۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه

وقتی همه خوابیم


نویسنده مهمان: احسان الله
.

1) خبرش را حتما شنیده‌اید. قرار شده در ازای انتقال سهام پتروشیمی ها به قرارگاه خاتم الانبیاء، قرب کربلا فاز اول پروژه انتقال آب دریای خزر به سمنان را انجام دهد. آیا با یک آزادراه تهران شمال دیگر روبرو هستیم؟ که هنوز بعد از 25 سال پیشرفت فیزیکی اش بیش از سی درصد نیست؟ و پیشرفت مالی اش هم اصلا معلوم نیست؟ چه اساسا مشخص نیست مبلغ کل پروژه چقدر است و چه مقدار هزینه دیگر برای اتمام پروژه مورد نیاز است؟ (آن پروژه هم ابتدا به بنیاد مستضعفان سپرده شده بود و بعدا پای چینی ها هم به پروژه باز شد). آیا سرنوشتی مشابه پروژه "مصلای بزرگ تهران" قرار است تکرار شود؟ که در آن هم دویست میلیارد تومان هزینه شده انگار برای هیچ بوده که هنوز 800 میلیارد تومان دیگر هم برای اتمام پروژه طلب پیش بینی شده است! آیا سرنوشت این پروژه ها تکرار میشود؟ پاسخ این سوال در آینده مشخص خواهد شد.
.
2) این فقط بخشی از ماجراست. پروژه مذکور با شیوه ترک مناقصه و حذف سایر رقبا، و به شیوه ای کاملا رانتی و انحصاری به قرارگاه خاتم الانبیا داده شده است. البته نه اولین بار، و نه آخرین باری است که چنین اتفاقی میفتد. معایب این شیوه کاملا آشکار است. پیمانکارها و شرکت های بخش خصوصی که فاقد رانت و روابط خارج از موضوع هستند روز به روز ضعیف‌تر و بنیه مالی شان نحیف تر می شود. نتیجتا نه تنها توان این شرکت ها برای کار در داخل مرزهای ایران کاهش میابد، که قدرت رقابت با شرکت های ترک و چینی و اروپایی جهت انجام پروژه های عمرانی در کشورهای نفت خیز خاورمیانه و آسیای مرکزی را هم از دست میدهند (چنانچه در حال حاضر چنین اتفاقی رخ داده و شرکت های ایرانی قافیه را به رقبای عموما ترک خود باخته اند). دیگر اینکه مبلغ مورد نیاز برای اتمام این پروژه ها (بر خلاف پروژه های واگذار شده در مناقصه) در چهارچوب یک رقابت منصفانه تعیین نمی شود و اساسا هم رقمی برای انجام پروژه مشخص نمی شود. پیمانکار (یعنی قرارگاه خاتم) هر رقمی را که به ازای کار انجام شده طلب کند، کارفرما نهایتا با مقدار ناچیزی کاهش موظف به پرداخت آن است. در نهایت مبلغ قطعی پروژه از ابتدا معلوم نیست و رقمی نامحدود برای انجام پیمان در اختیار پیمانکار قرار میگیرد.
.
3)  هم اکنون صدها پروژه عمرانی در گوشه و کنار کشور در حال اجراست. و غیر از پروژه های در اختیار قرارگاه خاتم، به طور قطع و بی هیچ اغراقی میتوانم بگویم که تمام پروژه های دیگر در سطح کشور با محدودیت منابع مالی، بدهکاری کارفرمای دولتی به پیمانکار بابت کارهای انجام شده، تاخیر در پیشبرد پروژه ها، پیشرفت کار کمتر از ظرفیت واقعی و موجود و نتیجتا اتلاف منابع روبرو هستند. مجموع بدهی های دولت و زیرمجموعه هایش (وزارت نیرو، وزارت راه و مسکن، و ...) به پیمانکارها در سطح کشور بیش از ده هزار میلیارد تومان برآورد می شود. پروژه هایی که بعضا هر روز تاخیر در بهره برداری از آنها باعث زیان است. در چنین شرایطی چه نیازی است تا به جای اتمام پروژه های موجود، طرح جدیدی آغاز شود؟ طرحی که بسرعت از مرحله ارزشیابی به اجرا رسیده و هنوز جنبه های منفی آن کارشناسی نشده.
.
4) اینها فقط بخشی از این ماجرا است. بخش دیگر انتقال سهام پتروشیمی به قرارگاه خاتم است. این انتقال سهام با چه قیمتی صورت میگیرد؟ اینجا هم هیچ رقیبی برای خرید سهام موجود نیست. امکانش نبود این سهام در بورس به بالاترین قیمت عرضه می شد و پول حاصل به این پروژه اختصاص داده می شد؟ قرار بود سهام شرکتهای دولتی در راستای اجرای تفسیریه اصل 44 قانون اساسی به بخش خصوصی انتقال داده شود. حال یک نهاد به ظاهر نظامی (و اکنون تبدیل شده به یک نهاد اقتصادی _ انحصاری) سهام دولت را در اختیار خود می گیرد. در این میان بجای منافع ملی، منفعت چه گروه هایی در نظر گرفته شده؟
.
5)  در این میان ناگوارتر از همه، بی اطلاعی و رخوت عموم مردمان جامعه نسبت به این اخبار است. از گروه اندک موافق و مخالف فعال که بگذریم، عموم مردمان گویا درگیر در چنبره هزارتوی مشکلات اقتصادی و معیشتی، هر روز با دغدغه هایی چون گرانی مواد غذایی، افزایش اجاره مسکن، نرخ دلار و طلا، انصراف و عدم انصراف از دریافت یارانه وگرفتن وام و کمک هزینه و دریافت حقوق روبرو هستند، و خلاصه درگیر بیرون کشیدن گلیم خود از این وضعیت نابسامان اند. در سطح رسانه های عمومی و سراسری هیچ بحث گسترده ای پیرامون این اخبار شکل نمی گیرد. هیچ کوران نقد و نظری بوجود نمی اید. در اینجا اساسا چیزی به نام افکار عمومی شکل نمی گیرد.
.
.
.