۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

باطل السّحر

دیگر این داس ِ خموشی تان زنگار گرفت
به عبث هر چه درو کردید آواز ِ مرا
باز هم
سبزتر از پیش،
می بالد، آوازم
هر چه در جعبه جادو، دارید
به در آرید که من
باطل السّحر شما را، همگی، می دانم
سخنم، باطل السّحر شماست.

شفیعی کدکنی - 1351
*

این وبلاگ ناقابل، شامگاه نهم آبان برای بار دوازدهم فیلتر شد

۱۴ نظر:

  1. خیلی چسبید جناب معینی
    هم شعر استاد هم سرعت عمل شما

    پاسخ دادنحذف
  2. http://dalghakirani.blogspot.com/2010/10/blog-post_31.html

    پاسخ دادنحذف
  3. هزاران درود.
    و چه شعر زیبایی.

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام عرض شد

    فتنه ی ابوذرتان را بر روی فیسبوک شیر کرده بودم....

    میخوانم اینجا را رفیق... بنویسید و از زاویه ی نگاه زیباتان نصیبمان دهید... سخنم باطل السحر شماست.....

    پاسخ دادنحذف
  5. درود بر همت بلندتان .
    همواره پایدار باشید و سربلند.

    پاسخ دادنحذف
  6. پای تكبیر ِ درخت، رقص باران بنویس
    و اکر چتری نیست،كمی آسان بنویس
    سجده ی قامت برگ ، ریشه در رقص قنوت
    شاخه در حال ركوع، مشق ایمان بنویس
    از فلوتی كه خدا، می نوازد آرام
    روی نت های قنوت ، درس انسان بنویس
    كوچه را دور بزن، كوچه ها منحنی اند
    فرمِ این حادثه را ، شکل ِمیدان بنویس
    زنگِ فریاد سكوت ، در هوا پیچیده ست
    گوش كن همهمه را، كمی از آن بنویس
    فصل ناهنجاریست، فصل بی برگی ِ باغ
    خشكسالیست ولی، تو فراوان بنویس

    پاسخ دادنحذف
  7. ها ها ها ها .. بخند به ریششون خیلی حقیرن.. سرت سلامت برادر
    ما هستیم :)

    پاسخ دادنحذف
  8. به نظر می رسد برادران یک نفر را اختصاصی برای وبلاگ شما گماشته اند که همین که باز می کنید فیلترش می کند

    پاسخ دادنحذف
  9. فوققق العاده بود. شعر بي نظيري بود و بسيار به جا... خستگي از تنمان بيرون شد

    پاسخ دادنحذف
  10. خیلی دنبال آدرس جدید وبلاگتون گشتم تا پیداش کردم. از همین الان آدرس خانه ی بعدی را بنویسید.

    پاسخ دادنحذف
  11. همراهی تان نعمتی است پر بها ... درود بر شما

    پاسخ دادنحذف