۱۳۹۰ فروردین ۱۸, پنجشنبه

شیعیان اصلی / شیعیان فرعی


ما این روزها خیلی غصه شیعه های بحرین را می خوریم. یکی دو سال قبل هم خیلی نگران شیعیان امامیه یمن بودیم . حق داریم و داشتیم لابد ... اما کمتر نگران شیعیان پاچنار پاکستان می شویم. اصلا خیلی هایمان شاید فکر کنند "پاچنار" اسم نوعی درخت باشد هم خانواده "چنار" ... آخر "پاکستان" دوست ماست
*
... نکته اصلی ماجرا اینجاست که مردم این شهر شیعه هستند و در وضعیتی ناگوار از چهار طرف بین وهابی‌ها و طالبانی‌ها گیر افتاده‌اند که ریختن خون شیعیان را مباح می‌دانند. محاصره‌ای همه جانبه که هیچ کس تلاشی برای شکستن آن نمی‌کند. کل کوروم ایجنسی اندازه یک سوم استان تهران ماست. خود کوروم ایجنسی یک میلیون جمعیت دارد که 600 هزار نفر آنها شیعه هستند. الان مردم شیعه کاملا جدای از وهابی‌ها زندگی می‌کنند. آن‌قدر این وهابی‌ها شیعیان را اذیت کردند که از هم جدا شدند. شیعیان صبح از در خانه می‌آمدند بیرون و بسم‌الله نگفته می‌رفتند روی مین. همسایه خانه همسایه را با خمپاره می‌زد. منطقه قبلا کاملا شیعه‌نشین بوده ولی این اواخر طوری شده بود که شیعه‌ها یا مجبور بودند با آنها بجنگند یا آنها را کاملا بیرون کنند. این سلفی‌ها به اسم مهاجر افغانی وارد منطقه شده بودند و کم‌کم آنقدر زیاد شدند که دست به اسلحه بردند برای کشتن شیعیان ... در دو، سه هفته‌ای که آنجا بودم، هر لحظه‌اش خاطره‌ای داشت. مثلا یکی از اسرای سلفی تعریف می‌کرد در یک روستایی بعد از کشتن همه، فقط یک بچه شیرخواره در گهواره مانده بود. من به رفیقم گفتم که این را ببریم بدهیم شیعیان یا بدهیم به کسی بزرگش کند. رفیقم گفت این خون شیعه در رگ‌هایش هست و همان‌جا سرنیزه را کرد توی گلوی بچه. این وهابی‌ها در تجمع‌ها انتحاری می‌آیند و خودشان را منفجر می‌کنند تا شیعیان را بکشند. تک و توک آدم پیدا می‌کنید که مشکلی نداشته باشد؛ یا دست ندارند یا پا. شما خانواده‌ای پیدا نمی‌کنید که شهید نداشته باشد. در روستا‌ها در هر کوچه‌ای دو سه‌ تا شهید خاک کرده‌اند ... به من می‌گفتند اجازه بدهید ما بیاییم نوکری شما ایرانی‌ها را بکنیم. با همه اینها ما برایشان تره هم خرد نمی‌کنیم. وقتی بحث می‌شود می‌گویند که روابط‌مان با پاکستان تیره می‌شود ...
.
متن کامل گزارش مجله همشهری جوان را از پاچنار  اینجا (+) بخوانید