۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

چهار سئوال درباره "حفظ نظام اوجب واجبات است"

در این وقایع یک سال اخیر لااقل دو بار با کاربرد "حفظ نظام اوجب واجبات است" روبرو شده ام که نه تنها پاسخی بر شک و شبهه هایم نداده، که آن ها را فربه تر ساخته. بار اول وقتی بود که بعد از تغییر رییس قوه قضاییه و دادستان تهران در سال گذشته، روند غیرقانونی پخش تلویزیونی نام کامل و چهره "متهمان" دادگاه رسیدگی کننده به وقایع بعد از انتخابات متوقف شد. در همان موقع خبرگزاری فارس نامه ای بدون امضا از طرف آنچه "جمعي از حقوقدانان و وكلاي پايه دادگستري" خوانده شد منتشر کرد که طی آن با استناد به این گفته مرحوم امام که "حفظ نظام اوجب واجبات است" ادعا شده بود که می توان از نص صریح قانون عبور و از تفسير خشك و سطحي آن پرهیز کرد (!) و جهت حفظ نظام و رسوا کردن متهمان، اسم و مشخصات و چهره متهمان را حتی قبل از قطعیت حکم مجرمیت، رسانه ای کرد(+). این نامه خوشبختانه مورد توجه دستگاه قضا قرار نگرفت و حتی سایت خبری تابناک هم به نقد آن پرداخت. بار دوم بر می گردد به ماجرای نامه اخیر عبدالله مومنی به رهبری در تشریح شکنجه های جسمی و روانی هولناکی که در دوران بازجویی متحمل شده. وی از فعالان سابق جنبش دانشجویی و سخنگویی سازمان ادوار تحکیم است که از یک سال پیش زندانی ست. وی در این نامه نوشته: "بازجویی ها تنها یک هدف داشت: بریدن زندانی و اعتراف او به آنچه بازجو می خواهد و البته وقتی می پرسیدم که چگونه می توان برای اعتراف گرفتن دست به چنین رفتارهایی زد، پاسخی چنین می شنیدم که “به گفته بنیانگذار انقلاب، حفظ نظام اوجب واجبات است"".
*
چهار پرسش:
نخست - "حفظ نظام اوجب واجبات است" وسیله است یا هدف؟ اگر وسیله است، هدف کدام است و اگر هدف است، وسائل آن چیست؟ دوم – آیا "حفظ نظام اوجب واجبات است" در بطن خود یعنی: عبور از قانون و تفسیر به رأی قانون ِ مورد تایید خود نظام و تعطیل شدن مسلمات دینی؟ سوم - امر مشابهی در سیره و گفتار حضرات معصومینی که در رأس حکومت بوده اند، وجود دارد؟ چهارم – چرا "چگونگی"های این اصل ِ "پر استناد" تبیین نمی شود تا مانع سواستفاده ها شود؟
*
نکته: مقام رهبری در خطبه های نماز جمعه چهارده خرداد امسال تاکید کردند که حسب گفته مرحوم امام "حفظ نظام اوجب واجبات است" و نه "حفظ نظام "از" اوجب واجبات است". این نکته خیلی مهمی است