۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه

هشدار برای ره صد ساله

شورای فعالان ملی – مذهبی در مورد "جنبش سبز" بیانیه ای در نه بند صادر کرده که به نظر من با وجود وسواس نویسندگان بیانیه برای کوتاه و گزیده گویی، واجد نکات بسیار مهم و قابل توجهی به خصوص در بند ششم آن است که به مخاطرات پیش روی جنبش سبز از طرف دوستداران این جنبش پرداخته. این نگرانی را باید در تداوم همان نگرانی هایی دانست که از فروغلتنیدن، یا فرو غلتاندن، جنبش سبز در کژراهه بی توجهی به ظرفیت ها، بازتولید ادبیات سیاسی و رسانه ای اقتدارگرایان حامی سرکوب و به خصوص ترویج خشونت در این هفته های اخیر ابراز شده. واقعیت آن است که ایران ما با دمکراسی به معنای واقعی آن، فاصله بسیار دارد و تندروی و چپ روی نه تنها کمکی به استقرار آن نمی کند بلکه درک عمومی از موهبت های دمکراسی را اسیر هیجان زدگی های زود گذر سیاسی می کند. ایده "راه سبز امید" هم که میرحسین در بیانیه ها به آن پرداخته، بر محور باورمندی جنش سبز در جریان "زندگی" تاکید دارد که باور و ایمان را "هیجانِ صرف" و "شور بی شعور" بارور نمی سازد.
اینک فعالان ملی و مذهبی که در سی ساله اخیر و قبل از آن نیز مدام مورد قهر و غضب حاکمیت بوده اند، و به این ترتیب از اتهام "درباری و حکومتی" بودن مبرا هستند، با انتشار این بیانیه و هشدار در مورد مخاطرات اشتیاق به پیمودن ره صد ساله در یک شب، جنبش سبز را متوجه "ظرفیت های واقعی خود" می کنند.
اذعان به حذف ناپذیری و بقای جنبش سبزو تکثر درونی جنبش، اشاره به اثرگذاری ماندگار دوران ریاست جمهوری خاتمی بر ذهن و روح ایرانیان برای ورود به عرصه ای جدید دستیابی به آزادی و دمکراسی، توجه دادن مخاطبان به اهمیت استقلال نهاد دین، اعتراف به کمبود رسانه برای جنبش و تاکید بر نیاز و ضرورت رهبری نسبی شبکه های فعال غیرمتمرکز از سوی رهبران جنبش و لزوم گسترش جغرافیایی و طبقاتی جنبش سبز از دیگر دغدغه های مورد توجه در این بیانیه بوده است. متن کامل بیانیه را در ادامه بخوانید.
*
حضور فعالان جنبش سبز در روز قدس و سیزده آبان، یک بار دیگر نشان داد جنبش سبز قابل حذف و سرکوب نیست و تأکید نمود که طی ماه های اخیر مردم ایران دوران جدیدی را در سیر تاریخی تلاش برای کسب آزادی و برخورداری از حاکمیت ملی رقم زده اند. اگرچه این فصل نو در استمرار و پیوند با کوشش های گذشته می باشد، اما در عین حال آثار و پیامد های جنبش سبز کنونی آنچنان گسترده و وسیع است که هیچ نیروی سیاسی در داخل و خارج کشور نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. برآمدن این جنبش بسیاری از صف بندی‌های نیروهای سیاسی را دگرگون، و دستاوردهای قابل توجهی را در برابر همه نیروها قرار داده است. مجموعه این کنش ها، نهایتاً سپهر و چشم انداز جدیدی را پیش روی هر کنشگر سیاسی گشوده است. بر این اساس یادآوری نکاتی ضروری به نظر می رسد:
۱- جنبش سبز ایران علیرغم موانع بی شمار و شرایط پلیسی– امنیتی موجود، واجد ارزش ها و هویتی است که بقای آن را تضمین می کند. باور به عدم خشونت، اصرار بر مدارا، تاکید بر دمکراسی و آزادی، پیوند با مدنیت، اخلاق مداری، ابعاد مهمی از هویت جنبش سبز مردم ایران را تشکیل می دهند که وجوه تمایز برجسته و روشنی با هویت برخی نیروهای حاضر در ساختار قدرت با نظام ارزشی مبتنی بر خشونت، استبداد و خودکامگی دارد.
۲- این جنبش مثل بسیاری از جنبش های نوین دوران ما، اگرچه حامل هویت و ارزشهای روشن و گران سنگی است، اما در عین حال در درون خود واجد تکثر و تنوع تحسین برانگیزی است. آموزه های جنبش که اغلب در خلال بیانیه های مهندس میرحسین موسوی و مواضع و دیدگاه های آقایان مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی منعکس شده، همگی با تاکید و تصریح بر پذیرش تکثر درونی جنبش سبز، همه نیروهای علاقمند به ایرانی آباد، آزاد و توسعه یافته را دعوت به همراهی می کند. بنابراین جنبش سبز، نهضتی دمکراتیک و مرکب از همه نیروهای مدافع آزادی، عدالت و منافع ملی با مشی اصلاح طلبانه است. از این رو جریان ملی مذهبی نیز با موج سبزی که در سراسر ایران در حال گسترش است، همراهی و حمایت کرده و به ایفای نقش و وظایف خود در این راستا می پردازد.
٣- اگر چه جنبش سبز مردم ایران در آغاز راه قرار داشته و عمر آن از چند ماه فراتر نمی رود، اما تبار این حرکت را باید در تلاش های تاریخی یک صد ساله مردم ایران، برای دستیابی به دمکراسی و حق حاکمیت ملی جستجو کرد. جنبش اصلاحی نیز که به پیروزی آقای محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱٣۷۶ منجر شد، اگرچه اجازه نیافت تا به مطالبات عمومی جنبش پاسخ دهد، اما آثاری ماندگار بر ذهن و روح ایرانیان برای ورود به عرصه های جدید دستیابی به آزادی و دمکراسی بر جای گذاشت.
۴- جنبش سبز مردم ایران مثل بسیاری از جنبش های نوین در عصر ما قدرت و ظرفیت آن را دارد تا با پیوند و ارتباط شبکه های گسترده ای از افراد علاقمند، انجمن ها و احزاب تحول خواه و جنبش های با مطالبات خاص، به تقویت جامعه مدنی و افزایش قدرت در عرصه عمومی، راه را برای حل بسیاری از گره های تاریخی ایران هموار کند و چشم اندازی از رسیدن جامعه به تعادل پایدار در ساختار سیاسی و عرصه عمومی را پیش روی ما بگشاید.
۵- سال هاست بسیاری از نواندیشان دینی ضرورت استقلال نهاد دین از ساختارهای سیاسی و نهاد قدرت را امری حیاتی برای اعتبار دین در جامعه دانسته و بر آثار نامیمون پیوند قدرت و دین تاکید کرده اند. جنبش سبز آزمونی شد تا نشان دهد چگونه استقلال نهاد دین می تواند بر ارج و قرب و اعتبار مراجع و روحانیون مستقل، نزد مردم بیفزاید. نقش بی بدیل حضرات آیت الله العظمی حسینعلی منتظری و آیت الله یوسف صانعی و... در حمایت از خواست ها و مطالبات جنبش سبز بی شک سرمایه عظیمی خواهد بود که مردم ایران را در مسیر مبارزه برای نیل به جامعه ای آزاد و دمکراتیک، یاری و پشتیبانی خواهد کرد.
۶- ما علیرغم موفقیت های قابل توجه جنبش سبز طی ماههای اخیر نمی توانیم نگرانی خود را نسبت به مخاطراتی که پیش روی جنبش قرار دارد پنهان کنیم. یکی از مهمترین تهدید های جنبش نه از جانب اقتدارگرایان که بیشتر از سوی برخی از دوستان جنبش است که بر نگرانی ها و دغدغه ها می افزاید. با توجه به اعمال خشونت از سوی اقتدارگرایان، جنبش سبز ایران بالقوه استعداد آن را دارد تا در دام چپ روی افتد و دامنه مطالبات و انتظارات را بیرون از ظرفیت های واقعی، افزایش دهد یا بخواهد ره صد ساله را یک شبه طی کند. در چنین وضعی، نه تنها امکان دریافت پاسخ مناسب را نداشته، بلکه امکان بسیج، وحدت و نیرو گرفتن اقتدارگرایان را فراهم می کند. از این رو مایلیم نگرانی خود را نسبت به اظهارات برخی فعالان سیاسی و اجتماعی در داخل و خصوصاً خارج کشور که از مطالبات مشترک این جنبش که در بیانیه شماره هشت آقای موسوی آمده است، فراتر می روند، اعلام داشته و آنها را به اتخاذ مواضع مسئولانه تر دعوت کنیم. از سویی ما، کمبود یک رسانه نزدیک به رهبران جنبش را احساس کرده و هم چنین بر نیاز و ضرورت رهبری نسبی شبکه های فعال غیرمتمرکز، از سوی رهبران جنبش تاکید می نماییم.
۷- طی سال های اخیر فعالان جنبش های دانشجویی، کارگری، حقوق بشر، معلمان، زنان، اقوام و... نقش موثر و فعالی در جامعه ایران داشته اند. بی شک جنبش سبز نیز از دستاوردها و سرمایه های این جنبش ها بهره مند شده است. جنبش سبز اینک "عام ترین" مطالبات مشترک همه جنبش های "خاص" را نمایندگی می کند. اما این به معنای انحلال هیچ کدام از جنبش های خاص نیست. تداوم این جنبش ها مکمل جنبش سبز بوده و در وضعیت کنونی که شاهد نوعی توازن متقابل بین نیروی حذف ناپذیر جنبش سبز و قدرت سرکوبگر متکی به در آمد نفت هستیم، می تواند هم مطالبات خاص اقشاری از جامعه را پی گیری کرده و هم یاری رسان و مکمل جنبش سبز باشد.
٨- ما هم چنین معتقدیم گسترش جغرافیایی و طبقاتی جنبش سبز می تواند به تدریج توازن قوا را به نفع این جنبش و اهداف حق طلبانه، دمکراتیک و عدالت طلبانه آن که بیانگر تداوم جنبش های یکصدساله اخیر ایران است، تغییر دهد.
۹- ما از موضع دفاع از منافع ملی به جریانات افراطی خشونت گرای حاکمیت هشدار می دهیم که از سیاست سرکوب و پیگیری بیهوده خط مشی خیالی حذف جنبش سبز دست بردارند و این جنبش را به عنوان پژواک صدا و ندای بخش مهمی از مردم و نخبگان جامعه ایرانی به رسمیت بشناسند و بجای سرکوب و متهم کردن آن به اتهامات واهی، وارد گفتگو و پاسخ دهی به مطالبات حق طلبانه و مسالمت آمیز آن شوند. این امر به نفع همگان و پاسدار منافع ملی ایرانیان خواهد بود.