ه‍.ش. ۱۳۹۳ شهریور ۲۸, جمعه

او نود درصد اعتقاد داشت



اتهام دوری گزینی از مبارزه با نظام شاهنشاهی ظاهرا همچنان آیت‌الله مصباح و هوادارانش را آزار می‌دهد. پیشتر بارها از جمله عنوان شده که «چرا در میان صدها اعلامیه‌ای که از سال 50 تا 57 امضا شده، یک اعلامیه با امضای جناب آقای مصباح دیده نمی‌شود؟»(+) اما این بار پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله، در واکنش به این اتهامات متنی منتشر کرده و در آن به نقل از وی نوشته: «کمک‌هاي آقاي هاشمي به منافقين را نيز نبايد فراموش کرد. چه پول‌هايي که به آن‌ها داد.»
.
ماجرای اخیر چگونه آغاز شده؟
.
روزنامه شرق در شماره دیروز خود در این باره نوشته:
.
«نقل خاطره آیت‌الله هاشمی از دوران مبارزه با رژیم شاه، اگرچه بدون اشاره به‌نام فردی خاص منتشر شد، اما ضمیر، مرجع خود را یافت و روز گذشته، دفتر آیت‌الله مصباح‌یزدی با انتشار بخش‌های منتشرنشده‌ای از سخنان این روحانی سرشناس قم، هم ماجرای دیدار مورداشاره هاشمی را به روایت مصباح منتشر کرد و هم بار دیگر ماجرای اسلامگرایان چپگرا و انقلابی دهه‌های 40 و 50 ایران را به صدر اخبار آورد. ماجرا از آنجا آغاز شد که سایت آیت‌الله هاشمی، سه‌شنبه، حاشیه‌های دیدار رییس مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام و خانواده شهید قدوسی را منتشر کرد؛ دیداری که در آن، هاشمی با نقل خاطره‌ای از سال48 گفته بود: «دونفری – به‌ اتفاق آقای خامنه‌ای- صبحانه رفتیم منزل آقای قدوسی. این آقا هم آنجا بود. نشستیم تا ظهر با او بحث کردیم تا قانعش کنیم برای ادامه مبارزه. آخرش هم گفت من مبارزه با شاه را حرام می‌دانم! آقای خامنه‌ای از او پرسیدند: دلیلت چیه؟ آن آقا در جواب گفته بود: مبارزه‌ای که مجاهدین و چپی‌ها در آن باشند، حرام است! آقای خامنه‌ای هم به تلخی به او گفته بود: اگر اهل مبارزه نیستی، خب مبارزه نکن ولی لااقل مبارزه را با این حرف‌ها خراب نکن! ... از کم‌فروشی این آقا، کار به‌جایی رسید که رهبری 10 سال - تا ابتدای انقلاب - با او قهر بودند.» ... بیان این جملات کافی بود تا روز گذشته (چهارشنبه)، سایت دفتر آیت‌الله مصباح، بخش‌های منتشرنشده‌ای از صحبت‌های مصباح با مرحوم عسگراولادی را منتشر کند؛ سخنانی که به نوشته دفتر مصباح، یازدهم آبان‌ماه سال90 و در جریان ملاقات عسگراولادی با او بیان شده و در میان این صحبت‌ها، مصباح با اشاره به مبارزات پیش از انقلاب گفته: «پیش از پیروزی انقلاب، مقام‌معظم‌رهبری و آقای هاشمی‌رفسنجانی توسط آقای قدوسی وقتی تعیین کردند که برای صبحانه به منزل ما تشریف می‌آورند. در آن جلسه صبحانه غیر از این دو بزرگوار، شخص دیگری نبود. آقای هاشمی عنان سخن را به دست گرفتند و از اینجا شروع کردند که ما سال‌ها با هم همکاری‌های فرهنگی و سیاسی داشتیم، اما مدتی است که تو کنار کشیدی و با ما نیستی ... ما باید با تمام گروه‌هایی که ضد امپریالیسم هستند از مارکسیست‌ها، مجاهدین، طرفداران شریعتی تا طرفداران صالحی نجف‌آبادی و دیگران اتحاد داشته باشیم و مخالفت را کنار بگذاریم و فقط با امپریالیسم مبارزه کنیم! گفتم: مطرح‌کردن صالحی که دیگر معنا ندارد، ولی از من چه می‌خواهید و پیشنهادتان چیست؟ گفتند: بیا و با مجاهدین همکاری کن! گفتند: نماز شبشان ترک نمی‌شود، ماهانه 12 هزارتومان حقوق می‌گیرند و از این مقدار فقط 500 تومانش را مصرف و بقیه‌اش را صرف مبارزه می‌کنند، چنینند و چنانند. گفتم: همه اینها را که فرمودید درست است، اما برای شما حجت است و برای من حجت نیست. من تا کسی را نشناسم که برای اسلام کار می‌کند، با او همکاری نمی‌کنم. از اول تا آخر این گفت‌وگو مقام‌معظم‌رهبری هم نشسته بودند و هیچ نمی‌گفتند و فقط صحبت‌های آقای هاشمی بود و جواب‌های بنده. پس از این گفت‌وگو آقای هاشمی با ناراحتی منزل ما را ترک کردند و رفتند.» اما در ادامه این روایت از قول مصباح روی مساله کمک هاشمی به سازمانی که در بدو تاسیس و تا قبل از تغییر ایدئولوژی، با عنوان «مجاهدین خلق» شناخته می‌شد تاکید شده و آمده: «کمک‌های آقای هاشمی به منافقین را نیز نباید فراموش کرد. چه پول‌هایی که به آنها داد. در حال حاضر هم نمی‌گویم که آنها کار بدی کردند. شاید وظیفه‌شان در آن شرایط همان بود، اما من چون حجتی نداشتم، مشارکت نکردم.»
.
یک بی‌اخلاقی 
.
استفاده از لفظ «منافقین» کنار نام «هاشمی»، خباثت و بی‌اخلاقی واضحی بود. همه قرائن نشان می‌دهد پشتیبانی امثال رفسنجانی از سازمان مجاهدین خلق به پیش از سال 54 و تغییر ایدئولوژی و چپ‌گرایی این سازمان بر می‌گردد. این رفتار حتی با واکنش منفی سایت اصولگرای «الف» هم مواجه شده. این وبسایت از جمله در این باره نوشته: «با توجه به دستگیری آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۵۲ معلوم است که آن ملاقات مربوط به همان اوایل ماجراست و ایشان پس از رسوایی نفاق، در زندان علیه آنان موضع داشت. این نحوه خاطره گویی که به سوء برداشت نسبت به وضع حال بزرگان نهضت منجر میشود مفید به حال انقلاب و اسلام نیست.»
.
دیگر شبهات روایت مصباح
.
«الف» شبهاتی بر روایت آیت الله مصباح از این دیدار وارد کرده که از جمله شاید مهم‌ترین آن این باشد:
.
«آیا شهید قدوسی که وقت ملاقات را ترتیب دادند و مقام رهبری که همراه آقای هاشمی بودند، از محتوای صحبت های آقای هاشمی اطلاع داشته اند یا خیر. علی‌القاعده باید از کلیات صحبت‌های آقای هاشمی اطلاع می‌داشتند در غیر اینصورت از آقای هاشمی می‌خواستند که به تنهائی به ملاقات آقای مصباح بروند. لذا بطور طبیعی می‌باید این دو بزرگوار نیز موافق مواضع آقای هاشمی بوده و یا حداقل مخالف نبوده باشند. این نکته را می‌توان از طریق دیگر نیز متوجه شد و آن سکوت حضرت آیت‌الله خامنه ای در طول این ملاقات است. علی‌القاعده اگر مقام رهبری با صحبت های آقای هاشمی (به این گونه ای که آقای مصباح نقل کردند) مخالفت داشتند، در طول ملاقات آنرا بیان می کردند نه اینکه با سکوت خود آنرا تائید ضمنی نمایند. آقای مصباح فرمودند که آقای هاشمی همکاری با مارکیست ها را هم جایز می‌دانستند! حضرت امام، آقای هاشمی را خیلی خوب می‌شناختند. اگر سابقه هاشمی این بود، آن همه حمایت امام از ایشان و حمایت رهبری چرا وجود داشته است؟»
.
سئوال از هواخواهان آیت‌الله
.
طی روزهای اخیر، برخی هواخوان آیت‌الله مصباح یزدی با استناد به روایت وی از دیدار پیش گفته، بر «تیزهوشی» وی در شناخت پیش از موعد سازمان مجاهدین خلق در چهل سال قبل تاکید کرده‌اند؛ تاکیدی که در مورد شناخت پیش از موعد احمدی‌نژاد در همین نه سال قبل، امکان توسل به آن وجود ندارد! شاید ضروری باشد هواخواهان آیت‌الله در مورد تیزهوشی‌های اخیر وی نیز مستنداتی تدارک ببینند. شاید بخواهند از یادها ببرند که وقتی «احمدی‌نژاد واقعی» در کمتر از چهار سال خود را نشان داد، به ناچار «آیت‌الله‌شان» گفت: «بیش از 90 درصد معتقدم احمدی‌نژاد سحر شده است.»(+)
.
.
پ.ن: قبلا درباره آیت‌الله مصباح اینجا نوشته بودم: «آیت‌الله مصباح را کجا نشاندند و الان کجاست؟»
.
.