
سی و دو سال ... سیصد و هشتاد و چهار ماه ... یازده هزار و ششصد و هشتاد و هشت روز ... ده تیر هشتاد و شش، سی و دو سالم تمام می شود. سال پنجاه و چهار هم، ده تیر ، یکشنبه بوده
عکس بالا را خیلی دوست دارم. ما چهار برادریم و خواهر زاده مان، مهدی، که شش سال قبل همه ما را تنها گذاشت. عکس لااقل سی سال قدمت دارد. نفر اول از سمت چپ منم. اصل عکس را ندارم. از روی عکس، عکس گرفته ام
یاد مادر به خیر. سه سال قبل، آخرین روزهایی که سایه اش بالای سرمان بود، در چنین روزی زنگ زدم تا جویای احوالش شوم. حال خوشی نداشت در آن روزهای تلخ فراموش نشدنی. اما یادش بود که به من بگوید: تولدت مبارک ... انگاری هنوز صدایش را می شنوم. درست یک ماه بعد خود مادر، در آسمان متولد شد ... /ا
امسال مهشاد کنار ماست، خوشیم به خوشی اش و خنده ها و شیطنت هایش که هر روز بیشتر از روز قبل است ... و ادامه دارد داستان زندگی با سرفصل هایی که خودمان می نویسیم
محمد عزیز سالروز تولدت رو از صمیم قلب بهت تبریک میگم و امیدوارم که درکنار دختر خوشگلت و همسر عزیزت همیشه پایدار و سلامت و موفق باشی . روح تمامی رفتگان هم شاد و یادشان گرامی . تکه هایی از آنها همیشه درما زنده ست . عکس هم بسیار عکس قشنگیه . کلا عکسهای قدیمی یک حال و هوای خاصی دارند. باز هم برات بهترین آرزوها رو دارم . سبز باشی .
پاسخ دادنحذفآقا تبريك
پاسخ دادنحذفروح مادرتون هم شاد
مهشاد هم سلامت باشد
تولدتون مبارک آقای معینی امیدوارم امسال سال رسیدن به ارزوهای زیباتون باشه و درکنار همسر خوبتون و دختر نازنینتون بهترین سالها رو داشته باشید.. جای مادر هم تا همیشه سبز و این عکسها:)... اگرچه عکسهای زمان ما همگی رنگی بودند اما عکس یعنی ثبت یک لحظه خاص...توقف یک لحظه تا همیشه حالا چه رنگی چه سیاه و سفید...پایدار باشید و پاینده:)
پاسخ دادنحذفتو آن عکس را دوست داری و من تو را.میلادت مبارک
پاسخ دادنحذفروح مادرعزیز قرین رحمت الهی
تولدت مبارک محمد جان.
پاسخ دادنحذفشما دوهفته از آراد بزرگتری فقط!!!
دوست ندیده
پاسخ دادنحذفمیلاد فرخنده ات همه ساله قرین شادی و سرور
سالهای دراز با تندرستی و عزت شاد کامی زنده و پایدار باشی