۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

تحریم؛ راه یا بیراه


موضوع: هیلاری کلینتون در یک مصاحبه زنده با بی.بی.سی فارسی گفت که دولت ایالات متحده به علت درخواست رهبران جنبش سبز و ایرانیان حامی آن در خارج از کشور، از اعتراض‌ها در ایران حمایت نکرد. او با اشاره به تجربه لیبی، ابراز امیدواری کرد در آینده معترضان ایرانی از کشورهای خارجی درخواست کمک کنند.
.
وی در پاسخ به سوالی که آمریکا را به سکوت در برابر نقض حقوق بشر در سی سال گذشته از سوی جمهوری اسلامی و همین‌طور حمایت‌نکردن از جنبش سبز متهم کرد، گفت: برای ما وضعیت بسیار دشواری بود. ما دوست داشتیم به نفع تحولات داخل ایران حرکت کنیم اما به ما هشدار داده می‌شد که حمایت آمریکا می‌تواند امنیت معترضان و اعتبار را به خطر بیندازد و آرمان‌های جنبش سبز نقض شود … فکر کنم اگر باز هم این اتفاق در ایران بیفتد و اعتراضاتی شکل بگیرد، این بار مخالفان خودشان اعلام می‌کنند که ما از جهان می‌خواهیم که از ما حمایت کند. مثلا در لیبی، مخالفان قذافی اعلام کردند که از هر گونه حمایت خارجی استقبال می‌کنند و ما هم حمایت کردیم، اما رهبران اعتراضات ایران چنین استقبالی نمی‌کردند.
.
خانم کلینتون همچنین در پاسخ به سوالی درباره تحریم‌های آمریکا علیه ایران، آنها را موفق خواند و گفت: می‌دانم که بعضی تحریم‌ها مایه دشواری برای ایرانی‌ها می‌شود. اما شما خودتان را جای جامعه جهانی بگذارید. تنها ابزاری که داریم تحریم‌هاست. همه تلاش ما این است که رفتار حکومت ایران را عوض کنیم
.
*
نقد اول – کمک خارجی: فقط سی و سه سال پیش مردم ایران، بدون کمک خارجی، انقلاب کردند. این که شاه سرکوبگر ماهری بود یا نبود، این که دول غرب زیر آب شاه را زدند یا نزدند، این که انقلاب به شعارهای خود وفادار ماند یا نماند، همه فرع بر این است که "مردم" چنان انرژیی به دست آورده بودند که یک ساله یک نظام دیرین را از هم پاشاند. اگر اولویت مردم ایران و جنبش سبز، صرفا سقوط نظام به هر بهایی باشد، نمونه لیبی نمونه قابل توجهی است، در آن صورت برای "جامعه جهانی"ِ نگران از ایران ِ پنهان کار و ایرانی که خط قرمزش تا سطح حفظ بشار اسد در  سوریه تنزّل کرده، شاید لختی فراغ بال فراهم شود، ولی مشکل مردم حل نمی شود؛ مشکل مردمی که در سال 76 به کسی رای می دهند و درست هشت سال بعد به کسی دیگر در آن سوی دیوار. یک سرگشتگی نهادینه شده در جامعه وجود دارد؛ مشکل، به زعم من، این است. مردم ایران بسیار پیشتر از خیلی ملت ها، سودای "عدالت خانه" داشته اند؛ سودایی که انگار هنوز به همان قوت دوران مشروطه باقیست! مردم درون پیله ای هستند که هنوز موعد دریده شدن اش نرسیده، دست غیر نباید این پیله را از هم بشکافد(+).
.
نقد دوم - تحریم: قبلا درباره تحریم ها نوشته ام:
.
متاسفانه خانم کلینتون دقت نمی کند که ما نمی توانیم خودمان را جای جامعه جهانی بگذاریم. البته نه به این دلیل که جامعه جهانی نمی تواند خودش را جای ما بگذارد؛ جای مایی که با وجود منابع انسانی و انرژی عظیم، گرفتار یک نابسامانی بزرگ در مدیریت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است و خیلی بدتر از آن، گرفتار یک مدارای سیستماتیک با این نابسامانی ها در ارکان نظام، و عمدتا به بهانه خلق و آراستن "دشمن".
.
وقتی وزارتخانه خانم کلینتون از سپردن اداره یک شبکه تلویزیونی (بخش فارسی صدای آمریکا) به عنوان یک وسیله آگاهی بخشی، به یک تیم "رسانه"ای عاجز است، الزامات کار "رسانه" را اساسا نمی تواند درک کند، باید هم تنها ابزار و راهش "تحریم اقتصادی" باشد. لابد گمان کرده اند مردم ایران اگر گرسنه تر شوند، اگر کارخانه هایشان فلج شود، اگر پول و شریک نداشته باشند تا حتی نفت خداداد را روی زمین بکشند و بفروشند، آن گاه بر حکومت سخت می گیرند، و حکومت هم که خیلی سطح استاندارد زندگی مردم برایش مهم است، تسلیم می شود و دست از شیطنت بر می دارد. ایراد کار جای دیگریست. این جا تحریم را به راحتی گره می زنند به شعب ابی طالب و از آن جا به بهشت برین ... تنها راه تحریم نیست؛ شاید اصلا راه نیست، بیراه است، شاید که تنها راه، گذاشتن دست "فرشته آگاهی" در دست مردمان باشد.
.
.