۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

از گله والدین تا "تیان آن من"


از دیروز که بیانیه شانزدهم میرحسین را خوانده ام تا همین چند دقیقه قبل اش، دستم به نوشتن نمی رفت از بس حیفم می آمد مطلبی جز درباره آن بنویسم؛ آن قدر که این بیانیه حرف برای گفتن و نوشتن دارد، مانده بودم از کدام درش بنویسم! ... امروز اظهارات دادستان کشور، محسنی اژه ای، بوی بدی می داد و ننوشتن را حرامم کرد؛ او گفته که "تكرار مي‌كنم دستگاه قضايي مقداري خويشتن‌داري كرد و نيروهاي انتظامي و امنيتي خويشتن‌داري كردند تا دست دشمن براي آنها آشكارتر شود ولي از امروز به بعد اين اغماض صورت نخواهد گرفت چون قضيه روشن است ... والدين مواظب باشند فرزندانشان فريب شعارهاي دو پهلو و رسانه‌هاي بيگانه را نخورند و اگر فريب خوردند گله‌اي از كسي نداشته باشند" ... حالا جدای از این که باید معلوم شود همزمان با آن مقداری خویشتنداری های (!) شش ماه گذشته، گله که نه؛ همان "ضجّه" والدین چقدر برای آقایان اهمیت داشته، به طور غریبی سرمقاله صفار هرندی در سرمقاله کیهان هفت سال و نیم قبل یادم می آید و آزارم می دهد، به خصوص که روز دانشجو، دانشجویان مرزهای جدیدی را درنوردیدند. صفار هرندی در فروردین ماه سال 81 در آستانه سفر رییس جمهور وقت چین به ایران نوشت: "واقعه تلخ میدان "تیان آن من" که به ریخته شدن خون تعداد زیادی از جوانان و دانشجویان چینی منجر شد اگر چه فاجعه ای انسانی باید به شمار آید اما از آن رو که این قاطعیت برخورد منجر به قطع دخالت بیگانه در سرنوشت بیش از یک میلیارد انسان چینی می شد به مثابه مرهمی بود که تلخی آن را باید به خاطر شفای بعدی اش تحمل می کردند و چنین هم شد ..." (+).