‏نمایش پست‌ها با برچسب خدا و دین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خدا و دین. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ تیر ۳۰, دوشنبه

❓ «اوجب واجبات» برای علی(ع) چه بود؟


1️⃣ «او برای وصول به اهداف و آرمان‌هایش به هر وسیله‌ای متوسل نشد و رعایت همین مسئله و شدت عدالت او، علت اساسی کوتاهی مدت‌زمان زمامداری او بود.» 
منبع:  پیشگفتار ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه / علامه جعفری (به قلم علی جعفری)



2️⃣ حضرت علی علیه‌السلام:
▫️ کسی که می‌داند سرنوشت نهایی و پایان هستی او چیست، نمی‌تواند مرتکب حیله‌گری و مکرپردازی شود – خطبه ۴۱ نهج‌البلاغه
▫️ اگر حیله‌گری و مکرپردازی و انحراف از حقایق کار پستی نبود، من از سیاستمدارترین مردم بودم ولی هر حیله‌گری، انحرافی است و هر انحرافی، ظلمتی است – خطبه ۲۰۰


3️⃣ پطروشفسکی (استاد فقید روس در تاریخ خاورمیانه): 
«علی کلاً عاری از صفات ضروری یک رجل دولتی و سیاستمدار عادی بود. غلو در خرده‌گیری اخلاقی که ناشی از علل دینی بود (ترس از مسئولیت در برابر خداوند، ترس از مسئولیت ریختن خون مسلمان) او را از اخذ تصمیم باز می‌داشت و گرایشی به مدارا در نهادش ایجاد کرده بود.»
منبع: ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، علامه جعفری، ص۲۲۷



⁉️ وقتی سیاست به معنای عرفی آن یعنی انواع خدعه و حیله و مکر، چطور دین و مذهبی که امام و بزرگ‌اش این طور حیله و مکر را نفی می‌کند و آن را انحراف از حقایق می‌داند، می‌تواند مدعی «دولت دینی» باشد؟
وقتی سیاست عرصه «حقایق» نیست، وارد کردن دین به این عرصه چه عوارضی خواهد داشت؟
در نزاع دین ِ حق‌مدار و دولت دینی، بازنده کیست؟



👁‍🗨 من شروع به مطالعه دوره ۱۱ جلدی «ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه» به قلم زنده‌یاد مرحوم علامه جعفری کرده‌ام و بعد از این، این‌جا ارجاعات بیشتری در این باره خواهید خواند.



۱۴۰۳ اسفند ۱۸, شنبه

یکی کردن یهودیت و صهیونیسم!

 امام جماعت جوان مسجد، بین دو نماز در تجلیل از حسن نصرالله گفت: همان‌طور که قرآن گفته یهودیان سخت‌ترین دشمنان ما هستند؛ حسن نصرالله هم در راه مبارزه با آنان شهید شد.


بعد از نماز در حیاط مسجد گفتم: حاج آقا! حرف ناراحت‌کننده‌ای زدید؛ اول: چرا ادامه آیه را نخواندید که می‌گوید: نزدیک‌ترین دوستان‌تان، مسیحیان هستند؟ چون می‌دانید با اوضاع روزگار و میل اکنون شما سازگار نیست؟ چون می‌دانید بی‌کمک مسیحیان، صهیونیست‌ها به این‌جا نمی‌رسیدند؟ دوم چرا یهود و صهیونیسم را تفکیک نمی‌کنید؟ ما کلی هم‌وطن یهودی داریم. یکی کردن یهودیت و صهیونیسم همانی است که اسرائیل می‌خواهد.

به تعارف یا جدی ولی محترمانه، نقدهایم را پذیرفت و گفت: اصلاح می‌کنم.
X


ترجمه کامل آیه ۸۲ سوره مائده:
يهوديان و مشركان را دشمن‏‌ترين مردم نسبت به مؤمنان [مسلمانان‏] می‌‏يابى، همچنين مهربان‌‏ترين مردم را نسبت به مؤمنان [مسلمانان‏] كسانى می‌‏يابى كه می‌‏گويند ما مسيحى هستيم، اين از آن است كه در ميان ايشان كشيشان و راهبانى [حق‏‌پرست‏] هستند و نيز از آن روى است كه كبر نمی‌‏ورزند. (ترجمه خرمشاهی)




۱۴۰۳ آبان ۱۴, دوشنبه

کنار افرا

 


 چه کار خوبی بود نوشتن اسم و عمر درخت‌ها روی درخت‌ها (توسط شهرداری) برای همچو منی که درخت‌ها را دوست دارد بی‌آن‌که نام‌شان را بداند! 


حالا می‌دانم این درخت نبش بن‌بست اول، افرا بوده و بعد باران دیشب، با بسیاری از برگ‌های امسال‌اش برای همیشه خداحافظی کرده؛ زیبا و دلفریب حتی به وقت بدرود ... هوای شهر تمیز است و دلپذیر و بوی تنه خیس خورده درختان می‌دهد.
.
کاش باران بیشتری بیاید؛ «خدایا! برای ما بارانی فریادرس فرست ... از ابری انباشته، لذّت‌بخش، گوارا، فراگیر و غرّان‌ که بارانش اندک نباشد و برقش نفریبد... ما را بارانی فرست که به وسیلۀ آن از تپّه‌ها آب سرازیر کنی و چاه‌ها از آن پر کنی و نهرها را روان سازی و درختان را برویانی ...» (صحیفه سجادیه)





پ.ن:

دو سال پیش زیر همین درخت افرا بود که بازداشت شدم!




۱۴۰۳ شهریور ۲۸, چهارشنبه

✅ «که انتظار نکشند»




🔹 اول) محمد مهاجری (روزنامه‌نگار اصولگرا) مدعی شده که «یکی از وزیران دولت سیزدهم حدود ۲۰۰ مشاور داشته که جمعا ۲میلیارد و ۷۰۰میلیون تومان (بطور متوسط هرکدام ۱۳۵ میلیون[ریال]) حقوق گرفته‌اند. ۵۰نفر از این‌مشاوران در ساختمان‌های وزارتخانه حتی دیده نشده‌اند. اکنون اکثر این مشاوران با پررویی به دولت پزشکیان فشار می‌آورند که‌ همچنان بمانند.»
دیروز اعلام شد که «آقای مهاجری جهت ارائه مستندات و‌ توضیحات به دادستانی تهران احضار شد.» [اقدامی قابل تقدیر برای جلوگیری از طرح ادعاهای بی‌سند و مدرک و به هم ریختن امنیت روانی جامعه و بازی با حیثیت افراد]


🔹 دوم) "حضرت آیت‌الله احمد جنتی" ۵ مرداد ۸۹ گفته بود که «سندی را  به دست آورده که نشان می‌دهد دولت آمریکا از طریق عربستان  سعودی یک  میلیارد دلار به "سران فتنه" داده و قرار بوده در صورت  "انقراض نظام"،  ۵۰ میلیارد دلار دیگر هم به آنها پرداخت شود.» میرحسین و کروبی طی نامه‌ مشترکی، ضمن تکذیب این ادعا، اعلام کردند که آیت‌الله سند ارائه کند.
کدخدایی (سخنگوی وقت شورای نگهبان) هم اعلام کرد: «اگر دادگاه تشکیل شود، جنتی سند ارائه می‌کند.»
همان طور که پیش‌بینی می‌شد نه سندی ارائه شد و نه کسی احضار!
بدون احضار و دادگاه و سندی، ۱۴ سال گذشت.


🔹 سوم) سردار محمدرضا نقدی، علیه آقای خاتمی در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق گفت: «آقای خاتمی از پادشاه عربستان پول گرفته که در ایران کار سیاسی کند.»
خاتمی شکایت کرد، سردار نقدی تهمت‌های بیشتری زد! ... در پی مخالفت فرمانده کل قوا با احضار سردار به مرجع قضایی، پرونده مختومه شد.


🔹 چهارم) ۱۴ قرن قبل، علی، که بر او درود بیکران باد، به مالک اشتر نوشت: «(بدان) برترین چیزی که موجب روشنایی چشم زمامداران می‌شود برقراری عدالت در همه بلاد و آشکار شدن علاقه و محبّت رعایا به آن‌هاست و محبّت و علاقه رعایا نسبت به آنها جز با پاکی دل‌های‌شان (و بر طرف شدن هرگونه سوء ظن به زمامداران) آشکار نمی‌شود و خیرخواهی آنها در صورتی کاملا مفید واقع می‌شود که با میل خود گرداگرد زمامداران جمع شوند و حکومتِ آنها بر ایشان سنگین نباشد و انتظارِ پایان گرفتن مدت حکومت‌شان را نکشند.»


🔹 پنجم) در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده: [حتی] «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد كشور مساوی است.»


🔹 شش)  این عکس (بالا) از مرحوم آیت‌الله خمینی، بار نخست سال ۹۵ (هشت سال قبل) منتشر شد؛ قم است و عاشورای سال ۵۸ (بعد از انقلاب)، زیر تابلویی که روی آن نوشته: «العدل اساس المُلک»؛ «اساس حکومت/کشور، عدل است» (منبع)



۱۴۰۳ مرداد ۱۵, دوشنبه

عالم بر خیال قائم است

 

یار از خیال یار قوّت می‌گیرد و می‌بالد و حیات نو می یابد. چه عجب می‌آید؟ مجنون را خیال لیلی قوّت می‌داد و غذا می‌شد. جایی که خیال معشوق مجازی را این قوّت و تاثیر باشد که یار او را قوّت بخشد، یار حقیقی را چه عجب می‌داری که قوّت‌ها بخشد خیال او را در حضور و در غیبت؟ چه جای خیال است؟ آن خود جان حقیقت‌هاست، آن را خیال نگویند.
عالم بر خیال قائم است ...


فیه مافیه، مولانا
📚 کتاب "اسطرلاب حق"، ص ۱۴۲


۱۴۰۳ خرداد ۶, یکشنبه

«رویارویی با شرارت، در حقیقت نوعی غمخواری با خدا و همکاری با اوست»

 

مبالغه‌ای الهیاتی دربارۀ خدا، او را موجودی بر صدر یک زمان موهوم می‌بیند و ساعت‌سازی لاهوتی که همۀ کائنات با کوک او آغاز شده است. فیلسوفان عقل‌گرای ما تا جایی که می‌توانستند به تعدیل این الهیات اغراق‌آلود کوشیدند. از قدَم عالم سخن گفتند. چگونه می‌توان گفت عالم نبود و در زمانی به وجود آمد. چون زمان هم خود جزو ابواب جمعی همین عالم است. عالم قدیم است و ما در تحلیل عقلی است که سطحی متعال از هستی را واجب‌الوجود و واهب‌الصور، و سطوح بعدى را عالم امکانات می‌نامیم. متفکران و عارفان بزرگ ما خدا را فاعل بالتجلى و فاعل بالعشق (نه فاعل بالقصد) می‌دانستند، قرآن هر چند به زبان و فرهنگ ادیان سامی و سنت‌های الهیاتی خدای شخص‌وار تنزل یافته است اما در آیاتی می‌بینیم جهان هست و خدا با آن کاری می‌کند؛ «سپس خدا به آسمان پرداخت در حالی که دخان بود (حالت بی‌شکلی داشت)» (فصلت، ۱۱). راز کردگاری حق همین مواجهه با جهانی آتش‌وش و نامنظم برای بسامان کردن آن است. ایمان به این سرچشمه خلاقیت و آگاهی شعور به ما الهام می‌دهد که با درد و رنج به نحو رضایت‌بخش‌تری مواجه بشویم و مرارت‌ها را در حد امکان تقلیل بدهیم و شرایط زیست را تا می‌توانیم بهبود ببخشیم. این همان خدای جان و خرد در حکمت ایرانی است.
خدا در این طرز تلقی مصدر فیض برای روبه‌رو شدن با انواع شرّهاست. در ماده این عالم، آشفتگی و نقص و محدودیت و تزاحم هست. شرّ، از چنین وضعیتی ناشی می‌شود و خدایی ِ خدا در مواجهه با این وضعیت و دعوت بشر به همکاری برای بهبود بخشیدن به این وضعیت در حد استطاعت است. خدا دعوتی است به روبه‌رو شدن با محدودیت و آنتروپی عالم. رویارویی با شرارت، در حقیقت نوعی غمخواری با خدا و همکاری با اوست. انسان از طبیعت لجن‌گون این عالم آشفته تا صورت‌های کمال برتر آمده و مخاطب ندایی در اوج هستی خویش شده است. ندایی که او را جانشین خود بر زمین می‌خواند و از او آبادی این زمین را می‌خواهد برای بهتر زیستن در حد امکان و پرورش تن و ذهن و جان به قدر استطاعت. مبالغات بعدی که درباره خدا ساخته شده‌اند خود، بخشی از کاستی‌ها و نارسایی‌های عالم و آدم به شمار می‌آیند. ایمان، امید بستن به تکیه‌گاهی وجودی و معنوی در عالم و آدم برای مواجهه‌ی عقلانی و اخلاقی و اجتماعی و نهادی با انواع نابسامانی‌ها و شرّها، برای تقلیل مرارت‎ها و برای جست‎وجوی رهایی و بهروزی و رستگاری در حد استطاعت انسانی است.



از متن سخنرانی مقصود فراستخواه
منتشر شده در مجله بخارا، شماره ۱۶۱


۱۴۰۲ شهریور ۱, چهارشنبه

حق‌الناس قربانی نفاق؟

 

 


این‌جا (در فیلم) کوچه حاج نوروزلر، تکیه میرفتاح است. حوالی ساعت یک "بامداد" سی‌ویکم مرداد، سه‌شنبه و بلندگو روشن ... پلیس هم آمده و رفته؛ لابد ناشی از شکایت همسایه‌ای! ... سه (یا پنج) شب متوالی همین بساط بوده زیر پنجره مردمی که معلوم نیست چند نفرشان بچه و مریض دارند؛ با اصلا ندارند: راضی نیستند در ساعت استراحت کسی مزاحم‌شان بشود.

 

آن کدام مسلک است که پیروان‌اش برای به جا آوردن مستحبی به اسم "عزاداری" حاضرند معصیت قطعی پایمال کردن "حق‌‌الناس" را به جان این دنیا و آخرت‌شان بخرند؟

 

شهر و مملکت اگر "صاحاب" داشت، هیئتی جماعت به خودش اجازه می‌داد این همه "آزاد" باشد و مردم عاصی، این همه بی‌پناه باشند؟! این‌ها را می‌گذارند به حساب "شعور حسینی"؟ آن کدام حسین است که رضا داده به این بی‌اعتنایی عمدی به حق خلق‌الله؟

 

از طرفی، آیا همسایه‌های ناراضی جرئت یا عُرضه یک اعتراض جمعی نداشتند؟ نگران شده‌اند که به همدستی با عوامل دشمن در کمرنگ‌ کردن ارزش‌های اسلامی متهم شوند؟! انصافاً هم حق دارند نخواهند "قهرمان" مبارزه با حق‌کشی شوند!

 

بگذریم که انگار درس قیام حسین ع، شوریدن بر نفاق و حق‌کشی بود.


 

۱۴۰۲ فروردین ۱۷, پنجشنبه

حرام و حلال؛ امّا چگونه؟

 

اول) حرام و حلال بودن فعل یا ترک فعلی، یک چیز است، نحوه توصیه و دعوت به حلال شرعی و پرهیز دادن از حرام‌اش و جلب نظر و همراهی مردم، چیزی دیگر.

 

دوم) خداوند در سوره آل‌عمران/۱۵۹ در تبیین دلیل گرایش مردم به معروف‌هایی که محمد مصطفی (ص) ترویج می‌کرد، گفته است: «به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنها (مردم) نرم (و مهربان شدی)! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.»

 

سوم) سوم) پیرمردی مشغول وضو بود اما طرز صحیح وضو گرفتن را نمی‌‏دانست. امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که در آن هنگام طفل بودند، وضو گرفتن پیرمرد را دیدند ... باید وضوی صحیح را به پیرمرد یاد داد اما اگر مستقیما به او گفته شود که «وضوی تو، صحیح نیست»، گذشته از اینکه موجب رنجش خاطر او می‌‏شود، برای همیشه خاطره‏ تلخی از وضو خواهد داشت. به علاوه، از کجا که او این تذکر را برای خود، تحقیر تلقی نکند و یک‌باره روی دنده لجبازی نیفتد و هیچ‌وقت زیر بار نرود. این دو طفل، اندیشیدند، تا به طور غیرمستقیم او را متذکر کنند. در ابتدا، آن دو با یکدیگر به مباحثه پرداختند و پیرمرد نیز سخنان آن دو را می‌‏شنید. یکی از آن دو، به دیگری گفت: وضوی من، از وضوی تو کامل‌‏تر است. دیگری هم به آن یکی گفت: وضوی من، از وضوی تو کامل‌‏تر است. پس از آن، آن دو با هم توافق کردند که در حضور پیرمرد، هر دو نفر وضو بگیرند و پیرمرد حکمیت کند. آن دو، طبق قرار عمل کردند و هر دو نفر، وضوی صحیح و کاملی را جلوی چشم پیرمرد گرفتند. پیرمرد، تازه متوجه شد که وضوی صحیح چگونه است و به فراست، مقصود اصلی دو طفل را دریافت و سخت تحت تأثیر محبت بی‌‏شائبه و هوش و فطانت آنها قرار گرفت. سپس، پیرمرد به آن دو بزرگوار گفت: وضوی شما، صحیح و کامل است. من پیرمرد نادان، هنوز وضو ساختن را نمی‏‌دانم. شما، به حکم محبتی که بر امت جد خود دارید، مرا متنبه ساختید. من از شما متشکرم. (داستان راستان، داستان ۱۰۳)

 

چهارم) ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی‌خواند. صاحبدلی بر او بگذشت. گفت: تو را مشاهره ]مواجب ماهیانه[ چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمت خود چندین چرا همی‌دهی؟ گفت: از بهر خدا می‌خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان: گر تو قرآن بر این نمط خوانی / ببری رونق مسلمانی (گلستان سعدی، باب چهارم)

 

پنجم) بی‌تردید گریز روز افزون و آشکار از اجرای واجبی شرعی به اسم "حجاب" و "قانون جمهوری اسلامی" در همین باره، از جمله ریشه در نوع رفتار معتقدان و مروجان این واجب شرعی و قانون ِ حکومتی دارد. اگر معتقدان و مروجان آن، آمران و عاملان ِ ایران ِ آباد، با مردمانی امیدوار بودند، اگر در زمره‌شان تعداد ساکت‌ها در مواجهه با انواع دیگر حرام‌های شرعی و فساد و ستمکاری‌ها قابل چشم‌پوشی بود و اگر کار ترویج حجاب را به حُسن خلق، خالی از هر سنگدلی و مالامال از محبت آراسته بودند، نشانه مسلمانی و مسلمانی خودبه‌خود رونق می‌گرفت. بسیاری از مروجان شعائر دینی، ناخوش‌آواز و بدسابقه‌اند و به خاطر "خدا" باید مغازه جلوه‌فروشی‌‌شان را تعطیل کنند.

 

پ.ن ۱: این یادداشت از موضع تایید و بلاجانشین دانستن فایده شرع و قانون حکومت دینی برای سعادت نوع بشر نوشته شده و چه بسا برای کسانی، اساساً "رونق مسلمانی" مسئله و مهم نباشد و خوشی و خوبی و معنویت و خوشبختی را هدفی بدانند که وسیله‌های دیگری غیر از شرع برای آن متصور یا حتی محقق است.

پ.ن ۲: بین "حاکمیت قانون" و "حاکمیت از طریق قانون" تفاوت مهمی است. فرانسیس فوکویاما (در "نظم و زوال سیاسی") نوشته که «در دومی، قانون حاکم را محدود نمی‌کند» و این مهم است.


 

 

۱۴۰۱ بهمن ۹, یکشنبه

اسم‌ یا رسم؟

 

 

* مسلمان بودن و مسلمان زیستن را بر مردم تحمیل نکنید - روزنامه اطلاعات؛ ۲۸ اسفند ۵۷

* هر کس بخواهد جلوی انتقاد سازنده را بگیرد، از اسلام منحرف شده است - همان مرجع

* با صراحت اعلام می‌کنم: اسلام دین آزادی است و ما هیچ‌گاه به عنوان یک گروه مسلمان آزادی هیچ کسی را سلب نکرده و نخواهیم کرد - کیهان؛ ۴ بهمن ۵۷

* اگر کسانی هم که بینش غیراسلامی دارند رای بیاورند و به مجلس راه پیدا کنند از نظر ما اشکالی ندارد و ما از آن استقبال می کنیم - اطلاعات؛ ۱۰ مرداد ۵۸

 

 

 

... به نام گوینده این جملات کلی خیابان و میدان و مدرسه و یک دانشگاه بزرگ در کشور وجود دارد.



۱۴۰۱ آذر ۶, یکشنبه

متوجهید چه میزان دیه بر گردنتان آمده است؟

 

 

توییت محسن برهانی (دکترای حقوق جزا و جرم‌شناسی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، دانش‌آموخته حوزه علمیه قم، وكیل دادگستری، عضو کانون وکلای دادگستری مرکز):


اصحاب باتوم و شوکر و مشت و لگد و ساچمه!

 

متوجهید چه میزان دیه بر گردنتان آمده است؟

می‌دانید دیه، حق‌الناس است؟

می‌دانید بنا بر نظر اکثریت فقها، حق‌الناس با زیارت و توبه و عزاداری، ساقط نمی‌شود؟

 

حداقل از مرجع تقلیدتان سوال کنید که حق این اقدامات را داشتید و داريد یا خیر؟

 


تلگرام