۱۴۰۵ تیر ۱, دوشنبه

آن‌چه مهدی بازرگان و عزت‌الله سحابی به آن رسیدند

 .

«مهدی بازرگان به عنوان یکی از پدران فکری جریان ملی-مذهبی در آخرین سال‌های حیات خود سخت دلمشغول جایگاه دین در زندگی سیاسی دینداران بوده و با توجه به تجربه خود از روند بروز مشکلات در جامعه ایران، دیانت را مختص ایمان به خداوند و باور به حیات اخروی بشر دانسته و از حوزه اداره جوامع جدا کرده است. بازرگان همچنین با بیان این جمله که وی، به خلاف آیت الله خمینی، «اسلام را برای ایران» می‌خواهد، از میراث آنچه اسلام سیاسی نام گرفته به طور کامل گسسته است. نیروهای ملی-مذهبی و حتی اعضای نهضت آزادی ایران به پیگیری بحثی که بازرگان دراین زمینه به اختصار مطرح کرده بود علاقه‌ای نشان ندادند و بعضاً با توجیه یا رد تلویحی آن، از کنارش عبور کردند. با این حال عزت‌الله سحابی به عنوان چهره صاحب‌نام طیف ملی-مذهبی در واپسین سال‌های عمر خود با چنان شدتی از سرنوشت ایران دل‌نگران بود که بدون وارد شدن به بحث‌های نظری، از مخاطبانش می‌خواست که حفظ اسلام را به خدا واگذار کنند و در پی حفظ ایران برآیند. او مرتب نگران «ظرفی به نام ایران»بود؛ ظرفی که در صورت شکستن آن، استمرار حیات جامعه و تمدن ایرانی بی‌معنا خواهد شد.»



 الزامات سیاست در عصر ملت-دولت - نوشته احمد زیدآبادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر