۱۴۰۰ فروردین ۲۳, دوشنبه

رقص

 




محصل بودم؛ پنجم ابتدایی یا شاید اول راهنمایی. توی انباری خانه پدری چشم‌ام خورده بود به ظرفی شبیه این ظرف‌های سوهان قم. گِرد. حالا اصلا یادم نیست درش چی بود و اصلاً ظرف ِ چی بود. روی آن انگلیسی نوشته بود. هوش و حواسم رفته بود به نقاشی‌های عکس‌طور و فوق‌العاده هنرمندانه روی در ظرف و دور تا دورش. روی در، نقاشی زن و مردی بود؛ بعدها فهمیدم ژستی است مخصوص بالرین‌ها وقتی رقص‌شان تمام شده. دور تا دور آن ظرف هم نقاشی رقص باله بود، عین فریم‌های متوالی یک فیلم از رقص. چند باری رفته و تماشایش کرده بودم! و مدتی بعد برای همیشه گم شد  ... من هیچ‌گاه اهل رقص نبودم، بلد نبودم، خوشم هم نیامد. "برای من" واداشتن جوارح بود به حرکت‌هایی که باب طبع‌شان نبود؛ رقص که فقط پیچاندن کف دست حول محور مچ دست و کمر نباید باشد آن هم توسط همچو منی! یک طور لودگی! ... سال‌ها بعد در رساله "عقل سرخ" سهروردی خوانده بودم: «شیخ را گفتم كه رقص كردن به چه آید؟ گفت به این كه جان قصد بالا كند همچون مرغی كه خواهد خود را از قفس تن به در اندازد، قفس تن مانع آید، مرغ ِ جان قوّت كند و قفس تن را از جای برانگیزاند.» ... بعدتر در فیلم "بوی خوش زن" آن رقص معروف را دیدم؛ رقص سرهنگ فرانک اسلید ِ نابینا (با بازی آل پاچینو) را با دختری که به انتظار نشسته بود.

... رقص لودگی نبود؛ "رقص مشترک" به طریق اولی ...

 

 



.

 

۱۴۰۰ فروردین ۲۱, شنبه

مگر متاع غرورتان انتها ندارد؟

دیروز (جمعه) مبتلایان جدید کرونا در کشور (حسب ادعا و آمار رسمی) 22478 نفر بود؛ بیستم اسفند: 8606 نفر. این یعنی افزایش بیش از 2.6 برابری مبتلایان. درگذشتگان ناشی از کرونا هم دیروز، 2.5 برابر یک ماه قبل بود. مردم پروتکل‌ها را خیلی کمتر رعایت کردند و بسیاری به مسافرت رفتند اما مردم چه "پیام"هایی دریافت کردند که ناگهان چنین بی‌خیال شدند؟!

 

هیچکدام ما کمتر از "یک سال" سن نداریم که یادمان نباشد چطور همین دولت و همین مقامات، همین یک سال قبل چطور ورودی شهرها را کنترل و پروازها را ممنوع کردند، جاده‌ها را زیر کنترل بردند و هتل‌ها را بستند! این واضح است که محدودیت‌ها، کسب‌وکارهای بسیاری را زمین زده و دولت ظاهراً در مجال نوروز خواست رونقی به آن کسب‌وکارها بدهد. پس شل گرفت! شاید هم می‌خواهند تا انتخابات پیک جدید بیاید و برود؛ هر چه زودتر بهتر! از طرفی همه از سطح بسیار بالای نارضایتی و فقر عمومی باخبریم. بسیاری به درست یا غلط بر این باورند که ترساندن از کرونا، در اصل "ابزار"ی است برای منع مردم و ترساندن‌شان از تجمع و اعتراض! پس نباید گول خورد! منع ورود برخی واکسن‌ها به دلایل "غیر علمی" هم پیام "جدی بودن خطر کرونا" را به مردم "نداد". حالا با قدرت کمتری می‌شود برای رعایت پروتکل‌ها مردم را با دلایل "علمی" قانع کرد! همان یک مشت واکسن‌ها را هم نتوانستند طبق برنامه خودشان تزریق کنند. تحریم هم که هست! خروجی همه این خبر و "تحلیل"‌های گاه متناقض، یک گیجی منتهی به "بی‌خیالی" و "تقدیرگرایی" شد! مردم در یک "بی‌"سری مخوف روزگار می‌گذرانند.

 

سیستمی که خودش "شل" گرفت، خودش "غیرعلمی" منع کرد، مردمان مستأصل‌اش را با سر توی دهان "تحریم" راند و همه "سر"های بلند را قربانی چالش‌های قدرت کرد، حالا خیلی احساس "قدرت" و "تدبیر" می‌کند که کاسه‌وکوزه‌های این اوج‌گیری ویرانی کرونا را سر همان مردم می‌شکند؟!

این مردم ِ "بی‌آه" زدن دارند؟ مگر متاع غرورتان انتها ندارد؟

۱۴۰۰ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

شما مقصرید

 

تک-تک شماهایی که "حفاظت از محیط‌زیست" را به دلیل "اشتغال" و "تولید" از اولویت ساقط کرده‌اید و می‌کنید، در خون دو محیط‌بانی که دیروز کشته شدند، شریکید، با کم و بیش‌اش. شما ترجیح می‌دهید تیر و تبر و دشنه در جان محیط‌زیست کنند ولی "تولید" باشد و "اشتغال"، قاچاقچیان چوب و شکارچیان هم دارند چوب "تولید" می‌کنند و از مُرده‌ی حیات وحش، جیب‌شان را پر. گاهی هم خون به پا می‌کنند تا موانع را برطرف کنند! اصلا مهم نیست «شما که نگفتید برای "تولید" کار غیرقانونی بکنند و آدم بکشند»، مهم این است «"قانون" شما "قانون حفظ منافع نسل‌های آینده "نیست"». شاهد؟! همین صنعت یله و بد جاگیر شده‌ی "سرب و روی و کادمیم"، همین کیلومترها کاروان آزاد کامیون‌های درخت‌بَر، همین برخورد امنیتی با معضلات زیست‌محیطی و بی‌پناه ماندن حامیان محیط‌زیست.

 


]
چه خوب بود قرائت پیام تسلیت مجمع نمایندگان استان زنجان در صحن مجلس بابت قتل محیط‌بانان. اما زود همه چیز از یادها می‌رود! محیط‌زیست و محیط‌بان به حمایت‌های صریح‌تری نیاز دارند.]