‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات 92. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات 92. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

در ممنوعیت آن مرد «ذاتا نجیب»



(1)
در آخرین دیدار سید محمدخاتمی و دولت اصلاحات با آیت‌الله خامنه‌ای (دهم مرداد 84) و در حالی که قوه مجریه در حال تحویل به رییس جمهوری منتخب جدید بود، مقام رهبری چنین گفته بود: «پیوند عاطفی و محبت‌آمیزی که بین بنده و آقای خاتمی هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، بمراتب مستحکم‌تر است و این ناشی از خصوصیاتی است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندی و نجابت و روحیه‌ی نجیب ذاتىِ ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است.»
.
(2)
اتفاقات 88 که رخ داد، همان سالی که پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخاباتش، «خط قرمز» بود (به قول فرمانده کل سپاه در جلسه فرماندهان نظامی که فیلم‌اش سال‌های بعد به بیرون راه پیدا کرد)، دشنام و طرد خاتمی در دستور کار قرار گرفت اما آن حبس خانگی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی به آن محکوم شدند، شامل حال سید محمد خاتمی نشد. در دوره دوم ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد فضای سنگین و شبه‌کودتا زده‌ای بر رسانه‌ها حاکم شده بود ولی چنان نبود که انتشار تصویر و خبرهای خاتمی، ممنوع باشد. اما در حالی که یک سال و نیم از عمر دولت روحانی می‌گذشت، ناگهان خاتمی ممنوع‌التصویر شد! چه اتفاق تازه‌ای افتاده بود فتنه‌انگیزتر از رخدادهای 88، که چنین حقی از خاتمی گرفته بود؛ آن حقی که در دوره شبه‌کودتازده دولت دوم احمدی‌نژاد از او گرفته نشده بود؟!
.
(3)
جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال 92، با کناره‌گیری عارف و اتحاد نیروهای حامی روحانی و اصلاحات به یک باره دگرگون شد؛ محصول کار، یک سره شدن نتیجه انتخابات در دور اول و برنده شدن کسی بود که رفسنجانی و خاتمی در یمین و یسار او و مردم در پس سیاهی‌های فزاینده، به او امید بسته بودند. در آن اتحاد و جلب امید مردم، آیا کسی موثرتر از خاتمی بود؟ اگر کسانی نظر دیگری دارند، آنها که از نتیجه انتخابات خشمگین بودند، ظاهرا چنین باوری نداشتند. البته آنها عجله‌ای به خرج ندادند، یک سال و نیم صبر کردند و درست یک سال مانده به انتخابات دور جدید مجلس، انتشار اخبار و تصاویر خاتمی را ممنوع کردند. به طور واضحی حتی تصور تکرار نقش خاتمی در انتخابات خرداد 92 در انتخابات اسفند 94 بسیار آزاردهنده است. احتمالا دریغ کردن ارسال مستقیم پیام تسلیت به خاطر از دنیا رفتن اقوام سید محمد خاتمی از سوی رهبری و در مقابل ارسال پیام مستقیم تسلیت بسیاری از بزرگان نظام (از رییس جمهوری گرفته تا دبیر شورای عالی امنیت ملی) یکی از جالب‌توجه‌ترین نشانه‌ها از «سطح بازی» قدرت در نظام جمهوری اسلامی بوده باشد.
.
(4)
مرد «ذاتا نجیب» ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخروج است؛ شاید به این دلیل که دیگر هوس متحد کردن نیروهای سیاسی را در کارزار انتخاباتی نداشته باشد، شاید هم به این دلیل که سطح توقع دولت روحانی را از رفع حصر میرحسین و رهنورد و کروبی، تا سطح رفع ممنوع‌التصویری مرد «ذاتا نجیب» پایین بیاورند. نیت هر چه هست، دیگر دنیای انحصار رسانه‌ها به پایان رسیده است، خاتمی با دو خط توییت یا یک پیام تلگرامی می‌تواند آن‌چه را می‌خواهد، بی‌نیاز به روزنامه‌هایی که همیشه تحت نظر و تعقیب‌اند، به گوش همه برساند. در حصر نیز، آن سرمایه‌اجتماعی که برای میرحسین و کروبی گرد‌آمده، فزونی می‌گیرد و  آنها که به راحتی ممنوع می‌کنند، و به راحتی شمشیر می‌کشند، مدام یادشان می‌رود که تیغه شمشیرشان، زود به زود کُند می‌شود.  

۱۳۹۴ آذر ۲۰, جمعه

حلقه انقلابی‌ها



حلقه رسمی «انفلابی‌ها» (مثل همه انقلاب‌های دیگر)، بعد از انقلاب 57 - یا به تاکید رهبری: «انقلاب اسلامی» - تنگ و  تنگ‌تر شد؛ همان‌طور که دایره ضدانقلاب‌ها وسیع و وسیع‌تر می‌شد. این اتفاق بعد از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی، وقتی جناح چپ به تدریج همه پست‌های انتصابی و سپس در انتخابات مجلس چهارم، مجلس را از دست داد، رویه و به نوعی: «سرعتی» دیگر گرفت. برآمدن احمدی‌نژاد در پس دو قطبی رفسنجانی – مخالف رفسنجانی، وجه جدیدتر این رویه بود. سال 88 که رسید آن حلقه پیش‌گفته به کوچکترین شعاع خود طی بیش از سه دهه رسید. سال 92 کار به جایی رسید که ماموت انقلاب، رفسنجانی، برای ریاست جمهوری رد صلاحیت شد؛ توسط ماموت‌های دیگری که جایگاه‌شان دور از دسترس رای مردم است. کار به این جا که رسید دختر بنیانگذار انقلاب، زهرا مصطفوی، نامه عجیب و تکان‌دهنده‌ای نوشت که نشان می‌داد آیت‌الله خمینی، رفسنجانی را هم شایسته رهبری بعد از خود دانسته بود. او خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای که شورای نگهبان برگزیدگان اویند (آن شش نفر فقیه) یا برگزیدگانِ برگزیدگانِ برگزیدگان‌اش (آن 6 عضو حقوق‌دانی که مجلسی انتخاب‌شان می‌کند که اعضای آن را پیشتر خود همین شورای نگهبان برگزیده‌اند؛ تازه مجلس این شش را از بین آن‌هایی انتخاب می‌کند که رییس منصوب رهبری بر قوه قضاییه معرفی کرده) نوشت: «همان روزی که تأئید امام بر رهبری حضرتعالی را از زبان ایشان شنیدم و همواره آن نظریه را در مواقع لازم بیان کرده‌ام تأئید صلاحیت برادر آقای هاشمی را هم شنیدم زیرا امام بعد از نام جنابعالی نام ایشان را هم ذکر کردند. خوشبختانه و به حق حضرتعالی مورد رأی خبرگان قرار گرفتید لذا لزومی نمی‌دیدم تا ذکری در این مورد از ایشان به میان آورم اما متاسفانه امروز که می‌بینم شورای نگهبان دست به رد صلاحیت ایشان برای ریاست جمهوری زده است، خواهرانه تذکر می‌دهم که این کار هیچ معنایی جز فاصله انداختن بین دو یار امام و بی‌توجهی به شوق و اقبالی که مردم کوچه و خیابان به نظام و انتخابات پیدا کرده است ندارد.»
.
حالا پسرِ «امینِ رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی» (مرحوم حاج‌احمدآقای خمینی) که برای مجلس خبرگان اعلام کاندیداتوری کرده، گو یک اپوزیسیون آمده تا خود را در معرض رای بگذارد؛ تازه اگر آن شورای نگهبان – که در رأس امور است – جواز بدهد.
.
آن حلقه نباید این همه تنگ می‌شد. می‌شود تصور کرد رأی بالای سید حسن خمینی، چه کابوس‌آفرین می‌تواند باشد برای برخی که رسالت‌شان تنگ‌تر کردن حلقه دوستان «انقلاب» بوده است؛ این انگیزه می‌دهد برای «مهندسی انتخابات» و «تغییر معادلات»  از آن نوع که نماینده ولی‌فقیه در نهاد نظامی مشتاق انتخابات درباره آن، از سر خط کردن 10 میلیون بسیجی و سپاهی گفته بود ... سال 88 بود.
.
.
فیلم «تغییر معادلات» (دقیقه 18 به بعد):  +

۱۳۹۴ مرداد ۱۷, شنبه

چه کسی باید تذکر بدهد؟ + توضیح ضروری


«مجموع دارایی اکثر دولتمردان نهم و دهم (دولت احمدی‌نژاد) به اندازه ثروت یک نفر برخی گروه‌ها هم نیست - ‌جبهه یکتا (حامیان احمدی‌نژاد) همگرایی بین اصولگرایان را دنبال می‌کند‌ - جبهه یکتا به هیچ وجه به دنبال سهم‌خواهی در انتخابات مجلس نیست -  ‌جبهه یکتا به دنبال تبیین گفتمان امام و رهبری است و در حال حاضر به دنبال فعالیت حزبی نیست - جبهه اصولگرایان باید در انتخابات با گفتمان و لیست واحد در انتخابات حاضر شود، چرا که نتیجه تفرقه در انتخابات سال 92 خودش را نشان داد -  این روزها طوری شده که اگر کسی (بدون نام بردن از مشایی) یک سفر به خارج از کشور انجام می‌دهد طوری وانمود می‌شود که پناهنده شده که بیانگر زیر سئوال رفتن اخلاق رسانه‌ای است - فعالیت‌های فرهنگی در بخش ارزشی کمرنگ شده»(+)
.
این اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت احمدی‌نژاد (سید محمد حسینی) در زنجان است؛ در مراسمی به بهانه روز خبرنگار؛ اظهاراتی در دفاع از دولت پیشین و در بخشی: حرف‌هایی انتخاباتی و جناحی و علیه دولت. تا اینجای کار اشکالی به چشم نمی‌خورد؛ همه اشکال اینجاست که بانی این مراسم سپاه بوده است. سپاه با دعوت از وزیر دولت پیشین که دوره وزارت وی یکی از سیاه‌ترین دوره‌ها برای مطبوعات بود، هم امکان دفاع وی را از دولت ناپاک قبلی فراهم کرده و هم در آستانه انتخابات، به راحتی خود را در مظان اتهام ورود به انتخابات به سود یک جریان سیاسی خاص قرار داده است.
.
سپاه برنامه انتخاباتی خود را شروع کرده؟ چه کسی باید به سپاه تذکر بدهد؟
.

پ.ن: عکس‌های بیشتر: +
.

توضیح ضروری: بابت نوشتن این پست، امروز (دوشنبه، نوزده مرداد) مقارن ظهر آقایی که می‌گفت از سپاه زنگ زده، روی موبایلم تماس گرفت. مذاکره کوتاهی داشتیم. وی در نهایت احترام، به نوشته من اعتراض داشت. معتقد بود که سپاه پشتیبان دولت است و وارد کار جناحی نمی‌شود. برنامه‌ای نیز که به میزبانی سپاه، طی آن وزیر ارشاد احمدی‌نژاد (حسینی) در زنجان علیه دولت موضع‌گیری کرده  و به نوعی به تطهیر دولت گذشته پرداخته، برنامه‌ای در تجلیل از خبرنگاران بوده. من گفتم که تجلیل سپاه از فعالیت‌های رسانه‌ای و گرامیداشت روز خبرنگار ستوده است اما این که کسی دعوت شود که در سال منتهی به انتخابات درباره جریان سیاسی خاصی حرف بزند، انتخاب روحانی را نتیجه تفرقه اصولگرایان بداند و آن را به صراحت تخطئه کند، دقیقا یک رفتار حزبی و جناحی است آن هم در آستانه انتخابات. شایسته است در انتخاب سخنرانان دقت بیشتری به عمل آید. من گفتم که انتظار از سپاه این است که فراتر از بحث‌های جناحی باشد. وی ضمن این که انتقاد مرا از بخشی از اظهارت وزیر احمدی‌نژاد در این مراسم تایید می‌کرد، در عین حال یادداشت مرا مایه سواستفاده مغرضان ‌دانست (...) من قول دادم توضیحی بنویسم درباره پست؛ آنچه خواندید، همان توضیحی بود که به ذهنم رسید باید بنویسم؛ اینکه یک مقام از سپاه (که نه من خواستم خودشان را معرفی کنند (بیش از این که «از کجا تماس گرفته‌اید؟» و نه خودشان این کار را کردند ولی از یک شماره اختصاصی تماس گرفته بودند) بخشی از اظهارات وزیر ارشاد احمدی‌نژاد را قبول نداشت و تاکید داشت سپاه پشتیبان دولت و فراجناحی است.

من از پیگیری و برخورد خوب ایشان، به نوبه خودم، قدردانم.
 

۱۳۹۳ خرداد ۲۵, یکشنبه

احمدی نژاد با رقبای احتمالی دور بعدی خود هم مسئله داشت!


دیدار روز گذشته روحانی با رقبای انتخاباتی سال گذشته، و اقامه نماز جماعت به امامت رئیس جمهوری، اقدام ستایش برانگیزی بود که ظواهر امر نشان می‌دهد، همگان را خوشحال کرده است. نزاع در صدر نظام و بین رقبای انتخاباتی، فارغ از به حق و ناحق بودن‌اش، اثرات تبعی گریزناپذیری بر هواداران و جامعه دارد که گاه مهمات در آن، فدای فرعیات می‌شود. اقدام روز گذشته که هم داعی و هم مدعوین در شکل گرفتن آن سهم مهمی داشته‌اند پیام مدارا را به جامعه منتقل می‌کند؛ هر چند این ژست، همه کار نیست ولی اقدامی است کم‌نظیر که باید قدر دانسته شود.
.
در این بین کسانی که به روحانی رأی نداده‌اند، ضمن تجلیل از اقدام وی، رفتار رقبای وی را با رفتار رقبای احمدی‌نژاد در سال 84 و 88 مقایسه کرده‌اند و این که رقبای وی، انتخاب او را تبریک نگفتند و حتی رأی او را ناشی از تقلب دانستند؛ آنها از این راه خواسته‌اند رقبای احمدی‌نژاد را تخطئه کنند. این درست است که رقبای احمدی‌نژاد انتخاب او را تبریک نگفتند و رأی او را ناشی از  تقلب دانستند (و البته اظهارات اخیرا افشا شده فرمانده کل سپاه که طی آن پیروزی اصلاح‌طلبان (میرحسین و کروبی) را خط قرمز خوانده، بهانه بحث بیشتر را لااقل در این مجال، منتفی می‌کند) ولی آنچه در این بین نادیده گرفته می‌شود، رفتار شخص احمدی‌نژاد در مواجهه با رقبای انتخاباتی است. رفتار بغض‌آلود وی با قالیباف در سمت شهرداری تهران و یا حتی مواجهه‌ی او با علی لاریجانی و محسن رضایی بر هیچ کس پوشیده نیست! نادیده انگاشتن سهم به سزای شخص احمدی‌نژاد در ملتهب ساختن فضای سیاسی کشور و ایجاد شکاف و اختلاف، یک ظلم واضح و آشکار است که از دید منتقدان رقبای احمدی‌نژاد به دور مانده است.
.
دانش جعفری نخستین وزیر اقتصاد دولت احمدی‌نژاد بود که کمتر از سه سال در این سمت حضور داشت. او  در جلسه تودیع خود (اردیبهشت سال 87) حرفهای مهمی زد که بازتاب زیادی داشت ولی چون قرار بود احمدی‌نژاد، حمایت شود، زود فراموش شد! او در همان جلسه گفت: «دولت به دلايل متعدد با حوزه پيراموني خودش دچار مسئله مي‌شد و اين فضاي سنگين بر كار دستگاه‌هايي مثل وزارت امور اقتصادي و دارايي سايه افكنده بود. مسايلي كه هنوز هم بسياري از آن‌ها حل نشده است:  مشكل با مجلس،  مشكل با مجمع تشخيص مصلحت نظام، مشكل با اشخاص خاص، مشكل با صدا و سيما، مشكل با روزنامه‌ها، مشكل با نامزدهاي رقيب در انتخابات قبلي رياست جمهوري، مشكل با نامزدهاي بالقوه در انتخابات دهم. و دهها مساله ديگر كه قابل ذكر نيست. اين مسايل هركدام به تنهايي كافي بودند كه حركت تند و سريع و پرشتاب را از دستگاه‌هاي اجرايي بگيرند.»
 .
این یعنی احمدی نژاد با رقبای احتمالی دور بعدی خود هم مسئله داشته است!
.
از این روست که وقتی پای رقبای احمدی‌نژاد در میان است، باید پلیدی‌های خود او  را از یاد نبریم.
.

.

۱۳۹۲ مهر ۱, دوشنبه

آنچه مهندسی نرمش را آسان کرد


نرمش وقتی قهرمانانه است که در موضع قوّت و قدرت باشد. نرمش ناشی از بر باد شدن توهّم کاغذپاره دانستن تحریمها، در پس اوضاع متشنج منطقه و تخریب روابط با قدرتهای جهانی و منطقه‌ای، در پس هدر رفتن ارزش پول ملی و رکوردشکنی در تورم و بدهی‌های سنگین به بانک مرکزی و به نفس – نفس افتادن صنایع، یعنی بعد از فلج شدن از قِبل تحریمها و رو آمدن بیش از پیش ماحصل هشت سال لاابالی‌گری اقتصادی و سیاسی دولت ِ اصولگرا،‍ بی تعارف، آن مزه قهرمانانه‌ی مورد نظر برخی حماسه‌سرایان را که باید، ندارد. 
.
آنچه اما مهندسی این نرمش را و قهرمانانه خواندن آنرا آسان کرده و می‌کند، نعمت حضور «مردم» و «رأی مردم» است. وقتی ورود سعید جلیلی به مرحله نهایی انتخابات برنامه‌ریزی شد (با نقش آفرینی اساسی شورای نگهبان، با خالی کردن میدان برای جلیلی از کاندیداهایی چون لنکرانی و سعیدی‌کیا و زاکانی - برای تجمیع آرای حامیان گفتمان موسوم به «مقاومت» و کله شقی سیاسی در «یک» کاسه؛ که جای چون و چرا باقی نماند)، عملا مردم به سوی یک رفراندم و انتخاب بین «ادامه وضع موجود» و «تغییر کلی در وضع موجود» هدایت شدند. نظام تصمیم به تغییر رویه گرفته بود و به ابزار و بهانه آبرومندانه (قهرمانانه) نیاز داشت. این سیاست‌ورزی است و نه تنها بر آن حرجی نیست، که ستایش‌برانگیز هم هست. بازی طوری پیش رانده شد که جلیلی نه تنها به عنوان نماد ادامه وضع موجود اقتصادی که صدای خرد شدن استخوان مردم زیر آن، بلندتر از همیشه به گوش می‌رسید، که نماد گفتگوهای بی‌حاصل و چه بسا زیان‌بخش هسته‌ای هم  باشد؛ آنچه جهان را علیه ایران متحد کرده است. بعد از شکست جلیلی، اینک با ابزاری به اسم رأی مردم، مقدمه تغییر در سیاست خارجی فراهم شد؛ اتفاقی که گویا 17 سال (بار نخستینی که مقام رهبری از نرمش قهرمانانه سخن گفت) به تاخیر افتاده بود. آن چه آن نرمش را به تاخیر انداخت شاید رای غیر منتظره مردم در 16 سال قبل به خاتمی بود که به طور واضحی مورد خوشایند اکثریت ارباب وقت قدرت نبود ولی ناگهان، و همزمان، باد فشار خارجی علیه ایران را (که با داستان دادگاه میکونوس و تهدید حمله نظامی کلینتون علیه ایران به اوج رسیده بود) خالی کرد و نرمش از نوع قهرمانانه آن به فراموشی سپرده شد تا زور ِ پر زورِ بعدی!
.
حالا اتفاقی که افتاده به خودی خود مبارک است؛ این که آنچه بهانه «تغییر» اعلام می‌شود، مبتنی بر «نظر مردم» در آخرین انتخابات باشد؛ اتفاقی که باید مدام تکرار شود (و آیا می‌شود؟). آن چه این نرمش را جلای قهرمانانه می‌دهد، اتکا بر نظر اکثریت مردم در اتخاذ رویه‌ای جدید است.
.
حالا نوبت شکر نعمت دمکراسی و شکر نعمت تسلیم به دمکراسی است؛ با همه ضعف و قوت‌هایش؛ شاید که این نهال پرزخم و پر از ابزارک‌های مهندسی، قوام بگیرد و راست‌قامت شود.
.
.
پ.ن: بعد از انتشار اولیه این یادداشت، آن را اندکی اصلاح کردم؛ عمدتا اشکالات و گره‌های کلامی آن گشوده شد.

۱۳۹۲ مرداد ۲۴, پنجشنبه

اعتماد و امید

اول) نجفی با 1 رأی کمتر، سلطانی‌فر با 25 رأی کمتر و میلی‌منفرد نیز با 37 رأی کمتر نتوانستند رأی اعتماد مجلس نهم را به ترتیب برای وزارت آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و علوم کسب کنند.
.
دوم) هر سه این وزارتخانه‌ها صبغه فرهنگی و اجتماعی دارند، نه تنها درآمدزا و اقتصادی نیستند، بلکه به شدت به بودجه و امکانات نیازمند بوده‌اند و اینک حتی بیشتر. لذا در این اوضاع اقتصادی بحرانی، این وزارتخانه‌ها بزاق نمایندگان را به خصوص در شهرستان، تحریک نمی‌کنند! به این معنا که نمایندگان از این سه وزیر کمتر انتظار عنایت اقتصادی به حوزه‌های انتخابیه خود دارند و لابد از یاد نمی‌بریم که بهبود اوضاع اقتصادی، فوری‌ترین درخواست عمومی است.
.
سوم) هر سه وزیر معرفی شده و رأی نیاورده، در اردوگاه اصلاح‌طلبان جای دارند. البته اگر مبنای تحلیل، تعریف و حد قانونی از رأی اعتماد نباشد، می‌شود حتی «تنها یک رأی» کسری نجفی را، با توجه به حجم تبلیغاتی گسترده رسانه‌ها و نمایندگان جریان افراطی علیه وی، اگر نه یک شکست برای افراطیون، اما یک پیروزی ناامیدکننده قلمداد کرد به خصوص که همزمان هم ربیعی، هم زنگنه، هم حجتی،  هم آخوندی و هم نعمت‌زاده (هر پنج تن مورد یورش افراطیون)، رأی اعتماد گرفتند.
.
چهارم) جنس رأی عدم اعتماد به نجفی و میلی‌منفرد با جنس رأی عدم اعتماد به سلطانی‌فر یکی نیست؛ آن دو را نمایندگان – احیانا و عمدتا – به دلایل سیاسی نپسندیدند. 
.
پنجم) حسین شریعتمداری در کیهان روی کسی به اندازه زنگنه برای وزارت نفت حساسیت نشان نداده بود. در سرمقاله 14 مرداد هم علیه وزارت علوی (برای اطلاعات) و نعمت‌زاده (برای صنعت، معدن و تجارت) نوشته بود ... هر سه اما رأی اعتماد گرفتند.
.
ششم) دیشب پیش‌بینی کرده بودم که همه کابینه رأی اعتماد می گیرد(+). این پیش بینی حالا نادرست از آب درآمده؛ لااقل به اندازه پیش‌بینی رأی 37 نماینده (بیشترین کسری رأی که برای میلی‌منفرد بود). این محصول گریزناپذیر، و گاهی هیجان‌برانگیز، کار مشترک وبلاگ‌نویسی و صندوق رأی است! پاره دوم یادداشت دیشب‌ام را دوباره، اما تکرار می‌کنم:

ایران و مصر از جمله کشورهای معدود تمدن‌ساز و ریشه دارند. همزمان با جدل‌ها و "نه" و "آری"‌ها در مجلس ایران، با همه ملال و خوشحالی‌هایش، خیابان‌های قاهره، چهل روز بعد از کودتای نظامیان، به حمام خون تبدیل شده ... با همه نقصانی که این دمکراسی نیم‌بند ایرانی خودمان دارد، امروز اما وارثان تمدن ایرانی از رقبای مصری خود، گردن فرازترند؛ به این حکم که دوای درد را در آتش و قهر نمی‌جویند! این فهم، سوغاتی برای آیندگان است که حاملان یکی از بزرگترین تمدن‌های بشری، در مصر، آن را تا اطلاع ثانوی، متاسفانه، باخته‌اند..

دو پاره: «رأی اعتماد» و «مصر»


اول) همه وزرای معرفی شده حسن روحانی به مجلس، رأی اعتماد خواهند گرفت و بیشتر به این دلیل که مخالفان سرشناس وزرای معرفی شده، در جبهه بازندگان انتخابات اخیر قرار دارند و عمده سلاح‌شان هم آویختن از «فتنه» است. چه "سردار" کوثری (نماینده تهران) و چه "سردار" اسماعیلی (نماینده زنجان) که آمار وزرای مردودی را پیشاپیش اعلام می‌کنند؛ از پادگان به سیاست فراخوانده شده‌اند و طبیعی است به واسطه عقبه خود، امکانات رسانه‌ای بیشتری در اختیار داشته و بیشتر توی چشم باشند؛ اما این همه ماجرا نیست! آن آویختن از «فتنه» و این پیش‌بینی فرماندهان نظامی در کسوت نمایندگی، چنگی به دل اکثریت قاطع نمایندگان شهرستان‌ها و نمایندگان به اصطلاح مستقل نمی‌زند که در تله حمایت از رقبای روحانی در قبل از انتخابات افتادند و به سود آنها، به اسم، نامه امضا کردند و خود را اینک در مظان اتهام دوری از خواست مردم می‌بینند. برای کسانی از این گروه هم که در رد و قبول این مخالف‌خوانی‌ها تردید دارند، پاتک‌های حامیان وزرا (مثل اطلاعیه اخیر وزرات اطلاعات + درباره تایید استعلام از این وزارتخانه برای وزرای معرفی شده)، بسیار تعیین کننده خواهد بود. در «این» اوضاع بحرانی اقتصادی، طیف وسیعی از نمایندگان بیشتر از هر زمانی انتظار عنایت قوه مجریه را به حوزه‌های انتخابیه خود و کسب رضایت فوری مردم دارند و این عنایت را با رأی به کابینه جستجو می‌کنند. حضور رحمانی‌فضلی در ترکیب کابینه معرفی شده نیز طیف معتدل اصولگرایان را بسیار خرسند کرده و این به شانس رأی‌آوری سایر وزرا افزوده است.
.
دوم) ایران و مصر از جمله کشورهای معدود تمدن‌ساز و ریشه دارند. همزمان با جدل‌ها و "نه" و "آری"‌ها در مجلس ایران، با همه ملال و خوشحالی‌هایش، خیابان‌های قاهره، چهل روز بعد از کودتای نظامیان، به حمام خون تبدیل شده ... با همه نقصانی که این دمکراسی نیم‌بند ایرانی خودمان دارد، امروز اما وارثان تمدن ایرانی از رقبای مصری خود، گردن فرازترند؛ به این حکم که دوای درد را در آتش و قهر نمی‌جویند! این فهم، سوغاتی برای آیندگان است که حاملان یکی از بزرگترین تمدن‌های بشری، در مصر، آن را تا اطلاع ثانوی، متاسفانه، باخته‌اند.

۱۳۹۲ مرداد ۱۸, جمعه

دانشگاه خوب، دانشگاه مرده است!


در چهار ساله‌ی اول دولت احمدی‌نژاد و در دوره وزارت وزیر ِ خالی‌بند علوم (زاهدی)(+)، اگر که روزگار دانشگاه‌ها عموما به برخوردهای موردی با اساتید و دانشجویان سپری شد، در دوره دوم و وزارت «سرکوب‌مآب» کامران دانشجو، برنامه‌ریزی بلند مدت‌تر و کارهای اساسی‌تری برای خالی کردن دانشگاه از جو نقد و نقادی و هموار کردن راه نور چشمی‌ها و سهمیه‌دارها به تحصیلات تکمیلی و عضویت آنها در هیئت علمی دانشگاه‌ها انجام شد همچنان که اخراج دانشجویان و اساتید و کندن ریشه علوم انسانی سرعت فزون‌تری گرفت. شاید از همین رو بود که احمدی‌نژاد با همه ادعاها، در این سالها، جرأت نکرد خود را در جمع دانشجویان ایرانی در معرض پرسش قرار دهد و نمایش دستور برکناری دو رئیس دانشگاه در آخرین روزهای سال گذشته، به دلیل آنچه حاکم کردن فضای امنیتی بر آن دو دانشگاه نامید، بدل به شویی مضحک شد . اینک نیز واضح است وزیر علوم بعدی، اگر از جنس دیگری باشد، این نقشه‌ی شوم، این براندازی نرم علیه جامعه دانشگاهی و جنبش دانشجویی و تبدیل دانشگاه به جایی شبیه نظامیه‌های دوره خلفای عباسی و باشگاه مداحان و حافظان داده‌های مذهبی، با مانعی بزرگ مواجه خواهد شد. راز مخالفتهای تند و غلیظ با وزیر پیشنهادی روحانی برای وزارت علوم همین است؛ نباید آن روند براندازی کلا متوقف شود! حالا بهتر از هر زمانی دریافته‌اند که دانشجو و دانشگاه، به هر حال، موی دماغ است و بهترین دانشگاه، دانشگاهی است که از درون متلاشی شده باشد، مرده باشد و دانشجویان‌اش زیر سایه ترس روزگار سپری کنند.
.
.
پ.ن: توصیه می‌کنم حتما مقاله بهمن ماه 90 دکتر رضا منصوری (استاد دانشگاه شریف) را در انتقاد از وضعیت دانشگاهها، دوباره بخوانید.(+)
.

در این مقاله از جمله آمده: 


«از یک طرف برای استادی که آمریکایی‌ها بازداشتش می‌کنند اشک می‌ریزیم و از طرف دیگر ‌رئیس دانشگاه شریف برای اولین بار در یک دورۀ  45 ساله پس از تاسیس، پس از اینکه مخفی کاری او در استخدام 45 تا 135 بورسیه‌ی نوجوان جویای نام و آمادۀ مداحی یا بی‌خبر از دینامیک دانشگاهی، بدون کوچکترین اطلاع دانشکده‌ها وحتی معاونین خودش برملا می‌شود، پس از تناقض‌گویی‌های فراوان، به جای به کارگیری روشهای مألوف استدلال دانشگاهی به بهانۀ تبعیت از ولایت به تحکم می‌پردازد، با تکیه بر اصول تبعیت از ولایت، خود را ولی دانشگاه می‌نامد و دانشگاهیان را رعیتی که باید حرف اورا بپذیرند!»