۱۴۰۲ بهمن ۱۱, چهارشنبه

سیروس میانجی دروغ می‌گوید؟

 

 


.

نام: سیروس میانجی (سمت راست)

سمت/سوابق: دبیر انجمن سرب و روی ایران، کارشناس ‫مواد و فلزات، مدیرکل (سابق) صمت زنجان

ادعا: زنجان به هیچ عنوان جزو استان‌های نخست کشور در سرطان نیست و جزو استان‌های میانی است.

زمان ادعا: هفته گذشته

.

نام: رضا ملک‌زاده

سمت/سوابق: فوق تخصص گوارش و کبد، استاد دانشگاه، معاون (سابق) تحقیقات وزارت بهداشت، وزیر سابق بهداشت، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی

ادعا (طبق آمار «نظام ثبت سرطان ایران»): سه استان یزد، زنجان و آذربایجان غربی استان‌های پیش‌تاز در کل ده سرطان شایع مردان‌اند.

زمان ادعا: سال ۹۸

 


 

نکته: تنها در یک صورت می‌توان باور کرد که "سیروس میانجی" دروغگو نیست و از آب و جارو کردن مغازه صنعت سرب و روی، قصد فریب همسایگان را ندارد؛ این که مثل دکتر ملک‌زاده با اتکای به آمار رسمی ثابت و اعلام کند طی چهار سال گذشته رتبه زنجان در سرطان تنزل خارق‌العاده‌ای یافته و از رتبه دو مثلا به رتبه پانزده رسیده است!

ره دیگری سراغ دارید؟

 

به جهنم جهنمی‌تری خو دادندمان

 

تا همین پانزده-شانزده پیش، غصه بزرگ، آلایندگی و سم‌پاشی مجتمع سرب و روی (واقع در کیلومتر ۱۵ جاده زنجان-قزوین) بود؛ در خیال‌مان جهنمی بود آنجا. و بود و لابد هنوز هم هست! حالا چند وقتی است وحشت آلایندگی «شهرک روی» که هم بزرگ‌تر است و هم ده کیلومتر نزدیک‌تر به شهر نیم‌میلیون نفری زنجان، آن جهنم را اساسا از یادمان برده! واحدهای پراکنده در شهرستان‌های ایجرود و ماهنشان که کلا گم‌اند!

 

به جهنم جهنمی‌تری خو دادندمان.

.

تصاویر، مطالب و گزارش‌هایی است که زمستان ۸۳ (نوزده سال قبل) در پیام زنجان کار کردیم؛ وقتی هنوز شعله‌های آتش سوزان شهرک روی قد نگرفته بودند.

 









 

۱۴۰۲ بهمن ۱۰, سه‌شنبه

«جلال اهل اندیشه نبود. جلال اهل اعتراض بود»

 

 


 حاتم قادری:

 

«جلال اهل اندیشه نبود. جلال اهل اعتراض بود، دوست داشت اصطلاح و ترمی را بگیرد و از تولید به مصرف برساند ]مثل: غرب‌زدگی[ ... کار بلندمدت نمی‌خواست بکند. در آن فضا کسانی که می‌گفتند باید کار فرهنگی بلندمدت بکنیم، مورد تمسخر قرار می‌گرفتند ]...[ همان زمان که جلال غرب‌زدگی را می‌نوشت کتاب "مرجعیت و روحانیت" منتشر شد که مجموعه‌ای از مقالات بود و به نظرم کتاب بسیار موثری در بحث‌های معرفتی بود. آقای مطهری در مقاله‌اش در این کتاب بحث فوق‌العاده مهمی می‌کند و می‌گوید چرا فتوای مرجعی که برای روستاست، بوی روستا می‌دهد و فتوای مرجع شهری، بوی شهر می‌دهد. روی این ایده سال‌ها از زاویه‌های مختلف می‌توانید کار کنید و حرف بزنید تا به حل یک بحران معرفتی منتهی شود اما در فضای ]کتاب[ غرب‌زدگی همه این بحث‌های معرفتی فوت شد و به هوا رفت به دلیل رادیکالیسم سیاسی که ایجاد شد.»


مجله اندیشه‌پویا، ش۸۸، ص۷۵