۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

سفرنامه باران

آخرین برگِ سفرنامه باران،
این است:
که زمین چرکین است.
شفیعی کدکنی

۶ نظر:

  1. با قلم میگویم،
    ای همزاد،
    ای همراه،
    ای هم سرنوشت،

    هر دومان حیران بازیهایدورانهای زشت،
    شعرهایم رانوشتی
    دستخوش،
    اشکهایم را کجا خواهی نوشت.




    روزت مبارک،صاحب قلم

    پاسخ دادنحذف
  2. مارال



    فوق العاده زیبا


    مبارک بر همه، بر تو

    پاسخ دادنحذف
  3. چقدر جاش تو ايران خاليه!!
    چقدر ما بي لياقتيم كه يك همچين ادمهايي را از دست مي ديم.



    شهرزاد

    پاسخ دادنحذف
  4. این مرد بی نظیر است.
    با امید به اینکه شرایط هر چه زودتر بر وفق مراد گردد و ایشان هر چه زودتر به وطن باز گردند.

    ضمنا روز قلم بر شما و همه بی قلمان فضای مجازی مبارک باد.

    پاسخ دادنحذف
  5. برای شهرزاد و پیرفرزانه عزیز! اگر په که شفیعی کدکنی نیست ولی اثر قلم و طبع بلندشان هنوز در دسترس است؛ شکرش باقیست هنوز!

    پاسخ دادنحذف
  6. آخرين برگ سفرنامه ي باران اين است:
    آسمان جاي من است، اين زمين غمگين است، آسمان رنگين است، جامه ي ژنده ي اين بوم كهن مشكين است.
    آه اما جه كنم، اين سفرم اجباري است .
    مقصد اين سفر شوم چه قدر چركين است....

    پاسخ دادنحذف