‏نمایش پست‌ها با برچسب قاضی مرتضوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قاضی مرتضوی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ مرداد ۳, یکشنبه

کپسول پاک‌دستی و "آنتی‌بیوتیک فساد"

 روزنامه همشهری، در صفحه 28 شماره دیروز خود (2 مرداد)، ستونی را اختصاص داده به "بازتاب رفتار سیاسی دولتمردان در اجلاس جهانی شوراها و شهرداران"؛ در ادامه‌ی واکنش و بی‌تابی تیم "دکتر قالیباف" در مواجهه با انتقاد روحانی از افراط در فروش تراکم توسط شهرداری. کسانی که در این ستون "بازتاب" صادر کرده‌اند؛ افراط در فروش تراکم را تایید نکرده‌اند؛ توجیه کرده‌اند و البته مقصر را هم دولت دانسته‌اند؛ که چرا فلان پول را نداد، چرا فلان بودجه را کجا برد و قس‌علی‌هذا.

سال‌ها قبل - یادم هست - مرحوم آیت‌الله مشکینی، در انتقاد از نظام اداری کشور و طیفی از کارمندان دولت که شاکی پایین بودن حقوق‌ها بودند، در نمازجمعه می‌گفت که «خب اگر نمی‌توانی با این حقوق کار کنی بگذار برو جای دیگری.» این توصیه البته که مال کارمندان بود؛ چند سال بعدترش که شورای نگهبان قانون بودجه کشور را معطل بودجه خودش کرده بود، در دوره مجلس ششم، کسی به شورای نگهبان نگفت: یا با همین پول کار می‌کنی یه به سلامت؛ برو. در دوره احمدی‌نژاد، به تبع تلاش برای مدیریت جهان، کار به جایی رسیده بود که پلیس مملکت هم شده بود "نفتی"؛ نفت داده بودند ببرد بفروشد و ظاهرا تا همین حالا هم پولش را برنگردانده! اواخر آن دوره سیاه بود که خودم از رادیو، از زبان سردار احمدی‌مقدم (فرمانده وقت ناجا) شنیدم که علنا می‌گفت «با این بودجه، بیشتر از این نمی‌توانیم امنیت برقرار کنیم»؛ هر چند اشاره‌اش به بستن مرزهای شرقی بود ولی این که فرمانده نیروی نظم‌بخش جامعه، علنا بگوید: «پول بیشتر، امنیت بیشتر»؛ دیگر چه انتظاری از افسر تحت فرمانش در شهرستان و در "گردنه"!‌ها؟

خب معلوم است که اگر بودجه باشد احتمال این که زحمت دزدی و زیرمیزی به خودت بدهی، خیلی کم‌تر می‌شود! این که پیام «هر چقدر بودجه بدی، همون قدر آش می‌بری، همون قدر امنیت داری، همون قدر شهرداری کم‌تر تهران را به قبرستان عمودی تبدیل می‌کند، همون قدر شورای نگهبان، نگهبان خوبی می‌شود» به جامعه منتقل می‌شود و شده، خودش خیلی حرف است؛  اول و وسط و آخرِ مدیریت و بقا، "بودجه" است (شما بخوان: چرکِ کفِ دست). از آن طرف ملاحظه بفرمایید هنوز دکتر محمود احمدی‌نژاد، احیاکننده شعارهای انقلاب، و قاضی مرتضوی‌اش، زیر اتهامات سنگین خود ارکان نظام، هنوز رها و بی‌عار طی‌الارض می‌کنند، رحیمی در این مملکت می‌شود دبیر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی؛ بعد با سمینار مبارزه با فساد، قرار است کپسول پاک‌دستی و "آنتی‌بیوتیک فساد"، فرو کنند توی حلق جامعه!

شهرداری حق دارد تراکم بفروشد به افراط، "بهشت" خرج دارد خب! دولت بودجه‌اش را زیاد کند، حق‌اش را بدهد.

گذشت آن زمان که تخم‌مرغ دزد شتر دزد می‌شد، الان دزدی‌ها از خود "َشتر" شروع می‌شود، از حقوق ماهی چند ده و صد میلیون تومان عبور می‌کند و با سرمایه‌گذاری در خاور و باختر کانادا ادامه پیدا می‌کند.
.
.

۱۳۹۲ تیر ۱۲, چهارشنبه

احساس عدالت


جدّی دارم عرض می‌کنم؛ حتما شکر می‌کنیم که کار فرشته عدالت تا به آنجا پیش رفته که دادستان سابق تهران و نورچشم احمدی‌نژاد ِ عدالت محور ِ مهرورز را هم به پای میز محاکمه می‌کشاند و به مجرمیت‌اش حکم صادر می‌کند؛ همان قصّاب مطبوعات و همان صاحب منصبی که آستین‌اش هنوز به غبار پرونده قتل زهرا کاظمی آلوده است! و باز می‌خواهم جدی به عرض برسانم که من آن قدر به قانون جزا و حقوق وارد نیستم که بدانم متهمان پرونده زندان کهریزک، اگر که قرار بود به اشد مجازات برسند (و البته آیا باید می‌رسیدند یا نه؟!)، حکم‌شان چه می‌توانست باشد و چه نمی‌توانست باشد؟
«عدالت» اما چیزی است و «احساس عدالت» چیزی دیگر. ما عوام عقل‌مان به چشم‌مان است؛ بچه مردم را در زندان با «زدن» کشته‌اند و همه این چهار سال متهم ردیف اوّل، مدام در نظام اداری کشور ترقی کرده؛ بعد یک وبلاگ‌نویس بی‌پناه را برده‌اند زندان و چهار روزه، جنازه او را بیرون فرستاده‌اند؛ می‌پرسیم: قاتل او باید از چه چیز حساب می‌بُرد که نبرد؟ می‌‌بینیم که برای مرخصی چند روزه روزنامه‌نگاران زندانی، وثیقه‌های چند صد میلیونی طلب می‌کنند، چقدر حکم زندانهای طولانی مدت و تبعید و شلاق بریدند، چقدر بر پیشانی خانه‌ و خانواده‌ها داغ دوری زدند در این چهار ساله و حالا برای متهم کهریزک جریمه 200 هزار تومانی می‌نویسند که احتمالا نصف اجرت نصاب سیستم شنود و فیلمبرداری در دفتر کارش هم نیست.
.
فرشته عدالت عزیز! بودن‌ات خوب است، ممنون. ولی چرا لمس نمی‌شوی؟ حس نمی‌شوی؟ ما خودت را می‌خواهیم، نه عکس پرسنلی‌ات را بر قابی روی دیوار.
.
کامنتها در پلاس(+)

۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه

رسم ویرانگر

وقت بازداشت مرتضوی خیلی بد انتخاب شده بود؛ اعتماد کمتر کسی را به عدالت جلب کرد
وقت آزاد کردن مرتضوی هم بد انتخاب شد؛ بی‌اعتمادهای دیروز به باور خودشان مطمئن‌تر شده‌اند حالا
.
اعتماد ... عدالت؛
از اولویت - به طور آشکارتری - خارج شده‌اند.
این رسم ویرانگری است
تاریخ قسم می‌خورد.
.
.

۱۳۹۱ آذر ۱۳, دوشنبه

این ژست بر باد است


احمدی‌نژاد در متن حکم برای رحیم اسفندیار مشایی نوشته: «این جنبش (جنبش عدم تعهد) فارغ از قطب‌بندی قدرت و ثروت و صرف نظر از تفاوت و اختلاف در زبان، رنگ، نژاد و گرایش‌های دینی و مذهبی به دنبال دنیایی عاری از تبعیض، ظلم، تحقیر و تخفیف انسان، فقر، فساد و سلطه‌گری است و با نگاهی جهانی به دنبال رفاه و سعادت برای همگان و ساختن دنیایی سرشار از عشق و زیبایی برای همه ملت‌ها و انسان‌هاست.»
و بلافاصله در پاراگراف بعدی می آورد که «روشن است که اندیشه مهدوی تنها راه نجات انسان و تحقق آرزوهای جامعه بشری و التیام بخش همه زخم‌های کهنه و تاریخی است.»(+)
.
از هنر ارزشمند وصله زدن مهدویت به جنبش عدم تعهد که بگذریم، همه ژست پلورالیستی و نفرت از قطب‌بندی قدرت و ثروت و اندیشه‌ورزی برای سعادت بشر -  فارغ از تفاوت در زبان، رنگ، نژاد و گرایش‌های دینی و مذهبی -  در همین دو پارگراف چسبیده به هم بر باد است؛ آنجا که  احمدی‌نژاد خود، به روشنی «تنها» راه نجات انسان و تحقق آرزوهای جامعه بشری و التیام بخش «همه» زخم‌های کهنه و تاریخی را پیدا کرده و بر آن اصرار دارد؛ و چه بلاها بر سر بشر آمده از دست و ایده آنانی که باور داشتند تنها راه نجات، همانی است که خودشان یافته یا بافته یا ساخته و پرداخته‌اند و باید که به مدد سربازانشان همه را خوشبخت کنند؛ حتی اگر شده به بهای شکستن نمکدان‌ها، و ویران کردن زندگی‌ها  ... باقی در این حکم برای «مشایی ِ عارف»، هر چه هست بازی انتخابات خرداد سال بعد است؛ همانی که روزنامه قاضی مرتضوی تیتر زد: «آن مرد آمد»! ... هیزم روزهای دعوا و آتش و تنش، بر بام خانه مردمانی که روی گنج، حکم دارند که سهم‌شان رنج باشد، بی‌تضمینی برای رسیدن به گنج، تا که گردن فرازان سیاست، راه خود روند و ساز خود کوک کنند که حالا چند وقتی‌ است، آوای دُهل‌شان، حتی از دور هم خوش نیست.
.
.
.

۱۳۹۱ آبان ۲۲, دوشنبه

کیمیای ثُبات



 دو استعفا در روزهای اخیر خیلی سر و صدا کرد؛ نخست استعفای رییس کل سیا در آمریکا به خاطر ارتباط با زنی که نویسندگی زندگینامه او را به عهده گرفته بود و دیگری: استعفای مدیر کل بی.بی.سی به خاطر افشای خبر سواستفاده یکی از مجریان قدیمی‌اش از کودکان و سپس ایراد اتهامی نادرست علیه یکی از سیاسیون بریتانیایی در یک برنامه تلویزیونی ... یعنی رئیس یک شبکه اطلاعاتی بزرگ و مهم و مدیر یک رسانه پرسابقه و نفوذ به خاطر اشتباه خود یا خطای زیردستان خود، علنا از کار کناره‌گیری کرده‌اند ... دیوید پترائوس که از ریاست سیا استفعا کرد، یک نظامی خوشنام و سابقه بود، آن مجری قدیمی بی.بی.سی هم (جیمی ساویل؛ از مجریان مشهور بی.بی.سی در دهه 70 و 80 میلادی که سال گذشته در 84 سالگی درگذشت)، از ملکه الیزابت در سال ۱۹۹۰ نشان سلطنتی گرفته بود. ماه‌ها قبل، وزیر دفاع آلمان که متهم به کپی‌برداری از مقالات دیگران در جریان ارائه رساله دکترایش شده بود، و داشت خودش را برای صدراعظمی آلمان آماده می کرد، از قدرت کناره گرفت، بعدتر رئیس جمهوری آلمان به خاطر افشای خبر سواستفاده از موقعیت‌اش در دریافت وام کم بهره از یک بانک، ناچار از استعفا شد. همین چند هفته قبل، افشای فیلم بدرفتاری با زندانیان در گرجستان، منجر به برکناری چند مقام مسئول شد ... در بدبیانه‌ترین حالت، اینها حتی اگر ژست درستکاری هم باشد، ما باز از همین ژست ها، تعمدا محروم نگهداشته شده‌ایم؛ واقعا امثال کردان و رحیمی و مرتضوی و ضرغامی را با چه پاک‌کنی می توان از خاطر زدود؟ ... چرا به خیال آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها هم نمی‌رسد که با خارج شدن افراد ِ حتی خوش سابقه و مهم از گردونه قدرت، به دلیل رفتار نادرست خودشان یا زیر دستان‌شان، ممکن است اساس نظم و نظام سیاسی و اجتماعی‌شان از هم بپاشد؟ این کیمیای ایمان به ثُبات را از کجا آورده‌اند؟
.
.

۱۳۹۱ تیر ۲۱, چهارشنبه

چهارپاره – 80 / شهید مدرس و شهید مرتضی و علی مطهری


(1)
آخرین روز اردیبهشت گذشته، علی مطهری علیه رویکرد فرهنگی احمدی نژاد و رییس دفترش در مجلس موضع گیری کرد و از جمله گفت: «آقایان مشائی و احمدی‌نژاد که زیرکانه وضعیت پوشش اسلامی در جامعه را به اینجا رسانده‌اند که پوشش استاندارد شلوار و مانتوی آزاد تا زانو را تبدیل به وضعیت فعلی کرده‌اند و در واقع تحریک جنسی را آزاد فرموده‌اند و موجب پدید آمدن عقده‌های روانی در جوانان ما شده‌اند، پس به فکر بخش دوم کار خود یعنی ارضای جوانان از طریق تأسیس کاباره‌ها و کلوپ‌های شبانه نیز باشند، شاید آن زمان روحانیت ما و مردم متدین و حزب‌اللهی ما که در دوره اصلاحات با یک‌صدم وضعیت فعلی کفن‌پوش به خیابان می‌ریختند احساس مسئولیت کنند و اقدامی نمایند.»(+)
.
او البته در این سخنرانی به دخالت سپاه در انتخابات هم پرداخته بود که همه اظهارات دیگرش را زیر سایه برد. سپاه و حامیان سپاه به شدت به او هجوم آوردند و مطهری ضمن آن که مخاطب نقد خود را نه همه سپاه، که بخشی از آن اعلام کرد، گفت که می تواند اسامی برخی افراد سپاهی دخیل در  انتخابات را هم اعلام کند. ماجرا تا مرز اعلام شکایت سپاه از او پیش رفت ولی متوقف ماند و منتفی شد. بعد از فروکش کردن گرد و خاک این برخورد، برخورد با مطهری از جبهه دیگری شروع شد؛ یعنی حدود 40 روز بعد از آن نطق، ناگهان دادستان تهران چند روز قبل گفت که «در مورد اظهارات علی مطهری که چند وقت پیش در مجلس نطقی کرده بود، بخش‌هایی از نظر دادستانی مجرمانه تشخیص داده شد و دادستانی اعلام جرم کرده.»(+)
.
مطهری در واکنش گفت: «اگر یک نماینده مجلس نتواند این مطلب را در نطق خود بگوید، باید فاتحه آزادی بیان و قانون اساسی را خواند ... سخن آقای جعفری دولت‌آبادی موجب وهن نظام و  تضییع حقوق مردم است، اساساً دادستان حق ورود به نطق نمایندگان را ندارد ... بهتر است ایشان به جای این جور کارها، تکلیف پرونده افرادی مانند آقایان مرتضوی، رحیمی و جواد لاریجانی را مشخص کند و به رفتارهایی که با زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها می‌شود، پایان دهد.» که البته جمله آخر وی در مورد رفتار با زندانیان سیاسی و خانواده آنان در خبر خبرگزاری سپاه (فارس) سانسور شد!(+)
.
این بار دادستانی نامه داد: «این که آقای مطهری اقدام دادستانی در عمل به قانون را موجب وهن نظام دانسته مایه تاسف است زیرا آنچه موجب وهن نظام است اظهارات اخیر نامبرده و قائل بودن به مصونیت ویژه برای خود است.»(+)
.
در این بین البته جواد لاریجانی (برادر ِ داماد خانواده مطهری و برادر رییس قوه قضاییه و دبیر شورای حقوق بشر همین قوه) که نام او نیز در واکنش مطهری به اعلام جرم دادستانی آمده بود، موضع گیری کرد؛ هم برای بار اول به طور تلویحی، اختلاف در مورد زمین های زراعی خود را تایید کرد و البته گفت آماده احضار به دادگاه است، و هم گفت که رفتار بد ِ روتین شده با زندانیان کذب است و زندانی سیاسی هم نداریم!(+)
.
دوباره مطهری به دادستانی جواب داد که «سخن از "اقدام دادستانی در عمل به قانون" به میان آورده اید، در حالی که اقدام دادستانی در واقع جرم تراشی و محدود کردن آزادی بیان و دفاع از ابتذال فرهنگی بوده و استقلال مجلس و حریت و آزادگی نمایندگان را مخدوش و مجلس را تبدیل به نهادی فرمایشی می کند. اظهارات اخیر این بنده را نیز به "قائل بودن به مصونیت ویژه برای خود" معنی کرده اید، در حالی که این اظهارات به معنی زیر بار ظلم نرفتن و دفاع از حقوق ملت است نه قائل بودن به مصونیت ویژه برای خود، ضمن اینکه هر نماینده ای دارای مصونیت ویژه قضایی است تا بتواند به راحتی اظهار نظر کند.»(+)
.
در بین همه این مجادلات به نظرم دو نکته قابل توجه است:
.
نخست این که چرا دادستانی برای اعلام جرم علیه علی مطهری 40 روز تعلل کرده؟ آیا منتظر مانده که ماجرای گله و شکایت سپاه از علی مطهری سر همان نطق، تمام شود یا این که اثر فشار دولت 40 روز زمان برده یا هیچکدام؟
.
دوم این جمله علی مطهری است در نامه اش: «اینجانب به عنوان فرزند شهید آیت الله مطهری، حاصل عمر و پاره تن امام خمینی و شخصیت دوم انقلاب، به نوبه خود اجازه ایجاد انحراف درانقلاب را نخواهم داد و در این راه تا پایان جان ایستاده ام.»
.
(2)
شهید مطهری اظهار نظر معروفی دارد درباره تدریس مارکسیسم در دانشکده الهیات توسط استاد معتقد به مارکسیسم! می گوید: «یگانه دانشکده ای که صلاحیت دارد یک کرسی اختصاص به مارکسیسم بدهد این دانشکده است نه این که مارکسیسم یا بخش اعتقادی و فلسفی و منطقی اش (ماتریالیسم دیالکتیک) را یک استاد مسلمان تدریس کند، بلکه بروید استادی که واقعا مارکسیسم را شناخته باشد و مؤمن به مارکسیسم باشد، ماتریالیسم دیالکتیک را شناخته باشد و معتقد به آن باشد و مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد، به هر قیمتی شده پیدا کنید، حقوق گزاف به او بدهید بیاید در همین دانشکده ی الهیات اینها را تدریس کند. بعد ما هم می آییم، حرفی اگر داشته باشیم می گوییم و منطقمان را عرضه می داریم. هیچ کس هم مجبور نیست که منطق ما یا منطق آنها را بپذیرد. چرا مسئله را به این صورت در می آورید که در این دانشکده چون الهیات است مارکسیسم تدریس نشود. خیر، باید مارکسیسم تدریس شود و وسیله ی استادی هم تدریس شود که معتقد به مارکسیسم است؛ فقط جلو دروغگویی و حقه بازی را باید گرفت.»(+)
.
البته شهید مطهری نیست که ببیند این روزها اساتید دانشگاه را نه به خاطر «عدم اعتقاد به خدا»، که به بهانه های خیلی خیلی نازل تری از دانشگاه ها به دلایل مختلف بیرون می کنند. جلوی دروغگویی و حقه بازی هم بسته نیست.
.
راستی شما غیر از شهید مطهری چند ایدئولوگ انقلاب اسلامی را می شناسید که بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی، کتاب هایش را بلااستثنا تایید کرده باشد؟
.
(3)
امروز درست سی سال و یک هفته است که از ناپدید شدن احمد متوسلیان در لبنان می گذرد(+). یادم هست در یکی از کتاب های خاطرات جبهه و جنگ درباره او می خواندم که در مباحثات اعتقادی نقش مخالف را به عهده می گرفته و از دوستان اش می خواسته که با او بحث کنند و متقاعدش کنند که مثلا خدا هست! آدم پر و اهل بحث و نظری بوده. نوشته بود جایی که دوستانش کم می آوردند و عصبانی می شدند، می گفت مگر در قران خودتان نیامده که جدال احسن بکنید؟
.
متوسلیان هم نیست که این روزهای ما را ببیند.
.
راستی دیروز نهمین سالروز مرگ زهراکاظمی در زندان اوین بود. همان خبرنگاری که به اتهام عکاسی از تجمع خانواده زندانیان در مقابل اوین بازداشت شد  و چند روز بعد جنازه اش از زندان بیرون فرستاده شد. بعدتر دولت اعلام شد که دلیل مرگ او «برخورد جسم سخت به سر یا برخورد سر به جسم سخت» بوده! کمیته بررسی و تحقیق مجلس ششم در مورد قتل زهرا کاظمی در گزارش خود قاضی مرتضوی را به عنوان متهم ردیف اول این پرونده معرفی کرد و حتی برخی از نمایندگان خواستار برکناری او شدند. او هم اکنون رییس سازمان معظم تامین اجتماعی است.
.
راستی اگر متوسلیان زنده و سالم برگردد، که خدا کند بازگردد، با این روزهای ما چه می کند؟
.
(4)
فرزند شهید مطهری که می گوید «اینجانب به عنوان فرزند شهید آیت الله مطهری، حاصل عمر و پاره تن امام خمینی و شخصیت دوم انقلاب، به نوبه خود اجازه ایجاد انحراف در انقلاب را نخواهم داد و در این راه تا پایان جان ایستاده ام» ...  همین که تا حالا زنده است، خیلی از خدا عمر گرفته.
.
راستی یادتان هست امام خمینی گفته بود «مثل مدرّس ها را به مجلس بفرستید»؟
.
.