ه‍.ش. ۱۳۹۳ مهر ۴, جمعه

این همه لجوج، این همه بزدل






از صورت بی‌لبخند و روح نخست وزیر انگلیس در جریان نخستین ملاقات روسای قوای مجریه ایران و انگلیس طی سی و شش سال اخیر که بگذاریم، اظهارات انتقادی دیوید کامرون علیه جمهوری اسلامی ایران بعد از این ملاقات کافی بود تا سیاست خارجی تعامل‌مدار و تنش‌زدای دولت حسن روحانی در داخل کشور و توسط جریان‌های سیاسی رقیب دولت زیر سئوال برود و مورد استهزا قرار بگیرد.
.
در این مواجهه، به طور روشنی، مدار حرکت، «لجاجت» است.
در حالی که «نظام» باور دارد انرژی هسته‌ای تنها حلقه‌ای از زنجیره تقابل دائمی غرب و ایران است و در پی بروز نشانه‌های از باز شدن گره کور آن، نوبت به تقابل در حوزه «حقوق بشر» خواهد رسید، درست در آستانه سفر روحانی به نیویورک، ابتدا معاون اولیه قوه قضاییه به دولت التیماتوم فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی می‌دهد و مقامات «در هر رده» را تهدید به برخورد می‌کند، و سپس با فاصله کمی و درست همزمان با ورود روحانی به نیویورک، یک زندانی عقیدتی که از سال‌ها قبل زندانی است، اعدام می‌شود. چه فیلترینگ و چه اعدام‌های سیاسی – عقیدتی، همیشه با حساسیت (به حق یا ناحق) غرب مواجه بوده و قوه قضاییه نیز دقیقا در آستانه فراهم شدن امکان تعامل رییس قوه مجریه با همتایان خود، با این دو اقدام بی‌اعتنایی به ارزش‌های (مورد تاکید و ادعای) غرب را در مقوله حقوق بشر، به رخ می‌کشد. این رفتار به طور طبیعی جبهه کسانی را که مدعی‌اند «جمهوری اسلامی ایران درست بشو نیست»، تقویت می‌کند همان طور که رفتار نخست وزیر انگلیس در جریان ملاقات با روحانی و بعد از آن، جبهه کسانی را که مدعی‌اند «غرب درست بشو نیست»!
.
«کاسبان دشمنی» در هر دو سوی میدان، لجاجت را از کف بر زمین نمی‌گذارند و در حالی که ارتباط غرب پیشرو در علم و اقتصاد و ایران متنفذ در منطقه می‌تواند از جمله اقتصاد افلیج و به شدت آسیب‌دیده و زندگی ایران و ایرانی را بهبود بخشد، به کنترل افراطی‌گری در خاورمیانه نیز  منجر شود که از قبل آن شیاطینی از جنس داعش بروز و ظهور نکنند.
.
توماس مان، نویسنده شهیر آلمانی گفته بود: «جنگ یک جور فرار بزدلانه از سختی‌های صلح است»؛ و ما این روزها بزدل‌های زیادی را در هر دو سو به چشم می‌بینیم.
.
پ.ن 1: در مورد ادعای لکه دار شدن عزت، اینجا (+) را بخوانید
 پ.ن 2: در مورد پا روی پا انداختن دیوید کامرون هم اینجا (+) را
.