
خنده ... خندیدن ... خنداندن ... لبخند؛ همه و همه "سخت" می شود؛ وقتی مثلا می خوانی "نوری زاد" را در زندان به قصد کشت زده اند و تو آن قدر ضعیفی که کاری از دستت بر نمی آید؛ جز نخندیدن، نخنداندن و شاید بغضی در گلو و اشکی بر گوشه چشم و چند سطر، "نوشتن". دارم فکر می کنم در آن لحظه های مشت و لگد، خدا، خدای نوری زاد، بر آن خدایگان مشت و لگدِ زندان، چرا رحم نکرد که بدانند "اوین"، و همه زندان ها بشرساز، فقط مال همین دنیاست؟
*
آپ دیت دوم: بی انصافی است خوشی شنیدن خبر دیدار شخص دادستان تهران را با نوری زاد و پناهی بروز ندهیم؛ هر چند سخت است، خیلی سخت که باور کنیم "محمد نوريزاد از سلامت جسماني خوبي نيز برخوردار است (+)" وقتی همسر نوری زاد به نقل از او گفته باشد "سه روز دیگر بیایید جنازه مرا ببرید"
عجیب به دلم نشسته این لقب "حر جنبش سبز" برای این آزادمرد ...
پاسخ دادنحذفدر ستايش آزاده گي اين بزرگ مرد چه مي توان گفت ؟
پاسخ دادنحذفدرود بر نوريزاد، كه به قول ميرحسين عزيز، تاوان حقگویی اش را میپردازد.
پاسخ دادنحذفوای بر کسانی که هر گونه ظلمي را روا می دانند و جواب قلم را با زندان و سرکوب و شکنجه می دهند.
من یه طرح دارم.هنوز اونقدر ناتوان نیستیم.بهم بگید با کی باید مطرح کنم؟لطفا"زود.کسی هست که برای اطلاع رسانی سریع یه طرح باهاش تماس بگیرم؟من منتظرم
پاسخ دادنحذفمن منتظرم.تلاش برای حفظ آرامش ممکنه ولی برای سکوت غیرممکن وبی نتیجه اس.من پای کامپیوتر نشسته ام و منتظر جواب شمام.ممکنه اگه نتونم راهنمایی درستی بگیرم یه فکر خوب رو خراب کنم
پاسخ دادنحذفبراي اينكه خيلي فرق هست بين اعتقاد قلبي و واقعي داشتن به خدا يا خدا خدا كردن هاي مصلحتي و هر كاري خواستن كردن به اسم خدا!!
پاسخ دادنحذفشهرزاد
ک . غ. عزیز! برام یه ایمیل بفرست
پاسخ دادنحذفmoeeni_m@yahoo.com
سلام
پاسخ دادنحذفتازه آقاي ابطحي هم مورد سوئقصد قرار گرفته در زير بازارچه شهر ري كه جان سالم به دد برده.
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم...
پاسخ دادنحذفhttp://www.facebook.com/photo.php?pid=30596610&id=1431577850
پاسخ دادنحذف"ای تویی که کتک زدنت تفریح است و هیچ واکنشی بر نمی انگیزد"
پاسخ دادنحذفاول که اینو دیدم فکر کردم برای نوری زاد نوشته شده و به جهت سرزنش خودمون.کمی پایینتر اصل مقاله چیز دیگه ای می گفت.اما واقعا" از کدوم واکنش گفته بود؟!
من منتظرم