۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

بیانیه ای که همه جملاتش "تیتر" است


با بیانیه هفدهم میرحسین همان مشکلی را دارم که با تمام بیانیه های بعد از انتخاباتش! ... وقتی می خواهم درباره آنها بنویسم، با حجم انبوهی از معارف در حوزه سیاسی و اجتماعی مواجه می شوم که نمی توانم یکی را بر دیگری ترجیح دهم و دیگر بخش ها را کنار بگذارم.
بیانیه هفدهم را میرحسین با طمانینه و آرامش نوشته؛ حاصلش هم لابد نمی تواند جز این برای جنبش سبز باشد ... هم خطاهای هراس انگیز حکومت را در دامن زدن به تنش بین مردم و تدارک جنگ داخلی، گوشزد کرده، هم از قدرت های بیگانه و افراط کاری های غیرقابل قبول تبری جسته، هم از آمادگی اش برای شهادت خبر داده و هم این که گفته هنوز برای حل بحران دیر نیست و پنج راه حل هم برای گذر از شرایط کنونی ارائه کرده. متن کامل بیانیه را خودتان حتما بخوانید؛ من اینجا جرعه ای برایتان تدارک دیده ام فقط!
*


میرحسین در همان ابتدای بیانیه بر "اصلاحات" منبعث از "قانون اساسی" تاکید دارد
بر کارآمدی شبکه های اجتماعی و مدنی در تداوم اعتراض ها به رغم سکوت خود، سید محمد خاتمی و مهدی کروبی اشاره کرده
افراط های "غیرقابل قبول" در عاشورای خونین تهران را ناشی از اقدامات خشن ماموران دانسته
تاکید می کند که مسوولان بعد از عاشورا اشتباهات گذشته را با وسعتی بیشتر تکرار کرده اند
نگاه ملامت آمیز و متعجب افکار عمومی جهانی را به وقایع جاری مورد اشاره قرار داده
طعنه می زند که صدا و سیما نه یک جو انصاف دارد و نه عقل
"عقب راندن نخبگان" از صحنه سیاسی کشور را فرمول مسوولان برای پرداختن به مسائل جاری کشور دانسته
به رسمیت شناخته "نشدن" وجود بحران جدی در کشور را توجیه گر ادامه سرکوب در کشور دانسته
بر هویت ملی و اسلامی جنبش سبز و بر مخالفت این جنبش با انواع دروغ ها تاکید کرده
مجددا ورود سپاه را به بازی های اقتصادی مایه فساد دانسته و گفته: " نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی‌تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می‌شود و هم کشور را به فساد می‌کشاند"
باز قدری بیشتر به مسائل اقتصادی پرداخته، پیشرفت سریع کشورهای دیگر را یادآور شده و از بی توجهی به سند چشم انداز ملی بیست ساله در مدیریت کشور خبر داده و نوشته: " سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است"
به اظهارات سخنرانان منسوب به نظام در توجیه دینی خشونت و نزاع اشاره کرده و مسوولیت هر نوع اقدام تروریستی را متوجه خود نظام دانسته
هم گفته که راه حلی فوری برای رفع بحران وجود ندارد و هم گفته که هنوز دیر نشده و پنج راه حداقلی معرفی کرده؛
اول: نباید از دولت در مقابل کاستی هایش حمایت "غیرمعمول" به عمل آید و مجلس و قوه قضاییه باید در چارچوب قانون اساسی قوه مجریه را کنترل کنند
دوم: قانون شفاف برای انتخابات تدوین شود
سوم: زندانیان سیاسی آزاد و اعاده حیثیت شوند
چهارم: آزادی مطبوعات و رسانه ها تضمین شود
پنجم: حقوق مردم برای اجتماعات قانونی به رسمیت شناخته شود


*
مقاله کوتاه زیر را مسعود بهنود عزیز به بهانه بیانیه هفدهم میرحسین منتشر کرده؛ با عنوان "درست انتخاب کردند مردم"

بیانیه مهندس موسوی را خوانده اید، این یعنی کسی که خشونت در آئین او نیست، انسان صلح است نه عربده جویی در کمین فرصت برای قدرت نمائی کور. این یعنی انسانی که برای دست یافتن به قدرت [حتی به قصد قربت به خدمت] حاضر نیست حقی ناحق شود. این یعنی انسانی که حضور در قدرت و خبر داشتن از پستوهای آن فاسدش نکرده است، و لقلقه زبانش حقوق حاکم و حکومت نیست. مردم برایش اصل است، حقوق مردم. و وقتی از این حقوق می گوید مقصودش حفظ منصب و موقع خود نیست.
بیانیه مهندس موسوی جواب آن هاست که گمان کردند خرخره طرف را زیر دندان دارند به یک فشار کار تمام است. پیام می فرستد که صدای هر دو سو را شنیدم: هم آنان که با رفتاری که با سبعی که در برابر چشم ها آفریدند و رفتاری که با گرفتارشدگان کردند منتهای رحمت خود و عطششان را به قدرت نشان دادند، و هم بلاکشانی که ملامت شنیدند، خون دیدند و خون خوردند، و پایدار ماندند. این پیام در عین حال قوت قلبی است برای همه استواران در صلح و مسالمت.
به گمانم در حقیقت مهندس حرمت همه کسانی را نگاه می دارد که نام وی را بر زبان داشتند وقتی جان دادند. پس در این پیام از خود و از حق خود می گذرد، اما بر سر حقوق آن جان باختگان می ایستد. مهندس می گوید آن ها گرچه فریاد می زدند یا حسین میرحسین، مرا در نظر نداشتند بلکه سرزمین امن و آزاد می خواستند، زندگی انسانوار می خواستند، دوستی طلب می کردند، مهربانی منظورشان بود. در یک کلام همه آن می خواستند که همین قانون بدانان داده است.
گرچه تاکنون هم هر چه توپخانه خشونت طلبان و قدرت پرستان به سوی مهندس پرتاب کرده، جز دروغ و بهتان نبوده است، اما بیانیه امروز نشان داد آن کس که مردم رنج دیده ایران برگزیدند، همه ظرفیت های یک رهنما را دارد. خیراندیش است و دردآشناست. غرور و بدخواهی و کینه در او راه نمی جوید. هدف را گم نمی کند. فرزند زمانه خویش است. آن چهره ای از مسلمانی است که سی سال پیش هم تمامی جامعه را قدرت چندان بخشید که از گردنه های سخت بگذرد. ورنه دجالان و چال دهانان اند آنان که هر شب در آرزوی جنگی می خسبد تا مگر نیاز به رجزخوان و توپچی داشته باشد، شمران تعزیه اند که منفعت خود در اشک و آه درآوردن می بینند بی آن که در زیر جلد اندک ارادتی به کسی داشته باشند،حتی به شمر، تنها در اندیشه وظیفه و دستمزد اند که به هر طریق برسد غنیمت است برایشان.
بیانیه مهندس انسانی تر و بلند مقام تر از هر سخن دیگر در عین صلح اندیشی و خیرخواهی قدرت سبز را نشانه می زند. این قدرت برگرفته از خواست مردم است که به میرحسین امکان می دهد که شرایط بازی را تعیین کند و خطی بکشد که از این پس هر کس آن سوی خط بماند، حجت بر وی تمام است.
وارونه شعاری است که گفته بود اگر موئی از سر محبوب من کم گردد "ما می دانیم و تیغ و رگ های شما". اینک بیانه می گوید وقتی توپخانه هایتان متوقف شود، دست از خشونت طلبی بردارید، بگذارید مردم بر کشته های خود زاری کنند، تیر و توپتان را به انبار برگردانید ما می مانیم و بهار خرم سرزمین مان، با قانون و صلح، بی کینه و بی خشم.