۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

شاهین نجفی؛ صد افسوس و یک امید


تعداد هنرمندانی که، به صراحت، با ابزار هنر، اوضاع جاری جامعه را مورد توجه قرار می دهند و نقد می کنند، خیلی کم است. اگر این هنر «موسیقی» باشد، بسی کمتر است؛ عموما در جاده دلدادگی و قربان صدقه رفتن، و یا نفرین معشوق، مسافر جابجا می کنند. فیگورهای تهوع آور می گیرند و فن پیج هایشان را بالا و پایین می کنند؛ این سوی مرز باشند یا آن سو. «شاهین نجفی» یکی از آن «خیلی کم»هاست؛ از آن هایی که بی خیال جامعه و مردم نیستند. اما از وقتی «نقی» را خواند، و همین چند روز قبل آن را منتشر کرد، انگار خودش را هم تمام کرد، آب ریخت به آسیاب کسانی که نان شان همیشه توی روغن مقدسات است. او به شکل رکیکی به مقدسات انسان هایی توهین کرده که چون او فکر نمی کنند. بزک کردن توهین با ادعای «نقد» هم، همان کاری است که امثال صدا و سیما و کیهان را به خاطر همان، همواره ژست مداران ِ آزادی خواه، محکوم کرده اند و تقبیح. شاهین نجفی برای تقدس زدایی از باورهای مردم و مخاطبانش، که ظاهرا به آن معتقد است، شجاعتی احمقانه به خرج داده. صد افسوس که شاهین نجفی حالا تمام شده، به دست خودش یا کسانی که فریب شان را خورده، اما امید که به زودی جبران کند و دوباره متولد شود؛ جبهه هنرمندانی که درد مردم را می بینند، نفر خیلی خیلی کم دارد.
.
*
حاشیه: همین چند روز قبل بنفشه جمالی عزیز، در دفاع از حقوق افغانی های مقیم ایران، نقل خاطره ای کرده و نوشته بود(+): «سال 84 بود که شهاب برادرم برای ادامه تحصیل به کانادا رفت، در خونه پیرزن و پیرمرد کانادایی به عنوان مستأجر اقامت کرد. مرد، بازنشسته  اداره پلیس یکی از ایالت های کانادا بود. شهاب هم  پسر دانشجوی کم سن و سالی بود که به کشور دیگه ای مهاجرت کرده و از طرف دولت این کشور بورسیه شده و قرار بود از امکانات این کشور و مردمانش استفاده کنه ...  یادمه سال اولی که  هنوز اونقدر با خلق و خوی مردم کانادا و فرهنگشون آشنا نشده بود، خیلی با تعجب تعریف می کرد که وقتی که  اون خانواده مسیحی، می خواستند برای جشن کریسمس یه درخت کاج جلوی در خونشون بذارند؛ اول اومدند و از اون که می دونستند  مسلمون هست، اجازه گرفتند و پرسیدند که آیا این درخت کریسمس که می خواند جلوی در خونه بزارند به عنوان یه مسلمون، ناراحتش نمی کنه! ...»
.
.
این پست و کامنت ها در گوگل پلاس(+)
این پست و کامنت ها در فیس بوک(+)
.
مرتبط: 
سیبستان: حق تمسخر و تحقیر محفوظ نیست(+)