۱۳۹۶ آذر ۲۶, یکشنبه

🔴 واكنش تعدادی از كاربران فضای مجازی به نقد روحانی | ببخشید كه مصدق كاندیدا شده بود و به روحانی رای دادیم






🗞 روزنامه اعتماد - هفته گذشته انتشار جزییات بودجه سال ۹۷ از جمله موضوعاتی بود كه در فضای مجازی و خصوصا شبكه اجتماعی توییتر با انتقادهای بسیاری از سوی كاربران مواجه شد. كاربران بسیاری با هشتگ پشیمان- نیستم و پشیمانم در مورد تاثیرات رای به روحانی مطالبی را منتشر كردند.

در ادامه به توییت‌های تعدادی از كاربران اشاره می‌كنیم كه بازتاب‌دهنده بخشی از آنچه در فضای مجازی می‌گذرد، باشیم:

🔺 علی كریمی (فوتبالیست):
شمایی كه داری خوشحالی می‌كنی از پشیمونی ما، اولا ما انقدر شجاعتش رو داریم كه اگه اشتباهی كرده باشیم، عذرخواهی كنیم، شما چی؟؟؟؟؟؟؟ همونی كه سنگش رو به سینه می‌زدید، الان درست نقش اره رو داره براتون بازی می‌كنه، صداتون در نمیاد!!؟؟حالشو ببرین! (پست اینستاگرام)

🔺 باران كوثری (بازیگر):
من با صراحت به دولتی كه به آن رای دادم، «نقد می‌كنم» و این به معنای «پشیمانی» از رای‌ام نیست. من مطالباتم را تكرار می‌كنم. (پست اینستاگرام)

🔺 صالح تسبیحی:
‏رسم ناخوشایندی ست كه هر موضوعی تقلیل پیدا می‌كند به بحث‌های انتخاباتی. رای دادن می‌تواند انگیزه‌های متعددی داشته باشد و نافی نقد و مطالبه نیست. رای دادن به معنی كارگزاری دولت نیست. چندان كه خودداری از رای دادن، مبارزه به حساب نمی‌آید.

🔺 اسدالله امرایی (مترجم و روزنامه‌نگار):
‏من رای داده‌ام چون نمی‌خواستم در هزاره سوم معجزه دیگری اتفاق بیفتد، دست‌كم در این جغرافیا؛ جای دیگر البته اتفاق افتاده اسمش هم ترامپ است. كاستی‌ها را می‌دانم و می‌بینم و حد و حدود اختیارات فرد منتخب را هم می‌دانم. پشیمان نیستم، حتی اگر به وعده‌هایی كه داده‌اند نتوانند عمل كنند.

🔺 سهند ایرانمهر:
‏اگر فردوسی روحیه این پشیمون‌ها رو داشت -كه فكر می‌كنن رفرمیست‌های اروپا چند قرن شربت زعفرون خوردن تا اروپا به اینجا رسید- به جای حماسه‌ای كه فرهنگ و زبان یه ملت شكست‌خورده رو از خاكستر شكست احیا كرد، شاهنامه محدود بود به روایت رستم فرزندكش و سرداران و شاهان بی‌لیاقت مقهور اعراب.

🔺 مهدی بابایی (روزنامه‌نگار):
‏ ناامید- نشدیم و پشیمان- نیستیم از رای به روحانی ، اگر دلواپسان امروز متوجه انتقادات و مطالبه‌گری ما از دولت او شده‌اند، ما یك ساعت پس از اعلام قطعی پیروزی‌اش گفته بودیم كه منتقدش خواهیم بود. رای‌ آگاهانه و مسوولانه یعنی همین.

🔺 محسن بیات زنجانی (معلم):
‏وقتی كه بهترین راه برای اصلاح امور از صندوق ‌رای می‌گذرد و نیز تجربیاتی كه همگی‌مان خصوصا در سال‌های ۸۴تا۹۲ كسب كرده‌ایم، حتی تصور پشیمانی هم به اعتقاد من خطاست. ‏اكر كمی به آن سال‌ها اندیشیده و در كنارش رقبای روحانی را نیز به یاد آوریم، اینكه او بهترین انتخاب بوده برای‌مان یقین می‌شود.

🔺 محمد معینی (روزنامه‌نگار):
‏مرحوم بازرگان یه سخنرانی داره اسفند۵۷ («یك‌ماه» بعد از انقلاب)؛ میگه یه عده میان پیش من میگن ما انقلاب كردیم، چرا مشكلات حل نشده؟ (!) ‏با این حساب اینایی كه میگن ما از رای به روحانی پشیمانیم چون مشكلات حل نشده، «زیادی» عجول محسوب نمی‌شن.

🔺 عطا صادقی:
‏انتخابات بعدی هم رای می‌دیم. می‌دونید چرا؟ چون با وجود همه نارضایتی‌هامون، با وجود همه غرزدن‌ها و با وجود همه وعده‌های عملی نشده، هنوز منطق‌مون كار می‌كنه، فرق روحانی و احمدی‌نژاد رو می‌فهمیم و می‌دونیم راه بهتری وجود نداره. با این حال دلیل نداره نقد و مطالبه‌گری نكنیم.

🔺 حامد بیدی:
‏هر وقت حس كردین از رای دادن به روحانی پشیمونید، برید كانال‌های اصولگراها رو بخونید. كارنامه موفق روحانی اونجاست!

🔺 ساما:
‏من [ساما] اعلام می‌كنم ذره‌ای از رای دادن به حسن روحانی پشیمان نیستم. ‏من اعلام می‌كنم به «منجی»، به «كسی كه امام زمان گفته رای بهش بدید»، به «تایید شده الهی» و به «معصوم» رای ندادم. به یك انسان «خطاكار» با علم به اشتباهات احتمالی‌اش رای دادم. ‏من با اشتباهاتش مخالفت می‌كنم.

🔺 كیوان:
‏من خیلی پشیمونم كه دكتر مصدق كاندیدا شده بود ما رفتیم به روحانی رای دادیم.



گسترش غیرسیاسی(!) تشکیلات اداری حجت‌الاسلام ابراهیم رییسی




ظاهرا حجت‌الاسلام ابراهیم رییسی در حال گسترش کم‌سابقه تشکیلات اداری آستان‌قدس‌رضوی در اقصی نقاط کشور است؛ این رویه قبل از انتخابات سرعت زیادی هم داشته است؛ تحت عنوان «نمایندگی آستان‌قدس‌رضوی در استان فلان، در شهر بهمان»  (نمونه: دفتر نمایندگی آستان قدس رضوی در آوج افتتاح شد: 20 شهریور 96)


چهار ماه قبل از انتخابات هم رسما اعلام کرده بودند که «نمایندگی آستان قدس رضوی در تمامی استان‌ها افتتاح می‌شود» ... و طبیعتا «با هدف کمک به محرومان»!

نگاهی به ترکیب برخی از مدیران استانی این تشکیلات، پندآموز است:


▪️ «سردار» نظرعلی علیزاده سرپرست دفتر نمایندگی آستان مقدس رضوی در گیلان است (انتصاب: آبان 95)
▪️ در قزوین، علی نبیئی (مسئول بسیج اساتید استان)، سرپرست دفتر نمایندگی آستان قدس رضوی‌ست.
▪️ حسن موحد (معاون فرهنگی سپاه استان کرمانشاه و رئیس سازمان بسیج رسانه استان) سرپرست دفتر نمایندگی آستان قدس رضوی‌ست در کرمانشاه (انتصاب: آذر 95)
▪️ در استان مرکزی هم «محمدحسن آصفری» - نماینده دلواپس دور پیشین از اراک این مسئولیت را بر عهده دارد (انتصاب: شهریور 95). او فروردین امسال نیز با حکم آیت‌الله جنتی، معاون پارلمانی و امور مجلس ستاد امر به معروف کشور شد.
▪️ در  استان گلستان، حجت‌الاسلام سیدعلی طاهری (عضو جبهه پایداری) مسئولیت دفتر آستان‌قدس‌رضوی را به عهده دارد (انتصاب آبان 95). او 10 روز قبل از سوی فرهاد رهبر، سرپرست دانشگاه آزاد گلستان هم شد.
▪️ در هرمزگان نیز ابوالقاسم جراره (نماینده سابق بندرعباس در مجلس نهم، عضو جبهه پایداری و رییس ستاد انتخاباتی رییسی)، مسئول این نمایندگی‌ست.


۱۳۹۶ آذر ۲۱, سه‌شنبه

✅ سرگذشت آوا





اشاره: کتاب «هفت آوا» را معرفی کرده‌ام. این متن در شماره 47 (آذر 96) مجله اندیشه‌پویا چاپ شده است.



📚 هفت آوا | امیرحسن سعیدی | انتشارات معین | چاپ اول: 1396 | 260 صفحه | 15000 تومان



از پاییز سال 1370 تا دو سال بعد از آن، فصلنامه‌ «آوا» در آلمان منتشر می‌شد. امیرحسن سعیدی که خود ایده این فصلنامه را مطرح و 7 شماره از آن را، به عنوان دبیر شورای نویسندگان، منتشر کرده بود، حالا مقالات و گزارش‌های خود را در این فصلنامه، گرد آورده و به بازار نشر عرضه کرده است. «آوا» حول موسیقی و تاریح آن بوده و آن‌طور که در «پیش درآمد» این کتاب آمده، متهم به «شجریان‌نامه» بودن است؛ اتهامی که سعیدی در سومین شماره «آوا» آن را در «سرسخن» باطل دانسته بود.

نام کتاب - هفت آوا - اشارتی است به انتشار تنها هفت شماره از این فصلنامه. سعیدی توضیح می‌دهد که بعد از آن (پاییز 1372)، پروانه انتشار فصلنامه در ایران اخذ می‌شود «اما مسائل اقتصادی و مالی و مشکلات برنامه‌ریزی نگذاشت این کار صورت بگیرد» (صفحه 10).

سعیدی برای طلیعه کتاب، گزارش تحقیقی خود را که از قضا در واپسین شماره «آوا» چاپ شده، برگزیده است؛ «خاندان هنر» که به معرفی آقا علی‌اکبر فراهانی و فرزندان هنرمند او پرداخته است. این که چطور  آقا علی‌اکبر فراهانی بسیاری از مناجات و رازونیازهای شبانه‌اش را به جای اینکه بخواند، با زبان ساز بیان می‌کرده تا جایی که شنوندگان نیز متوجه می‌شدند که او مشغول نواختن چه دعایی و یا چه شعری است (صفحه 16).

««یاپیر جان» صد و بیست ساله شد» (درباره زندگی هنری درویش‌خان)، عارف قزوینی، استاد عبدالله دوامی، 40 سال پس از خاموشی «مرغ سحر» (به یاد ملک‌الشعرای بهار)، «ابوالحسن‌خان صبا؛ مردی که به تنهایی یک ارکستر بود»، تاج اصفهانی، ترانه‌های محیط (به مناسبت درگذشت استاد محمد محیط طباطبایی) و در نهایت «روایت‌های تلخ و شیرین از کنسرت شجریان و گروه «آوا»» (طی سال 70 در آلمان، اتریش و انگلستان)، بخش‌های دیگر کتاب را تشکیل داده‌اند.

در کنار این همه، روایتی یگانه به قلم استاد محمدرضا شجریان در وصف روزگار مراوده و شاگردیِ استاد دوامی نیز چاپ شده است. شجریان یادداشت خود را با اشاره به همراهی خود با استاد فرامرز پایور در اولین دیدار با استاد دوامی آغاز کرده؛ «پاییز 1351 بود که روزی همراه استاد فرامرز پایور برای اولین بار به منزل استاد دوامی در جماران رفتم. خانه‌ی دو اتاقه کوچک، بسیار محقر اما تمیز. عبدالله خان در آن هنگام 81 ساله، جثه‌ای نحیف و اندامی کوچک داشت و ما را به گرمی پذیرفت ... پایور مرا به استاد معرفی کرد ... گفت: شجریان می‌خواهد بیاید و نزد شما ردیف‌ها را کار کند. استاد جواب داد: خیلی خوب، بیاید، یک دفتر هم بیاورد و شعرها را بنویسد ولی ضبط صوت نیاورد.»(صفحه 103)

برای بهره‌بردن از همه گزارش و مقالات، داشتن دانش موسیقیایی ضروری است اما روایت روان و تاریخی آن برای کسانی که فارغ از ظرایف هنر موسیقی، در کنج تاریخ معاصر ایران، رد و اثری از موسیقی اصیل ایرانی می‌جویند، مفید خواهد بود. با این همه کیفیت نامناسب چاپ عکس‌ها و در برخی صفحات، سستی در ویرایش نسخه حروف‌چینی شده، باید که در چاپ‌های بعدی، مورد اصلاح و دقت نظر بیشتری قرار بگیرد.

امیرحسن سعیدی، متولد زنجان، تحصیلات خود را در رشته روزنامه‌نگاری و علوم ارتباطات، در ایران، آمریکا و آلمان ادامه داده و اکنون مقیم آلمان است.


📝 مجله اندیشه‌ پویا | محمد معینی | شماره 47 (آذر 96) | صفحه 111