۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

"چو آن گاوی كه از وی شیر خیزد // لگد در شیر كوبد تا بریزد"


همه متن گزارش دیرپخت و دیرجوش "کميته ويژه پيگيري حوادث بعد از انتخابات" مجلس، یک طرف، آن پاراگراف آخر یک طرف! (+) پاراگراف آخر همان کار لگد گاو را کرده؛ وقتی که ظرف پر شیر گاو را واژگون می کند و به هدر می دهد! گزارش، گزارش خوب و به یک نوع، به خصوص برای خانواده مقتولان کهریزک، التیام بخش است. پیگیری توصیه های این کمیته از طرف قوه قضاییه و بازخواست متهم اصلی آن، یعنی قاضی سعید مرتضوی؛ دادستان وقت پایتخت، می تواند خاطر تلخ کهریزک را، نه کاملا ولی تا حد زیادی، از ذهن متحیر و خشمگین جامعه بزداید و مانع تکرار چنین وحشیگری هایی شود. اما پاراگراف آخر نوعی وصله ناجور بر تن این گزارش است؛ می توان به راحتی تصور کرد که مصلحت اندیشی کرده و ناگهان آن را بر آخر گزارش افزوده اند تا که مثلا یک خبرگزاری مثل فارس که در همه این ماه های اخیر تریبون تندروها و حامیان جریان سانسور و سرکوب بوده، صاف برود سراغ همین پاراگراف! (+)
در این پاراگراف آمده:

" آنچه باید مورد توجه قرار گیرد آن است که از علل اصلی پدید آمدن این حوادث نباید غافل ماند و از جمله القای یک دروغ بزرگ به نام تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و رفتارهای غیرقانونی که سبب ایجاد این حوادث شد و اگر همگان براساس چارچوب‌های قانونی مسیر خود را طی می‌نمودند و اگر دو کاندیدای ریاست جمهوری دست به قانون‌شکنی، تحریک احساسات و عواطف مردم نمی‌پرداختند امروز شاهد این گونه حوادث تلخ نبودیم که سبب هتک حرمت نظام مقدس جمهوری اسلامی و تضییع فرصت گران‌سنگ حضور ۴۰ میلیونی مردم در پای صندوق‌های رای شود. بی‌تردید آنان باید پاسخگو باشند و دستگاه قضایی در خصوص این گونه رفتارهای مجرمانه نباید بی‌اعتنا باشد".

آن چه به "سهو و عادت" یا به به احتمال قوی؛ "به عمد"، در این گزارش مورد بی توجهی جدی قرار گرفته کنار گذاشتن ذهنیت سیاسی تهیه کنندگان این گزارش بوده؛ این که نویسندگان گزارش نتوانسته اند خاستگاه سیاسی خود را فراموش کنند و "عادل" باشند و این نقصان بزرگ را، پاراگراف آخر به راحتی لو می دهد. از همین رو این افراد در علت یابی به این مهم بی توجه شده اند که "اخلاق حرفه ای و انسانی" یک مامور، و بالاتر از همه یک "دادستان" آن هم در پایتخت کشوری که خود را داعیه دار انصاف و دادگری در دنیا می داند، تا کجا توانسته برای خود جواز سقوط صادر کند و همه مرزهای قانونی و انسانی را در نوردد و جوانان این سرزمین را با ضرب و شتم و کتک کاری به کشتن دهد! گیریم موسوی و کروبی عطش قدرت داشته و هیچ مدرکی هم بر نادرستی انتخابات در دست نداشته اند؛ چرا باید در یک نظام سیاسی و اداری کسی چون مرتضوی امکان رشد داشته باشد و برای خودش بتواند کهریزک دست و پا کند و وقتی نسیم بازخواست به او نزدیک می شود او را از قوه قضاییه به قوه مجریه بکوچانند و پستی جدید نثارش کنند؟ مشکل و علت، ادعای موسوی و کروبی نیست؛ مشکل سیستمی است که مامورانش می توانند به خود این حق را بدهند که بر نص صریح قانون، تبصره های شخصی ببندند؛ نه فقط در اتاق مرتضوی و کهریزک و افسران نامرد پلیس، که در همه جایی که سایه این سیستم راه ورود دارد. به فرض موسوی و کروبی هم مجازات و از سر راه برداشته شوند، با این مامورانی که تکثیر شده اند در همه جا تا قانون را برای حفظ خودشان تعبیر و تفسیر کنند؛ چه می توان کرد؟ چند کهریزک ریز و درشت دیگر باید دل ملت را ریش کند؛ تا بدانیم مشکل ما، گم شدن "اخلاق" است؟
پاراگراف آخر این گزارش به عنوان نماد سیاست بازی، می تواند موید چشم پوشی احتمالی نویسندگان آن از بسیاری از مستندات دیگر باشد که ممکن بود با علنی شدن شان، مرتضوی های دیگری هم متهم شوند.
*


شعر تیتر؛ از نظامی گنجوی