۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

ترس تان تقصیر خودتان است

پرده اول: مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه ... راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد … نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از جدول کنار خیابون رفت بالا … نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد … برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده ی ماشین جنازه کش بودم !"(+)
.
پرده دوم: میرحسین و کروبی مجوز راهپیمایی می خواهند. یکی می نویسد: به مرده ها مجوز نمی دهند ... دیگری می گوید: جریان فتنه مرده و با تحرکاتش به شدت برخورد می شود ... آن یکی می گوید: اگر به مرده رو بدهی ... 
.
نتیجه گیری: ... باور کنید حالا دیگر نعش کش نیستید؛ ترس تان تقصیر خودتان است