
چینی ها روش جالبی برای قالب کردن اجناس بنجل شان به مردم دارند؛ حتما همه شما با نمونه های فراوان آن روبرو شده اید؛ برند یا لوگوی یک شرکت معتبر تولیدی را با تغییراتی جزیی عمدتا در کلمات میانی اش، بدون آن که در نگاه اول کسی متوجه تغییر شود، روی اجناس تقلبی و بی کیفیت خود چاپ و سپس راهی بازار می کنند. مثلا شبیه "تفال" جنس تولید می کنند و اسمش را می گذارند: "تیفال"، "سَمسونگ" به جای "سامسونگ" و نمونه های فراوان دیگر ... اصولگرایان وطنی هم در عرصه سیاست عین همین کار چینی ها را تکرار می کنند؛ انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، چکاد آزاد اندیشان، جنبش اصلاحات، جمعیت ایران فردا، اصلاح طلبان جوان و ... ده ها عنوان دیگر نمونه ی کوچکی از موازی سازی ها این جریان با دیگر رقبای سیاسی است (اینجا) ... امروز فارس خبری منتشر کرد مبنی بر تشکیل "انجمن صنفی روزنامه نگاران و خبرنگاران ایران" با مشارکت خبرنگاران روزنامه ها و خبرگزاری های اصولگرایی چون کیهان و رسالت و فارس و مهر. اگر یادتان نرفته باشد "انجمن صنفی روزنامه نگران ایران" تشکلی صنفی با حضور روزنامه نگاران اصلاح طلب بود که سال ها قبل تشکیل شده بود ... چنین است که اصولگرایان وطنی از تقلب اقتصادی کمونیست های چینی در عرصه سیاست خود را بی بهره نمی گذارند! /ا
گمان نمي كنم نمونه اي كه گفتيد مثال مناسبي باشد . توليد كنندگان اجناس چيني همانطور كه گفتيد سعي مي كنند نام كالايشان را مشابه نام ماركي شناخته شده قرار دهند اما :
پاسخ دادنحذفچينيها به اين صورت اجناس بنجل خودشان را قالب نمي كنند چراكه با توجه به قيمت مناسب اجناس چيني همان جنس با همان كيفيت با همين قيمت بدون شك فروش مي رفت و اين تشابه نام به دلايل حرفه اي ديگر انجام مي شود . نخست ارضاي آندسته از خريداراني كه به مارك بيش از كيفيت اهميت مي دهند و با آنكه مي دانند خريدار محصولي اورژينال نيستند اما به همين تشابه اكتفا مي كنند تا مجبور به پرداخت هزينه بيشتر نباشند و دليل ديگر ابداع يك روش كم هزينه است براي تبليغات كالا كه به طور مثال وقتي نام يك كالا نزديك به نام سامسونگ انتخاب مي شود خريدار مي داند كه اين جنس تقلبي چيني از روي نمونه اورژينال متعلق به شركت سامسونگ كپي برداري شده است و به اين طريق عمل غير اخلاقي فرار از قانون كپي رايت به اين طريق جبران مي شود .
در واقع تفاوت است ميان كپي و مصادره و آنچه اصولگرايان و فراتر از آن سيستم حاكم مورد استفاده قرار مي دهد شيوه مصادره است . براي شناخت اجناس چيني از اصل روشي بسيار ساده وجود دارد و آن نگاه به نام كشور سازنده است . اما چگونه مي توان مزخرفات كسي را كه به عنوان نماينده انجمن اسلامي دانشگاه ... در برابر يك مقام رسمي سخنراني مي كند و از صدا و سيما براي يك ملت پخش مي شود را از اصل شناخت ؟ . يك مثال ساده تر : كودكانه شهيار قنبري را پس از زنده ياد فرهاد ديگران هم خواندند و گرچه اين بازخواني در بيشتر موارد غير حرفه اي بود اما نه تنها از ارزش نمونه اصيل آن كم نكرد كه برعكس صداي فرهاد هر روز زنده تر شد اما اين طرف صدا و سيما همان شعر را با همان موسيقي و همان صداي اورژينال پخش مي كند منتها روي تصاويري در جهت مخالف . به اين طريق اثر را مصادره مي كند و نه كپي . روشي نه تنها غير حرفه اي كه به شدت عير اخلاقي . در ضمن همانطور كه گفتم خريدار جنس چيني در اين معامله به اندازه توليد كننده سهيم استچراكه هر دو طرف توافق كرده اند خريد و فروش يك نمونه كپي شده را با قيمتي كمتر اما در اين شيوه دوم تنها هدف فريب مخاطب است و بس ....
ببخش طولاني شد
خیلی خیلی قشنگ این دو موضوع رو به هم ربط دادی! تحسین میکنمت
پاسخ دادنحذف