‏نمایش پست‌ها با برچسب خدا و دین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خدا و دین. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ مرداد ۷, چهارشنبه

چهارپاره ۱۵۹ – در اوصاف «سیما و صدا»‌ی‌شان

.

اول) نتیجه هیچ ‌انتخاباتی رویکردهای کلی «صداوسیمای جمهوری اسلامی» را نه تنها لزوماً به نفع برنده انتخابات (به مثابه نماد خواسته‌ی ملت) تغییر نمی‌دهد بلکه حتی اگر برنده، خوشایند رویکردهای صداوسیما نباشد (مثل تجربه محمد خاتمی و حسن روحانی یا مجلس ششم)، این سازمان خود را مکلف می‌داند او را آماج حملات مستقیم و غیرمستقیم خود قرار دهد تا شاید بتوانداو را به راه راست ِ خودش منحرف کند! اکنون بر صداوسیما جریان نزدیک به سعید جلیلی (بازنده آخرین انتخابات همین نظام) حاکمْ و برادر او (وحید جلیلی) قائم مقام رئیس سازمان است؛ این شاخصی روشن از نسبت بین مدیریت این سازمان عظیم و خواسته‌ی ملی است. حرف این است که صدا و سیما «رسانه ملّی» (رسانه اکثریت ملت با رعایت حقوق اقلیت) نیست؛ خودش هم البته اصراری ندارد چنین باشد مگر در لفظ. شبیه‌تر است به یک «کانون آگهی و تبلیغاتی سهامی خاص» ِ فربه که سرمایه‌اش از منابع عام تامین می‌شود. همه دلایل (یا بهانه‌های) این تقابل در این جمله خلاصه است که «مردم نمی‌فهمندو ما صلاح‌شان را بهتر از خودشان می‌دانیم.» 


دوم) این ادعا که «صداوسیما مخاطب (در بین اکثریت مردم) ندارد»به این معنی نیست که «موثر» نیست؛ «تیغ در کف زنگی» هم یک تیغ بیشتر نیست اما به دلایلی روشنْ موثر و نگران‌کننده است! صداوسیما بر اساس تحلیل‌های پرمناقشه‌ی کارشناسنان ِ حلقه‌ی بسته خود،تصمیم‌سازی و گاه نقش گروه فشار را بازی می‌کند، امید بیهوده می‌دهد یا بیهوده ناامید می‌کند! از نظر هزینه‌ مستقیمی که این سازمان روی دوش همه ملت می‌گذارد، می‌توان به بودجه آن اشاره کرد؛ بودجه صداوسیما امسال (۱۴۰۵) حدود ۲۰ درصد بیشتر از سال ۱۴۰۴ تعیین شده (حدود ۳۳٫۵ همت (۳۳٬۵۰۰ میلیارد تومان)). با احتساب ردیف‌های جانبی و حمایتی، مجموع بودجه آن گاهی تا ۳۵٫۵ همت یا بیشتر گزارش می‌شود. بودجه دولتی (اعتبارات عمومی) بخش عمده هزینه‌های آن را پوشش می‌دهد، درآمدهای اختصاصی (عمدتاً تبلیغات) هم کافی نیست و سازمان با زیان عملیاتی مواجه است با این‌حال علاقه‌ای به اصلاح روش‌های خود - برای رفع این زیان‌ها - نشان نمی‌دهد یا روش‌های مورد علاقه‌اش موثر واقع نشده است.
این‌ها از جمله یعنی این سازمان، مهم است.


سوم) گذشته از این که قرآن به صراحت «غیبت» را (حرف زدن (حرف  راست و درست و نه حتی دروغ) درباره کسی در محفلی و در غیاب او را) معادل خوردن گوشت برادر مُرده قرار داده است (سوره حجرات، آیه ۱۲)،  این گفت‌وگو در وسائل‌الشیعه بین رسول خدا و ابوذر ضبط شده که پیامبر اکرم به ابوذر می‌گویند: «از غیبت دوری كن. چون غیبت از زنا سخت‌تر است»، ابوذر می‌پرسد: «چرا این گونه است؟» و حضرت در پاسخ روشن می‌کند که علت قبیح‌تر و سخت‌تر بودن غیبت از زنا این است كه شخص زناكار می‌تواند توبه و خداوند توبه او را قبول کند اما در غیبت تا زمانی كه شخصی که از او غیبت شده، از شخص غیبت‌كننده راضی نشود و وی را نبخشد، بخششی در کار نیست.
نیم‌نگاهی به سیاهه بلند برنامه‌ها، گزارش‌ها، خبرها و اظهارات علیه بسیاری از افراد (با ذکر نام و نشان) در برنامه‌های سازمان صدا و سیما (نمونه اخیر آن: اظهارات توهین‌آمیز محمدحسین رجبی دوانی (برادر فاطمه رجبی که کتاب «احمدی‌نژاد؛ معجزه هزاره سوم» را نوشت) علیه محمد خاتمی)، بدون ایجاد امکان حضور فی‌‍‌المجلس «سوژه» و توضیح و دفاع آزادانه قربانیان از خود، این سوال را پیش می‌کشد که این رویه‌‎‌های عادی و قانونی(!)، اگر "غیبت" نیست، چه نام دارد؟! اگر غیبت است که «اشد من الزنا»ست و قبای نگرانی برای گسترش بی‌عفتی (که بارها درباره آن سخن گفته) به تن این سازمان‌ ِ "اشد من الزنا" زار می‌زند!  آیا این سازمان ایدئولوژیک راضی شده تا با افساد و معصیت‌‌کاری، مردم را به راهی که به صلاح‌شان می‌داند، هدایت کند؟!
آن امام عادل و استواری که خود را مفتخر به پیروی از او می‌دانند گفته بود: «مى‌دانم داروى درد شما چيست و اين كژى را چگونه راست توان كرد ولى نمى‌خواهم شما را اصلاح كنم در حالى‌كه خود را تباه كرده باشم (هرگز با افساد خويشتن شما را اصلاح نخواهم كرد).» (خطبه ۶۹ نهج‌البلاغه)


چهارم) جریانی مرتب «جبهه پایداری» (نزدیک به جریان فکری مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی و سعید جلیلی و مسلط بر مدیریت کنونی صداوسیما) را متهم به سوءاستفاده از این سازمان به نفع خود و ایدئولوژی محبوب خود می‌کند. تخطئه عملکرد صداوسیما در حد نسبت‌دادن این عملکرد به تامین منافع یک گروه خاص در حالی‌که هم حضور و رشد این گروه در ساخت قدرت بدون جواز بالادستی مطلقاَ میسر نبوده و هم رئیس عالی صداوسیما منصوب شخص ولی‌فقیه (بر اساس حق قانونی او)ست، صادقانه نیست. «گروهک پایداری» (آن‌چنان که کسانی آن را چنین خطاب قرار می‌دهند) صرفاً از فرصت فراهم‌شده، به نفع آمال و نظرات خود بهره‌ی قانونی‌ می‌برد!


۱۴۰۵ تیر ۱, دوشنبه

آن‌چه مهدی بازرگان و عزت‌الله سحابی به آن رسیدند

 .

«مهدی بازرگان به عنوان یکی از پدران فکری جریان ملی-مذهبی در آخرین سال‌های حیات خود سخت دلمشغول جایگاه دین در زندگی سیاسی دینداران بوده و با توجه به تجربه خود از روند بروز مشکلات در جامعه ایران، دیانت را مختص ایمان به خداوند و باور به حیات اخروی بشر دانسته و از حوزه اداره جوامع جدا کرده است. بازرگان همچنین با بیان این جمله که وی، به خلاف آیت الله خمینی، «اسلام را برای ایران» می‌خواهد، از میراث آنچه اسلام سیاسی نام گرفته به طور کامل گسسته است. نیروهای ملی-مذهبی و حتی اعضای نهضت آزادی ایران به پیگیری بحثی که بازرگان دراین زمینه به اختصار مطرح کرده بود علاقه‌ای نشان ندادند و بعضاً با توجیه یا رد تلویحی آن، از کنارش عبور کردند. با این حال عزت‌الله سحابی به عنوان چهره صاحب‌نام طیف ملی-مذهبی در واپسین سال‌های عمر خود با چنان شدتی از سرنوشت ایران دل‌نگران بود که بدون وارد شدن به بحث‌های نظری، از مخاطبانش می‌خواست که حفظ اسلام را به خدا واگذار کنند و در پی حفظ ایران برآیند. او مرتب نگران «ظرفی به نام ایران»بود؛ ظرفی که در صورت شکستن آن، استمرار حیات جامعه و تمدن ایرانی بی‌معنا خواهد شد.»



 الزامات سیاست در عصر ملت-دولت - نوشته احمد زیدآبادی

۱۴۰۴ تیر ۳۰, دوشنبه

❓ «اوجب واجبات» برای علی(ع) چه بود؟


1️⃣ «او برای وصول به اهداف و آرمان‌هایش به هر وسیله‌ای متوسل نشد و رعایت همین مسئله و شدت عدالت او، علت اساسی کوتاهی مدت‌زمان زمامداری او بود.» 
منبع:  پیشگفتار ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه / علامه جعفری (به قلم علی جعفری)



2️⃣ حضرت علی علیه‌السلام:
▫️ کسی که می‌داند سرنوشت نهایی و پایان هستی او چیست، نمی‌تواند مرتکب حیله‌گری و مکرپردازی شود – خطبه ۴۱ نهج‌البلاغه
▫️ اگر حیله‌گری و مکرپردازی و انحراف از حقایق کار پستی نبود، من از سیاستمدارترین مردم بودم ولی هر حیله‌گری، انحرافی است و هر انحرافی، ظلمتی است – خطبه ۲۰۰


3️⃣ پطروشفسکی (استاد فقید روس در تاریخ خاورمیانه): 
«علی کلاً عاری از صفات ضروری یک رجل دولتی و سیاستمدار عادی بود. غلو در خرده‌گیری اخلاقی که ناشی از علل دینی بود (ترس از مسئولیت در برابر خداوند، ترس از مسئولیت ریختن خون مسلمان) او را از اخذ تصمیم باز می‌داشت و گرایشی به مدارا در نهادش ایجاد کرده بود.»
منبع: ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، علامه جعفری، ص۲۲۷



⁉️ وقتی سیاست به معنای عرفی آن یعنی انواع خدعه و حیله و مکر، چطور دین و مذهبی که امام و بزرگ‌اش این طور حیله و مکر را نفی می‌کند و آن را انحراف از حقایق می‌داند، می‌تواند مدعی «دولت دینی» باشد؟
وقتی سیاست عرصه «حقایق» نیست، وارد کردن دین به این عرصه چه عوارضی خواهد داشت؟
در نزاع دین ِ حق‌مدار و دولت دینی، بازنده کیست؟



👁‍🗨 من شروع به مطالعه دوره ۱۱ جلدی «ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه» به قلم زنده‌یاد مرحوم علامه جعفری کرده‌ام و بعد از این، این‌جا ارجاعات بیشتری در این باره خواهید خواند.



۱۴۰۳ اسفند ۱۸, شنبه

یکی کردن یهودیت و صهیونیسم!

 امام جماعت جوان مسجد، بین دو نماز در تجلیل از حسن نصرالله گفت: همان‌طور که قرآن گفته یهودیان سخت‌ترین دشمنان ما هستند؛ حسن نصرالله هم در راه مبارزه با آنان شهید شد.


بعد از نماز در حیاط مسجد گفتم: حاج آقا! حرف ناراحت‌کننده‌ای زدید؛ اول: چرا ادامه آیه را نخواندید که می‌گوید: نزدیک‌ترین دوستان‌تان، مسیحیان هستند؟ چون می‌دانید با اوضاع روزگار و میل اکنون شما سازگار نیست؟ چون می‌دانید بی‌کمک مسیحیان، صهیونیست‌ها به این‌جا نمی‌رسیدند؟ دوم چرا یهود و صهیونیسم را تفکیک نمی‌کنید؟ ما کلی هم‌وطن یهودی داریم. یکی کردن یهودیت و صهیونیسم همانی است که اسرائیل می‌خواهد.

به تعارف یا جدی ولی محترمانه، نقدهایم را پذیرفت و گفت: اصلاح می‌کنم.
X


ترجمه کامل آیه ۸۲ سوره مائده:
يهوديان و مشركان را دشمن‏‌ترين مردم نسبت به مؤمنان [مسلمانان‏] می‌‏يابى، همچنين مهربان‌‏ترين مردم را نسبت به مؤمنان [مسلمانان‏] كسانى می‌‏يابى كه می‌‏گويند ما مسيحى هستيم، اين از آن است كه در ميان ايشان كشيشان و راهبانى [حق‏‌پرست‏] هستند و نيز از آن روى است كه كبر نمی‌‏ورزند. (ترجمه خرمشاهی)




۱۴۰۳ آبان ۱۴, دوشنبه

کنار افرا

 


 چه کار خوبی بود نوشتن اسم و عمر درخت‌ها روی درخت‌ها (توسط شهرداری) برای همچو منی که درخت‌ها را دوست دارد بی‌آن‌که نام‌شان را بداند! 


حالا می‌دانم این درخت نبش بن‌بست اول، افرا بوده و بعد باران دیشب، با بسیاری از برگ‌های امسال‌اش برای همیشه خداحافظی کرده؛ زیبا و دلفریب حتی به وقت بدرود ... هوای شهر تمیز است و دلپذیر و بوی تنه خیس خورده درختان می‌دهد.
.
کاش باران بیشتری بیاید؛ «خدایا! برای ما بارانی فریادرس فرست ... از ابری انباشته، لذّت‌بخش، گوارا، فراگیر و غرّان‌ که بارانش اندک نباشد و برقش نفریبد... ما را بارانی فرست که به وسیلۀ آن از تپّه‌ها آب سرازیر کنی و چاه‌ها از آن پر کنی و نهرها را روان سازی و درختان را برویانی ...» (صحیفه سجادیه)





پ.ن:

دو سال پیش زیر همین درخت افرا بود که بازداشت شدم!




۱۴۰۳ شهریور ۲۸, چهارشنبه

✅ «که انتظار نکشند»




🔹 اول) محمد مهاجری (روزنامه‌نگار اصولگرا) مدعی شده که «یکی از وزیران دولت سیزدهم حدود ۲۰۰ مشاور داشته که جمعا ۲میلیارد و ۷۰۰میلیون تومان (بطور متوسط هرکدام ۱۳۵ میلیون[ریال]) حقوق گرفته‌اند. ۵۰نفر از این‌مشاوران در ساختمان‌های وزارتخانه حتی دیده نشده‌اند. اکنون اکثر این مشاوران با پررویی به دولت پزشکیان فشار می‌آورند که‌ همچنان بمانند.»
دیروز اعلام شد که «آقای مهاجری جهت ارائه مستندات و‌ توضیحات به دادستانی تهران احضار شد.» [اقدامی قابل تقدیر برای جلوگیری از طرح ادعاهای بی‌سند و مدرک و به هم ریختن امنیت روانی جامعه و بازی با حیثیت افراد]


🔹 دوم) "حضرت آیت‌الله احمد جنتی" ۵ مرداد ۸۹ گفته بود که «سندی را  به دست آورده که نشان می‌دهد دولت آمریکا از طریق عربستان  سعودی یک  میلیارد دلار به "سران فتنه" داده و قرار بوده در صورت  "انقراض نظام"،  ۵۰ میلیارد دلار دیگر هم به آنها پرداخت شود.» میرحسین و کروبی طی نامه‌ مشترکی، ضمن تکذیب این ادعا، اعلام کردند که آیت‌الله سند ارائه کند.
کدخدایی (سخنگوی وقت شورای نگهبان) هم اعلام کرد: «اگر دادگاه تشکیل شود، جنتی سند ارائه می‌کند.»
همان طور که پیش‌بینی می‌شد نه سندی ارائه شد و نه کسی احضار!
بدون احضار و دادگاه و سندی، ۱۴ سال گذشت.


🔹 سوم) سردار محمدرضا نقدی، علیه آقای خاتمی در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق گفت: «آقای خاتمی از پادشاه عربستان پول گرفته که در ایران کار سیاسی کند.»
خاتمی شکایت کرد، سردار نقدی تهمت‌های بیشتری زد! ... در پی مخالفت فرمانده کل قوا با احضار سردار به مرجع قضایی، پرونده مختومه شد.


🔹 چهارم) ۱۴ قرن قبل، علی، که بر او درود بیکران باد، به مالک اشتر نوشت: «(بدان) برترین چیزی که موجب روشنایی چشم زمامداران می‌شود برقراری عدالت در همه بلاد و آشکار شدن علاقه و محبّت رعایا به آن‌هاست و محبّت و علاقه رعایا نسبت به آنها جز با پاکی دل‌های‌شان (و بر طرف شدن هرگونه سوء ظن به زمامداران) آشکار نمی‌شود و خیرخواهی آنها در صورتی کاملا مفید واقع می‌شود که با میل خود گرداگرد زمامداران جمع شوند و حکومتِ آنها بر ایشان سنگین نباشد و انتظارِ پایان گرفتن مدت حکومت‌شان را نکشند.»


🔹 پنجم) در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده: [حتی] «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد كشور مساوی است.»


🔹 شش)  این عکس (بالا) از مرحوم آیت‌الله خمینی، بار نخست سال ۹۵ (هشت سال قبل) منتشر شد؛ قم است و عاشورای سال ۵۸ (بعد از انقلاب)، زیر تابلویی که روی آن نوشته: «العدل اساس المُلک»؛ «اساس حکومت/کشور، عدل است» (منبع)



۱۴۰۳ مرداد ۱۵, دوشنبه

عالم بر خیال قائم است

 

یار از خیال یار قوّت می‌گیرد و می‌بالد و حیات نو می یابد. چه عجب می‌آید؟ مجنون را خیال لیلی قوّت می‌داد و غذا می‌شد. جایی که خیال معشوق مجازی را این قوّت و تاثیر باشد که یار او را قوّت بخشد، یار حقیقی را چه عجب می‌داری که قوّت‌ها بخشد خیال او را در حضور و در غیبت؟ چه جای خیال است؟ آن خود جان حقیقت‌هاست، آن را خیال نگویند.
عالم بر خیال قائم است ...


فیه مافیه، مولانا
📚 کتاب "اسطرلاب حق"، ص ۱۴۲


۱۴۰۳ تیر ۲۵, دوشنبه

حرام اندر حرام!


.

سال‌هاست مناسک عزاداری محرم برای کسانی تبدیل شده به فرصتی برای مدیون مردم شدن! تباه کردن حق‌الناس با راه‌بندان و صداهای بلند در جوار خانه مردم؛ انگار که حتی به این مزاحمت‌ها انتظار بهشت هم دارند!

از جمله آیت‌الله العظمی سیستانی و مجتهدانی بسیار فتوا دارند که «نماز خواندن [که واجب شرعی‌ست] در جاده و خیابان و کوچه اگر برای کسانی که عبور می‌کنند زحمت نباشد[مکروه است] و چنانچه زحمت باشد، مزاحمت حرام است.»

وقتی درباره نماز چنین حکمی هست، تکلیف عزاداری‌های مستحبی که باید روشن باشد!

هر ساله بسیاری- که خدا عالم به نیات‌شان است- بی‌اعتنا به حرمت ضایع کردن حق‌الناس، به اسم بزرگداشت شعائر مذهبی حق‌الناس را که تسویه آن از دشوارترین کارهاست، به راحتی لگدمال می‌کنند.

خط سیر این بی‌اعتنایی‌هایی عفونی را در رسوم جاهلی عروسی‌هایی که برای همسایگان و عابران مزاحمت ایجاد می‌کنند هم می‌شود یافت!

چرا سازمان آموزش و تبلیغ و فرهنگ این مملکت، دولتی و غیر دولتی، تلاشی برای استحکام حرمت حق‌الناس نمی‌کنند؟!
مهم نیست یا خود از تباهی حق مردم سود می‌برند؟!

نمی‌دانند این حق‌کشی‌ها اثرات بسیار مخربی علیه حیات انسانی یک جامعه دارد؟ 

۱۴۰۳ خرداد ۶, یکشنبه

«رویارویی با شرارت، در حقیقت نوعی غمخواری با خدا و همکاری با اوست»

 

مبالغه‌ای الهیاتی دربارۀ خدا، او را موجودی بر صدر یک زمان موهوم می‌بیند و ساعت‌سازی لاهوتی که همۀ کائنات با کوک او آغاز شده است. فیلسوفان عقل‌گرای ما تا جایی که می‌توانستند به تعدیل این الهیات اغراق‌آلود کوشیدند. از قدَم عالم سخن گفتند. چگونه می‌توان گفت عالم نبود و در زمانی به وجود آمد. چون زمان هم خود جزو ابواب جمعی همین عالم است. عالم قدیم است و ما در تحلیل عقلی است که سطحی متعال از هستی را واجب‌الوجود و واهب‌الصور، و سطوح بعدى را عالم امکانات می‌نامیم. متفکران و عارفان بزرگ ما خدا را فاعل بالتجلى و فاعل بالعشق (نه فاعل بالقصد) می‌دانستند، قرآن هر چند به زبان و فرهنگ ادیان سامی و سنت‌های الهیاتی خدای شخص‌وار تنزل یافته است اما در آیاتی می‌بینیم جهان هست و خدا با آن کاری می‌کند؛ «سپس خدا به آسمان پرداخت در حالی که دخان بود (حالت بی‌شکلی داشت)» (فصلت، ۱۱). راز کردگاری حق همین مواجهه با جهانی آتش‌وش و نامنظم برای بسامان کردن آن است. ایمان به این سرچشمه خلاقیت و آگاهی شعور به ما الهام می‌دهد که با درد و رنج به نحو رضایت‌بخش‌تری مواجه بشویم و مرارت‌ها را در حد امکان تقلیل بدهیم و شرایط زیست را تا می‌توانیم بهبود ببخشیم. این همان خدای جان و خرد در حکمت ایرانی است.
خدا در این طرز تلقی مصدر فیض برای روبه‌رو شدن با انواع شرّهاست. در ماده این عالم، آشفتگی و نقص و محدودیت و تزاحم هست. شرّ، از چنین وضعیتی ناشی می‌شود و خدایی ِ خدا در مواجهه با این وضعیت و دعوت بشر به همکاری برای بهبود بخشیدن به این وضعیت در حد استطاعت است. خدا دعوتی است به روبه‌رو شدن با محدودیت و آنتروپی عالم. رویارویی با شرارت، در حقیقت نوعی غمخواری با خدا و همکاری با اوست. انسان از طبیعت لجن‌گون این عالم آشفته تا صورت‌های کمال برتر آمده و مخاطب ندایی در اوج هستی خویش شده است. ندایی که او را جانشین خود بر زمین می‌خواند و از او آبادی این زمین را می‌خواهد برای بهتر زیستن در حد امکان و پرورش تن و ذهن و جان به قدر استطاعت. مبالغات بعدی که درباره خدا ساخته شده‌اند خود، بخشی از کاستی‌ها و نارسایی‌های عالم و آدم به شمار می‌آیند. ایمان، امید بستن به تکیه‌گاهی وجودی و معنوی در عالم و آدم برای مواجهه‌ی عقلانی و اخلاقی و اجتماعی و نهادی با انواع نابسامانی‌ها و شرّها، برای تقلیل مرارت‎ها و برای جست‎وجوی رهایی و بهروزی و رستگاری در حد استطاعت انسانی است.



از متن سخنرانی مقصود فراستخواه
منتشر شده در مجله بخارا، شماره ۱۶۱


۱۴۰۲ اسفند ۲۲, سه‌شنبه

مسئله ساده است ولی سطحی نیست!

 

 


 

«شهید دادیم، حجاب سرت کن» و «حجاب؛ خون‌بهای شهیدان» و جملاتی از این سنخ، اگر حتی تقلیل ارزش و حرمت جان و فداکاری‌های شهدا نباشد (که چطور بین آن همه واجب شرعی، این یکی این همه خون‌بهاست و ستون فقرات منطق «حجاب سرت کن»)، به خودی خود نشان از آن دارد که این یک واجب شرعی (حجاب) که "واجب‌تر" جا زده شده، نمی‌تواند صرفاً به اعتبار ارزش اخلاقی و دینی آن این همه بلندمرتبه باشد.

 

چه دلیلی دارد این یک واجب شرعی (بدون آوردن ارزش‌هایی چون راستگویی، وفای به عهد، پرهیز از قتل نابه‌حق و دزدی، نداشتن لکنت در ستاندن حق و بسیاری چون این‌ها در کفه ترازو)، به تنهایی، مکرر در مکرر محصول بی‌همتای خون شهدا جا زده شود که می‌دانیم این خون چه جایگاهی نزد عرش خدایی دارد؟!

 

سوال اساسی این است: «مسئله در اجبار حجاب، "شرع" است یا مسئله برپا نشان دادن پرچم تسلط؟»

نیّت این‌جا مهم است.

اگر مسئله دومی باشد، "خون شهیدان" آیا چیزی بیش از ابزار است؟

 

از زاویه‌ای دیگر؛ اگر مسئله واقعا به رخ شدن قدرت مسلط است، قدرتی که خود می‌داند با همه منابع موجود، کشور را چگونه  اداره کرده و به کجا می‌برد، این طور قدرت‌نمایی، در معنای عمیق خود، نشانه ضعف است یا قوت؟

 

اگر میدان قدرت‌نمایی مبلغان حجاب، خلق امید و آرامش و آسایش برای مردم بود، آیا مردمانی امیدوار و آرام و مرفه خود با آغوشی گرم، به "اختیار" که ارزشی اخلاقی دارد، پذیرای حجاب و همه شریعت‌شان نمی‌شدند؟

 

آیا پیام چنین مقابله‌های ضربتی و چکشی رایج با منتقدان و مخالفان حجاب، اعتراف غیرمستقیم به ناتوانی در خلق امید و آرامش و آسایش بین مردم نیست از آن گونه که مردم با اختیار ارزش‌های خالقان امید و آرامش و آسایش را پذیرا باشند؟

 

حقّا مسئله تعارض اجتماعی – سیاسی سر موضوع حجاب، خیلی ساده است ولی آن طور که برخی مشترعان گرامی و سیاسیون نگران تصور کرده‌اند، اصلاُ "سطحی" است!

 

مسئله موی سر نیست، مسئله‌ی مبارزه است برای یافتن امید و آسایش و آرامش در جایی که - به باور بخشی از جامعه - مسلط‌‌های حاضر نتوانستند تأمین‌شان کنند.

 

 پ.ن: بازمانده قربانی (شهید) دلش نشانه‌هایی می‌خواهد که باورش را قوی سازد سر این‌که آن خون بر زمین ریخته و جان رفته، به هدر نرفته است؛ حتی راضی می‌شود قربانی‌های بیشتری تقدیم کند، نباید احساس خسارت به او دست بدهد. در این میانه اگر سامانی سیاسی بتواند محصول خون شهید را گره بزند به پدیده و ارزشی که مطلوبش است، آیا به راحتی نتوانسته است برای احیا و ابقای آن پدیده و ارزش (مثل حجاب اجباری) همه بازماندگان شهدا و قربانیان را به سود خود به صف کند؟ این طوری افراشتگی آن پرچم ِ تسلط تضمین نمی‌‍شود؟ حالا تصور کنید اگر «راستگویی و آزادی؛ خون‌بهای شهیدان» معرفی شده بود، یا «شهید دادیم تا دروغ و زور ناحق نباشد؛ راست بگو و آزادی بده» مبنا بود؛ آیا آن حاکمان ناراست و بنده‌پرور امان از سطح انتظار خانواده شهدا داشتند؟

 

۱۴۰۲ دی ۲۰, چهارشنبه

دین و مدرنیسم

 

«برنارد لوییس (استاد فقید مطالعات خاور نزدیک دانشگاه پرینستون) استدلال می‌کرد که جدایی کلیسا و دولت از اصول مسیحی برخاسته است و چیزی جهان‌شمول نیست. در مقابل بسیاری از مسلمانان دارند به چیزی که او «دیدگاه کلاسیک اسلامی» می‌خواند برمی‌گردند؛ دیدگاهی که سکولاریسم، مدرنیته و برابری خداپرستان با غیرمومنان را کفر می‌داند ]...[ هانتیگتون (دانشمند فقید علوم سیاسی آمریکایی) با کوچک شمردن عوامل مهمی مثل جغرافیا، تاریخ، امپریالیسم، اقتصاد و کیفیت رهبری، نوشت: «پدید نیامدن دموکراسی در اکثر کشورهای جهان اسلام را تا حد زیادی می‌توان با فرهنگ اسلامی توضیح داد.» (مجله اندیشه پویا، ش ۸۷، ص ۳۲)

«اگر فرض کنیم که مهم‌ترین مشخصه جهان مدرن گذر از امت به ملت، تبدیل رعیت به شهروند، عبور از اصالت عقیده به اصالت جان و تبدیل تکلیف به حق و تاسیس حقوق اساسی و تدوین قانون اساسی و ایجاد حکومت قانون (همگی از مبانی لیبرالیسم) است در این صورت یهودیت و مسیحیت و اسلامیت جز در صورت فرهنگ، معرفت اخلاق و سلوک فردی امکان استقرار در جهان مدرن ندارند.» (محمد قوچانی، سرمقاله مجله آگاهی‌ نو، ش۱۲، ص۲۸)