ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۱, یکشنبه

از زاگرس به کمان 99



عکس: امیر خلبان علیرضا نمکی
عملیات گسترده جنگنده-بمب‌افکن‌های نیروهای هوایی ارتش در روزهای نخستین آغاز حمله عراق به ایران، با نام "کمان 99" شناخته می‌شود.
امیرخلبان علیرضا نمکی که آن موقع در پایگاه بوشهر مستقر بوده، در این باره اخیرا نکات قابل توجهی گفته است:
.

ارتش ایران در بخش نیروی هوایی برای رویارویی با ارتش عراق پیش از انقلاب، طرحی به نام «زاگرس» داشت، در نیروی زمینی نام این طرح ابومسلم بود و در نیروی دریایی هم شاهین نام داشت. پرونده‌ای را دیده بودم که افسران ستاد ارتش پیش از انقلاب از آبادان بازدید کرده و نوشته بودند برای دفاع از آبادان در صورت حمله، چه امکاناتی را لازم داریم. شاه زیر این پرونده نوشته بود: «خودتان را گول نزنید، جنگ باید در آسمان عراق و در سرزمین عراق باشد» اینجا بود که استراتژی طرح زاگرس مشخص شد؛ یعنی جنگ در فضا و سرزمین عراق. استراتژی این طرح این بود که نیروی هوایی ارتش اگر پایگاه هوایی عراق را می‌کوبید، هیچ هواپیمایی نمی‌توانست از عراق بلند شود، در نتیجه آسمان عراق منطقه پروازممنوع اعلام می‌شد.

شاه گفته بود نشان دهید که آیا می‌توانید ۳۰۰ هواپیما را هم‌زمان بلند کنید. برای اثبات این موضوع، در مانوری به نام «نادر» بنا شد تا ۳۰۰ فروند هواپیمای جنگنده بلند شوند و در مقابل شاه به پرواز درآیند و این اتفاق افتاد. من هم یکی از خلبانان این هواپیماها بودم.
رژه اول در مقابل شاه انجام گرفت. رژه دوم را زمانی انتخاب کردند که انور سادات به ایران آمد. شاه می‌خواست توانایی خودش را نشان دهد. برای این منظور برای بار دوم، این رژه کنار دریاچه قم و از مقابل انورسادات انجام شد.

یکی اول در سال ۱۳۵۴ و دیگری هم در سال ۱۳۵۶ انجام شد. بیشتر هواپیماهای ما در آن مقطع، دوکابینه بودند؛ یعنی خلبان لازم داشتند. ما به سه‌هزار خلبان آماده نیاز داشتیم که این تعداد فراهم بود، اما به‌خاطر ماجراهایی که برای ارتش پیش آمد و صدماتی که به نیروی هوایی در همان اوایل پیروزی انقلاب وارد شد، ۷۰۰ خلبان آماده برای جنگ داشتیم. تعداد پرسنل ارتش از ۹۸‌هزار نفر، به ۴۰‌هزار نفر رسیده بود. این در حالی بود که ما باید حداقل برای ۳۰۰ فروند هواپیما، هزارو ۵۰۰ خلبان آماده جنگ می‌داشتیم.

شورای‌عالی دفاع در یکی از جلسات خود اعلام کردند که در صورت جنگ، استراتژی ارتش چه خواهد بود؟ ارتش طرح زاگرس را مطرح کرد اما شورای‌عالی دفاع، استراتژی آن را تغییر داده و طرح را به نام البرز نام‌گذاری کردند که همه مختصات آن بر مبنای طرح زاگرس بود، اما استراتژی البرز، بیرون‌راندن ارتش عراق از کشور در صورت تجاوز عراق به ایران بود؛ یعنی ما باید آماده می‌شدیم که ارتش عراق وارد کشور شود و سپس ما آن را بیرون کنیم.
... ارتش هم ناگزیر پذیرفت و باید بپذیرد ... البته ارتشی‌ها مقداری از این موضوع ناراحت شدند. حتی در ابتدای طرح البرز نوشتند که «به علت جو سیاسی حاکم بر کشور اجازه پیش‌دستی در مقابل حملات هوایی ارتش عراق را ندارد». چرا چنین مطلبی در ابتدای طرح آمده بود، به‌خاطر اینکه فکر می‌کردند ارتش ممکن است کودتا کند و متأسفانه چنین تصوراتی وجود داشت.
درواقع استراتژی طرح البرز این بود که اگر هواپیمای عراقی را دید، اجازه شلیک ندارد؛ یعنی تا زمانی که عراق بمبی را نیندازد، ارتش ایران اجازه شلیک نداشت.
در طرح، ما باید دفاع می‌کردیم. اگر هواپیماهای آنها از مرز می‌گذشت، ما باید جلو آنها را می‌گرفتیم. تا وقتی که کنار مرز بودند، کاری با آنها نداشتیم. درحالی‌که ما باید ۲۰ کیلومتر آن‌طرف مرز را بزنیم. رمز عملیات هم کمان بود (۹۹ هم به این خاطر بود که این طرح ۹۹ صفحه بود، چراکه طرح اولیه هنوز تکثیر نشده بود تا برای پایگاه‌ها بفرستند). یعنی شهید فکوری، فرمانده نیروی هوایی، باید گوشی را برمی‌داشت و می‌گفت کمان و آن‌طرف خط، کسی که در پایگاه همدان بود، جواب می‌داد، ۹۹؛ یعنی من فهمیدم باید هواپیماهای پایگاه من، بلند شوند.

۳۱ شهریور بود که کمان ابلاغ شد و از این‌طرف ۹۹ بازگو شد. من بلافاصله به پست فرماندهی آمدم که دستورات خود را از فرمانده بگیرم.

از روز دوم (بمباران عراق) مدام به شهید فکوری تلفن می‌زدند که سوسنگرد و اهواز را گرفتند. از طرف دیگر، برخی افراد غیرمسئول و کسانی که اصلا در خط دفاعی کشور تخصصی نداشتند و کسانی که فقط پتانسیل سیاسی داشتند، آن‌قدر این فرد را تحت فشار قرار دادند که دستور توقف داد. البته حتما فرمانده کل قوا دستور داده بود که رها کنید و بروید سراغ نیروی زمینی. به‌ دنبال این دستور، توان صددرصدی ایران به ٦٠- ٤٠ تقلیل پیدا کرد؛ یعنی ٦٠ درصد در بمباران فعالیت می‌کرد و ٤٠ درصد پشتیبانی نیروی زمینی را انجام می‌داد.
*