‏نمایش پست‌ها با برچسب محمدباقر قالیباف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمدباقر قالیباف. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ آبان ۲۳, یکشنبه

«متاسفانه اقتصاد "علم" است»!


 

فقط یک روز قبل از آنکه کاظم صدیقی در نمازجمعه تهران بگوید: «اگر اهل کشورها، استان‌ها و شهرها دو بال تقوا و ایمان را می‌داشتند و در وظایف شرعی و مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی خدا را در نظر می‌گرفتند، مبتلا به مشکلات معیشتی و کم‌آبی نمی‌شدند» و موجی از انتقاد علیه خود را برانگیزد، محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس) گفته بود: «در عرصه اقتصاد تا زمانی که ربا را جنگ با خدا ندانیم، معلوم است که این جنگ با خدا منجر به شکست می‌شود.»

 

اگر نقطه عزیمت نقد و مخالفت‌ها با منصوب آیت‌الله خامنه‌ای در امامت جمعه پایتخت، تلاش او برای تئوریزه کردن نقش "معصیت مردم" در "معضلات اقتصادی  و زیست‌محیطی" بود اما سنگ‌بنای اظهارات رئیس مجلس هم که همچون خطیب جمعه تهران به دنبال مستندهای دینی برای اثبات مدعای خود در حوزه اقتصاد بود، توجهی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برنیانگیخت با وجود این‌که ظاهراً سوی خطاب قالیباف بر خلاف صدیقی، نظام بانکی (بخشی از شاکله حکومت) بود و نه عامه مردم و آن هم در حد «جنگ بخشی از حاکمیت با خدا»!

 

سال‌هاست مراجع بزرگ تقلید انتقادهای واضحی از نظام بانکی کشور ابراز می‌کنند. بارها به صراحت اخذ جریمه دیرکرد اقساط وام بانک‌ها را حرام دانسته‌اند اما نهایتاً سال گذشته از جمله به این بسنده شد که «بر اساس بخشنامه بانک مرکزی که در مقطع ۱۵ اسفند ۱۳۹۸ به سیستم بانکی ابلاغ شد، بانک‌ها و موسسات اعتباری نباید از وام‌گیرندگان و تسهیلات‌گیرندگان تسهیلات قرض‌الحسنه در مقطع زمانی اسفند ماه ۹۸ تا پایان اردیبهشت ماه ۱۳۹۹ بابت عدم پرداخت اقساط جریمه‌ای منظور کنند.»

 

حتی اگر مصداق "اخذ جریمه دیرکرد" مد نظر قالیباف در پرهیز دادن از رباخواری نباشد، منطقی است که پذیرفت رئیس مجلس در سازوکار اقتصادی کشور نشانه‌های "روشنی" از "جنگ با خدا" می‌بیند! اما هدف او از پرهیز دادن از جنگ با خدا چیست؟ راه حلی دارد یا می‌خواهد گره دیگری را باز یا حتی شُل کند؟

 

گذشته از این که هم صدیقی و هم قالیباف حین ایراد این سخنان انگار در فضای "پیش از انقلاب" و سال‌ها دوری خود و همفکران‌شان از قدرت و منابع ملی و عمومی سیر می‌کرده‌اند، اظهاراتی از نوع اظهارات رئیس "مجلس انقلابی" را باید از تبعات ناگزیر زایل شدن حداقل‌های اعتماد به نفس برخی برای بهبود شرایط عمومی کشور دانست وقتی با وجود یک‌دست کردن قوا، نه تنها هیچ نشانه‌ای از بهبود فوری شرایط معیشتی مردم به چشم نمی‌خورد که حتی قرائن بهبود اوضاع در میان‌مدت و بلندمدت نیز ظاهر نشده‌اند. به طور طبیعی، آسان‌ترین روش که سال‌هاست مورد توجه این جریان بوده، این بار نیز به کمک می‌آید که طی آن صاحبان ایده‌های شکست خورده قبلی با دورتر بردن "افق نجات" برای چندمین بار "راه حل" پیشنهاد می‌کنند و ابایی ندارند که در این راه‌حل پای "صلح با خدا" و نادیده گرفتن همه جوازهای فقهی و شرعی برای حیات نظام بانکی حال حاضر را نادیده بگیرند و متقابلاً انتظار دارند تا رسیدن به آن "افق نجات ِ هر بار دورتر شونده"، حضور‍شان در صدر هرم قدرت مشروع، مقبول و دست‌کم قابل تحمل شود!

 

قالیباف خوب می‌داند اصلاح ساختار بانکی کار بسیار دشواری است و احتمالا به واسطه فلسفه وجودی نظام بانکی در تمامی دنیا، آن چه او به عنوان "افق نجات" (توقف رباخواری) نشان می‌دهد، مطلقاً امکان‌پذیر نباشد (الّا با ابطال کلی نظام بانکی کشور!) اما همزمان "خیال" می‌کند خواهد توانست خود را به عنوان "پیرمرد عاقل قوم" و "صاحب کلید گنج نجات" جای دیگری و به طور دیگری بر مقدرات مردمان مستاصل تحمیل کند وقتی هیچ نشانه‌ای برای بهبود شرایط زندگی مردم دیده نمی‌‍شود.

 

«متاسفانه اقتصاد "علم" است» و اگر جناب صدیقی و قالیباف بدون اعتنا به این خبر "بد"(!) بتوانند کلاهی از نمد سخنرانی‌های خود برای خود و مجمع دوستان صدرنشین خود بدوزند، سر مردم البته همچنان بی‌کلاه خواهد ماند!  

 

 

+ این یادداشت در زیتون

+ این یادداشت در تلگرام

 


۱۳۹۹ مرداد ۱, چهارشنبه

چهارپاره – 154 | انجمن دستمال‌های کثیف


اول) انتخاب مهرداد بذرپاش توسط مجلس انقلابی به عنوان رئیس دیوان محاسبات، اتفاقی بسیار پربرکت است؛ کافی است به سوابق مدیریتی وی و "پروژه" صعودش در پله‌های قدرت رجوع کنید! اپوزیسیون چقدر باید زحمت می‌کشید و مستندات ارائه می‌کرد که ثابت کند رویکرد کلی حضرات، برخورد با فساد نیست و بسیاری از آن چه زیر عنوان "مبارزه با فساد" انجام شده، "تاکتیک" برای دورانی خاص است. سپردن یک دستگاه مهم نظارتی به یک دستمال کثیفی به اسم "مهرداد بذرپاش" آن هم توسط مجلس انقلابی که یک "دستمال کثیف بزرگ" به اسم قالیباف بر صدر آن است، حتما با برکت است برای وجدان‌های هنوز بیدار و کسانی که هنوز نه با خودشان صادق‌اند و نه با مردم؛ که دیگر وقت آن است اعتراف کنند ماجرای "اصلاح" قصه شبی بیشتر نبود و "عدالت" زیر سایه "مصلحت ما"، اخته بود.
.
دوم) مصطفی میرسلیم گفته که شهرداری تهران در دوره قالیباف، 65 میلیارد تومان رشوه داده بوده که طرح تحقیق و تفحص از شهرداری ِ قالیباف توسط مجلس رد شود و لابد یادتان است که این طرح، اسفند 95 در مجلس رد شد، قالیباف از مجلس علنی و رسمی تشکر کرد، دو ماه بعد در جریان انتخابات ریاست جمهوری گفت که املاک نجومی را به کارگران و رفتگران داده، بعد به نفع "آیت‌الله" رئیسی کنار رفت. این روزها آیت‌الله رئیسی فساد را مبارزه می‌کند و سردار قالیباف، رئیس ِ جهادی مجلس انقلابی است. هیچ کدام هم به‌فرموده معتقد به وجود فساد سیستمی در جمهوری اسلامی نیستند.
.
سوم) حجت‌الاسلام و المسلمین رسول منتجب‌نیا (اصلاح‌طلب) گفته که «باید فاصله بین اصلاح‌طلبان با بیت رهبری را کم کنیم»، «درخواست دیدار با رهبری را داده‌ایم»، «نباید اصلاح‌طلبان را اپوزیسیون و خارج از نظام دانست» ...
.
چهارم) «هر جامعه مستحق جانیانی است که دارد»؛ آلبر کامو / کتاب تأمل درباره گیوتین / ترجمه قاسم رستمی / صفحه 49

۱۳۹۹ تیر ۱۱, چهارشنبه

چهارپاره – 151 | به اعتبار ابدی کدام "فریب" دلخوش‌اند؟

Cartton by: Aydın Doğan

اول) نامه موسوی خویینی‌ها به رهبری نامه قابل توجهی است (اینجا و اینجا)؛ از جمله نوشته: «اوضاع غیرقابل‌دوام‌ امروز صرفاً معلول تصمیمات مدیرانی که می‌آیند و می‌روند نیست (که البته این آمدن‌ها و رفتن‌ها هم خارج از چارچوب ارادهٔ عالی و حاکم بر کل مقدرات کشور نیست). از نگاه مردم، شیوهٔ مدیریت در بالاترین سطح، و قدرتِ نافذ آن، نقش‌آفرینِ اصلی در تمام یا اکثر مهامّ امور کشور است.»

.

دوم) واضح بود حتی نقد محترمانه رهبری توسط یک انقلابی (موسوی خویینی‌ها) هم توسط برخی منصوبان رهبری تحمل نشود. حسین شریعتمداری که  با حکم رهبری از 26 سال و 6 ماه و ده روز قبل، بر صدر روزنامه مصادره شده کیهان نشسته، طی مقاله‌ای و بعد از روانه کردن اتهام‌های سنگین علیه موسوی خویینی‌ها، نوشته: «آقای خوئینی‌ها خطاب به رهبر معظم انقلاب می‌نویسد: «در ذهن این مردم باورهایی که پشتوانه استحکام و نیز مقبولیت و مشروعیت نظام اسلامی بود به گونه‌ای روزافزون آسیب دیده و می‌بیند»! ایشان توضیح نمی‌دهد که این بی‌اعتقادی نسبت به اسلام و نظام و انقلاب است یا عملکرد برخی از مسئولان نظام؟! اگر بی‌اعتقادی نسبت به اصل نظام است، در مقابل ده‌ها نمونه اخیر که مردم با حضور چند ده میلیونی خود بر وفاداری و اعتقاد راسخ خویش به اسلام و انقلاب و مخصوصاً رهبر انقلاب تاکید ورزیده‌اند چه پاسخی دارند؟! مثلاً درباره حضور چند ده میلیونی ملت از همه طیف‌ها در سوگ سپهبد شهید سردار سلیمانی چه پاسخی دارند؟! حمایت همه‌جانبه آنان از اقدامات نظام در مقابل باج‌خواهی آمریکا و متحدانش را چگونه تفسیر می‌کنند؟!»

طبیعتاً حسین شریعتمداری از طرح و پاسخ این سوال طفره می‌رود که اگر "اکثریت" مردم چنین مدافع ارزش‌های نظام مسلط کنونی‌اند، چرا حق انتخاب آنان در "انتخابات" مختلف (نه اردوکشی‌های خیابانی) با فرمول "نظارت استصوابی" مدام محدود می‌شود؟ جز این است  که امثال نماینده ولی‌فقیه در روزنامه کیهان باور دارند "اکثریت" مردم، در فرصت اظهار نظر و "رأی مخفی"، قطعاً کسانی را برمی‌گزینند که با ارزش‌های مورد ستایش ایشان موافقتی ندارند؟! بزرگواران به اعتبار ابدی کدام "فریب" دلخوش‌اند؟

.

سوم) «استقبال گرمی کردند. امیرعبدالله، ولیعهد و تقریبا تمامی اعضای دولت و فرماندهان نظامی و انتظامی و رییس مجلس و امیرریاض برای استقبال آمده بودند ... سر شب به ملاقات ملک فهد رفتیم. گفتند نمی‌تواند از روی صندلی بلند شود، خیز گرفت که بلند شود، مانع شدم. بعد از نشستن به خبرنگاران اجازه ورود دادند ... امیرعبدالله بار دیگر از من به خاطر نقشی که در ایجاد تفاهم بین دو کشور داشته‌ام تجلیل فراوانی کرد ... شب آقای سعودالفیصل وزیر امور خارجه عربستان برای ملاقات آمد. از سفر من به گرمی تشکر کرد و گفت آرزوی  دیرینه مردم و مسئولان عربستان بوده ... عصر امیرعبدالله هم تلفنی از ریاض با من صحبت کرد و شدیداً (از اظهارات امام جمعه در مسجدالنبی و در حضور هیئت ایرانی علیه شیعه (انتقاد شدید به خاطر اهانت شیعه به صحابه و خلفا و عایشه و اعتقاد به مهدی موعود و ولایت فقیه و نیابت امام خمینی از امام زمان)) اظهار تاسف کرد  و گفت: «انّی آسف کثیر کثیر کثیر کثیر» و گفت  این شخص تنبیه می‌شود ...»؛ یادداشت‌های روزانه مرحوم رفسنجانی را در سفر چهارده روزه به عربستان در اسفند 76، هفت ماه بعد از شروع کار دولت خاتمی، می‌خوانم. استقبال و پذیرایی مفصل و قول و قرارهای همکاری واقعا قابل توجه است. حمایت عربستان از برگزاری اجلاس سران کشورهای اسلامی در تهران (آذر 76) نیز اساساً ریشه در حُسن تفاهم رفسنجانی (رئیس جمهوری وقت) با سعودی‌ها داشت. اوضاع آن موقع با وضعیت رابطه فی‌مابین طی سال‌های اخیر اصلا قابل مقایسه نیست. می‌شود رد این تخاصم را از جنگ 33 روزه تابستان سال 85 در لبنان (بین حزب‌الله و اسرائیل) گرفت که سعودی‌ها گفته بودند حزب‌الله لبنان به اعتبار حمایت ایران ماجراجویی کرده و آن درگیری‌های ویران‌گر را باعث شده. بعد هم حذف رفسنجانی از عرصه قدرت و تاثیر. بعدتر "بهار عربی" که ایران و عربستان را (به اعتبار شهوت همزمان هر دو به سلطه بر منطقه) به صورت عریان در برابر هم قرار داد و شده این روزگار که انگار دشمن ازلی و ابدی هم بوده‌اند.

.

چهارم) «حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد(...) وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب‌زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟»

از خاطرات سردار قالیباف؛ فرمانده سابق نیروی هوایی سپاه، فرمانده سابق نیروی انتظامی، فرمانده سابق شهرداری تهران و فرمانده کنونی مجلس شورای اسلامی.

۱۳۹۷ اسفند ۲۵, شنبه

استندآپ کمدی


▪️ درست دو سال‌ قبل در چنین روزی (25 اسفند 95) کسی که می‌گفت حساب‌اش «پاک» است، نشان داد از محاسبه «باک»اش است!

قالیباف باارسال نامه‌ای به مجلس از رد طرح تحقیق‌وتفحص از شهرداری‌‌ تهران (دوره 12 ساله شهرداری خودش) تشکر کرد،  یک‌ماه بعد تایید صلاحیت شد، دو ماه بعدتر در مناظره‌های انتخاباتی  4 و 96 درصد کرد، سپس به نفع رئیسی کنار رفت و  آنگاه عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.