۱۳۹۰ آذر ۱۳, یکشنبه

کوفیان


کوفیان معاصر ِ "روز واقعه" نه شعر نوحه‌های امروز ما را شنیده بودند، نه روضه‌ی روضه‌خوان‌هایمان را. خبر از قرن‌ها اشک بر گونه ها و دست و زنجیر کوبیدن بر سینه ها و پشت ها هم نداشتند؛ نه عَلَمی دیده و نه تعزیه‌ای را تماشا کرده بودند. تبار پیامبر هم اصل نبود؛ این که حسین زاده اول مومن به اسلام و دخت نبی بود، حجت نمی‌شد؛ منطق حکم می‌راند که میزان حال فعلی او باشد، توی قرآن هم نوشته بود از پسر نوح که با بدان بنشست و خاندان نبوّت‌اش گم شد. حسین با خلیفه مسلمین بیعت نمی‌کرد. کوفیان چه باید می‌کردند؟ به هر ضرب و زور و توجیهی بود پذیرفته بودند هم، که دعوت از حسین برای آمدن به کوفه، بی‌بصیرتی بوده ... اگر اهل حق بودند، در آن وادی حیرت یک راه شناخت ِ خوب داشتند؛ که حسین را با اضدادش بشناسند، که پای "تعرف الاشیاء باضدادها" را به میان بکشند. روز را با شب بشناسند، دیدن را با کوری، زیبایی را با زشتی. ببینند دشمنان حسین چه سان حکومت می‌کنند. قرآن و اسم پیامبر را بالای سر برده‌اند و کاخ ساخته‌اند، معاویه زده بود زیر عهدش با حسن بن علی (ع) و خلافت را موروثی کرده و یزید را جانشین خود ساخته و پایه سلطنت و استبداد ریخته بود. اخلاق یزید اخلاق فرعون بود. جز این که فرعون در امر رعیت مدارا بیشتر می‌کرد‌ تا وی و انصاف بیشتر داشت و تدبیر بیشتر(+) ... نشد که کوفیان بشناسند، یا شاید شناختند و داغ و درفش ماموران یزید آرام شان کرد، و چنین شد که "مسلمانان، بهترین ِ خود را کشتند".
.
.

*
این لینک ها را هم دوباره ببینید:
.
این فتنه زیاد است، شما مختارید(+)
.
دست از سر کربلا بردارید؛ خیر نمی بینید(+)
.
.