بهانه‌ی رسما اعلام شده همه این تحریم‌ها فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است.
.
دوم: مقام رهبری اخیرا طی سخنانی، برای نخستین بار هدف از جنجال علیه برنامه هسته‌ای ایران و اجتناب تعمدی از مصالحه از سوی طرف آمریکایی را تلاش برای تغییر نظام سیاسی (احتمالا معادل همان «براندازی») اعلام کردند: 
.

«جبهه مخالف ما كه عمدتاً منحصر در چند كشور معدودِ زورگو و زياده‌خواه است و اسم خودشان را به غلط و به دروغ مي‌گذارند جامعه جهانى، و در رأس آنها آمريكا است، محرك اصلى هم صهيونيستهايند، مسئله اينها اين است كه نمي‌خواهند موضوع هسته‌اى ايران حل شود. اگر لجبازى آنها نبود، موضوع هسته‌اى براحتى حل مي‌شد. بارها تا لحظه حل پيش رفتيم، امضاء كردند، آژانس هسته‌اى امضاء كرد؛ قبول كرد كه اين اشكالاتى كه وجود داشته، برطرف شده - اينها موجود است، اينها سند است؛ اينها كه قابل انكار نيست - خب بايد قضيه تمام مي‌شد، پرونده هسته‌اى كشور بايد پايان پيدا مي‌كرد. آمريكائی‌ها بلافاصله يك چيز جديد را مطرح كردند، آوردند وسط. نمي‌خواهند قضيه تمام شود ... جمهورى اسلامى در قضيه هسته‌اى، هم قانونى عمل كرده است، هم شفاف عمل كرده ...  اگر اين هم نباشد، يك قضيه ديگرى را براى فشار مطرح مي‌كنند. هدف، تهديد است؛ هدف، فشار است؛ هدف، خسته كردن است. خودشان گفتند: هدف، تغيير دادن نظام سياسى و سازوكار سياسى است. البته در حرفهاى خصوصى كه مي‌زنند، يا گاهى نامه كه مي‌نويسند، مي‌گويند نه، ما نمي‌خواهيم نظام را تغيير دهيم؛ ليكن در گوشه و كنار حرفهايشان، در اظهاراتشان، در عملكردشان، اين مسئله كاملاً روشن است ... نه دموكراسى براى آنها اهميت دارد، نه حقوق بشر اهميت دارد، نه هسته‌اى اهميت دارد. مسئله اين است كه جمهورى اسلامى روى پاى خود ايستاده است، با اتكاء به قدرت خود ايستاده است.»(+)
.
سوم: اخیرا نسخه اینترنتی کتابی تحت عنوان «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران» به قلم دکتر محسن رنانی (دانشیار اقتصاد دانشگاه اصفهان) منتشر شده که از زاویه ای نو، و البته بسیار تأمل‌برانگیز، به این مناقشه پرداخته. او نوشته که مهرماه سال 87 کتاب خود را به تعداد محدودی از مقام عالی‌رتیه فرستاده ولی بازخوردی ندیده! او در مقدمه نوشته:
.

«این کتاب می‌گوید رفتاری که غرب در دوازده سال اخیر در خلیج فارس در پیش گرفته به این معنی است که تصمیم گرفته است نه به «رویارویی تمدن‌ها» تن دهد و نه به «گفت و گوی تمدن‌ها». به نفع غرب است که «پایان تاریخ» و سلطه بلامنازع خود را بر نظام جهانی، با پروژه «عبور تمدن»ها رقم زند. و پروژه «عبور تمدن»ها وقتی محقق می‌شود که غرب بتواند گریبان نظام تولیدی خود را از اتکا به انرژیهای فسیلی رها کند و نظام تازه‌ای متکی بر انرژیهای نو و پاک بنا کند تا هم مسئله گازهای گلخانه‌ای  که با افزایش آنها و گرم شدن زمین، بازنده اصلی‌اش غرب خواهد بود - را حل کند و هم صنایع فرسوده و ناکارآمد به جا مانده از عصر صنعتی را مجبور کند تا خود را متحول کنند و یا از صحنه فعالیت اقتصادی حذف شوند. برای چنین هدفی، غرب هیچ ابزاری موثرتر از افزایش قیمت نفت برای مدت دستکم ده سال ندارد. بر خلاف تصوری که ما ایرانیان از افزایش قیمت نفت داریم وآن را به سود خود می‌انگاریم، نخستین برنده افزایش قیمت نفت، غرب خواهد بود. این کتاب نشان می دهد که تمام سیاست‌های آمریکا در خلیج فارس در دوازده سال اخیر بر مدار همین پروژه «عبور تمدن‌ها» چرخیده است. (...) این کتاب حتی این احتمال را مطرح می کند که ورود ایران به فعالیت‌های اتمی طرحی بوده است که توسط دیگران در مسیر ایران قرار داده شده است تا غرب بتواند یک پروژه دست کم ده ساله را برای تنش‌آلوده کردن خلیج فارس راه‌اندازی کند و ایران نیز خوشبینانه خود را در یک بازیِ اتمیِ طراحی شده، گرفتار کرده است. کتاب می‌گوید که اگر غرب نتواند تا پیش از سال 2020 الگوی مصرف انرژی جهانی را متحول کند، در دهه بیستِ قرن جاری به بحرانهای بزرگی در حوزه اقتصاد و انرژی گرفتار می شود و بنابراین غرب راهی ندارد جز این که بی سروصدا از طریق بحران آفرینی در منطقه نفتی خلیج فارس، قیمت نفت را برای مدت پنج تا دهسال بالای 90 تا 100 دلار نگهدارد تا سرمایه‌گذاری در همه حوزه‌های انرژیهای نو و پاک، مقرون به صرفه شود و برای این کار هیچ راهی بهتر از تنش‌آلود کردن خلیج فارس نیست و غرب هیچ دشمنی نجیب‌تر از ایران نخواهد یافت تا در یک بازی پیچیده اما کم خطر با او، این پروژه بزرگ تاریخی را اجرا کند. پیام این کتاب را در یک جمله می توان چنین توصیف کرد: در بازی‌ای که غرب طراحی کرده است، ایران گل بزند یا گل بخورد، برنده نهایی غرب است و منافع تاریخی ما در این است که به سرعت از این بازی کناره بگیریم.»(+)
.
چهارم: قبل از برگزاری انتخابات نوشتم که «باور دارم جلیلی برای شکست به میدان فرستاده شده. سلفی‌ها از او حمایت خواهند کرد ولی او شکست سنگینی خواهد خورد. شکست او، پیام تغییر رویه ایران را به جهان مخابره خواهد کرد از راه تکیه به یک انتخابات و نظر مردم (این–  یعنی آویختن به رأی مردم برای تغییر رویه - البته به خودی خود، دستاویزی است که به سود دمکراسی ایرانی منجر می‌شود.)»(+)
.
حالا با یقین بیشتری باور دارم که نظام در حال تغییر رویه است. جلیلی، نماد کله شقی سیاسی (موسوم به "گفتمان مقاومت") و  شکست همه مذاکرات شش سال گذشته، از گردونه به بیرون رانده خواهد شد. افشاگری نصفه – نیمه اخیر آقازاده (رئیس سابق سازمان انرژی اتمی) موید این نظر است. او با اشاره به تحولات در بحث هسته‌ای در سال‌ 87، گفته که «در آن مقطع نشانه‌هایی از سوی غربی‌ها برای حل موضوع دیده شد و رهبری جلسه‌ای ترتیب دادند که من هم در آن شرکت داشتم و نظراتم را گفتم مبنی بر اینکه می‌توان با رویکرد جدید که از سوی غربی‌ها مطرح شده است مساله را پیش برد و رهبری تصمیم گرفتند که رویکرد غربی‌ها مورد توجه قرار گیرد و ما دنبال مساله برویم اما برخی زیر بار قضیه نرفتند.» او در ادامه حرف مهمی زده: «معتقدم لازم نبود هزینه‌های سال‌های بعد از 87 به کشور تحمیل شود ... رییس‌جمهور نظر موافق با آن رویکرد نداشتند و اختلاف بنده با آقای احمدی‌نژاد هم از همین جا شروع شد. آقای احمدی‌نژاد تحلیل‌هایی داشتند و فکر می‌کردند نباید به سمت آن رویکرد برویم.» او توضیح بیشتری نداده.(+)
آقازاده چرا این روزها را مناسب یادآوری خاطره 5 سال قبل تشخیص داده است؟
.
چند سئوال:
.
1) اگر آمریکا در جامعه جهانی، برای نگرانی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران تنهاست، و صرفا با اتکا به قدرت اقتصادی خود تقریبا همه کشورها را ناچار از همراهی با خود در تحریم ایران کرده، آیا بهترین راه مقابله با این اتحاد و ایجاد رخنه و تزلزل در آن، متهم کردن آمریکا به توطئه برای براندازی جمهوری اسلامی است؟ جهان، این ادعا را چگونه باور کند؟ آمریکا چطور می‌تواند باور آن را دشوار و یا حتی ناممکن سازد؟
.
2) آقازاده می‌گوید: «لازم نبود هزینه‌های سال‌های بعد از 87 به کشور تحمیل شود.» همین و تمام؟! اساسا آیا سقف هزینه‌هایی که مردم ایران باید برای شناخت ناقص و حتی نادرست مقامات از شرایط و رویکردهای طرف مقابل پرداخت کنند، تعیین شده؟ این مقامات، مسئولیت تصمیم‌های خود را قبول دارند؟  
.
3) آیا بعد از حل احتمالی مشکلات پرونده هسته‌ای، نوبت پرونده دمکراسی و حقوق بشر خواهد رسید؟  
.
4) نتیجه انتخابات، مجال تغییر رویه در مذاکرات هسته‌ای از سوی ایران را فراهم آورده. وزیر دفاع و وزیر امور خارجه دولت دوم اوباما نیز رویکرد مثبتی از خود در  این مدت نشان داده‌اند. از سویی دیگر، اوضاع اقتصادی کشور وخیم است و همچنین دامن ایران به واسطه مسئله غم‌انگیز سوریه، آلوده نزاع بد یُمن و ترکیب منطقه‌ای شده. در میدان منازعه خیر و شرهایی این چنینی، پیروز کیست و روز آرامش کی فرا خواهد رسید؟  
.
.
کارتون از Brad Holland - USA
.
کامنتها در پلاس(+)
.