ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

درون تکفیری


چند ده نفر «انسان» اعتقادی داشته‌اند و بابت این اعتقاد، رنج سفر به سرزمینی گرم و شلوغ را بر خود هموار کرده‌اند و در رخدادی کم‌نظیر و غم‌انگیز، در حین انجام رسومات سفر، جان خود را از دست داده‌اند و حالا، باید جنازه‌شان به کشور  بازگردانده شود. خانواده‌های بسیاری که با دلخوشی عزیز خود را راهی کرده بودند و بعد از سه هفته، منتظر استقبال دلخوشانه از آنان بودند، حالا داغدارند.
.
این احتمالا انسانی‌ترین روایت از ماجرای منا در عید قربان است. در این روایت، نامی از دین و مذهب نیست؛ نامی از ملیت و قومیت نیست، نامی از هیچ نظام حکومتی نیست؛ محور «انسان» است و «اعتقاد» انسان؛ اعتقادی که بابت آن آزادی و حرمت جان و آبروی انسانی دیگر نشانه‌ نمی‌رود. اگر روایت، همین بود، خیلی از رفتارهای این چند روزه اخیر را شاهد نبودیم اما این رخداد تلخ به راحتی بهانه نزاع و تنش شد؛ چرا که ما، بسیاری از ما، در کمین برای انتقام و تسویه حساب هستیم؛ «ما دعوا داریم» و جای‌جای روایت را پر می‌کنیم از اسم مذهب و ملیت و نظام سیاسی متبوع مقتول و مسئول فاجعه. ما دعوا داریم و اصلا به ذهن‌مان خطور نمی‌کند مرگ چند صد نفر انسانِ هم‌کیش چطور می‌تواند، اصلا می‌تواند؟، ما مسلمان‌ها را به هم نزدیک کند؛ مایی که این روز‌ها آوازه‌ی جنگ بین‌خودمان و آوارگی‌مان و کشتن و کشته‌‌‌شدن‌های فجیع‌مان، دارد به یک امر کاملا عادی برای جهانیان تبدیل می‌شود. پس غم‌خواری برای کی است؟ برای کجاست؟ فحش ما به سعودی‌ها و فحش آن‌ها به ما، کدام درد را تسکین می‌دهد؟ مایی که به کشته‌شدن سالانه بیست‌هزار نفر در جاده‌های کشورمان و به یکی از ناامن‌ترین ناوگان‌های هوایی عادت کرده‌ایم، بابت این فاجعه خواستار براندازی سعودی‌ها می‌شویم. ما که بابت یک کودک غرق شده در ساحل ترکیه اشک می‌ریزیم، یا حتی کشتار سگ و کبوترها را تاب نداریم، حالا مرگ را حق حاجیان می‌دانیم به این دلیل که ما معتقد به اعتقاد آن «انسان»ها نیستیم؟ یا حتی بدتر: ارزش جان «انسان»ها را هم سر مخالف‌خوانی با نظام معامله می‌کنیم؟ بعد در مواجهه با این افراد و جریان، کسانی نیز آن سو، باب  تحقیر و توهین و «اولئک کالانعام بل هم اضل» باز می‌کنند؛ انگار شاهد برای بهشتی بودن خودشان دارند. آخر این چه روزگار پرنفرتی است که در آن گرفتاریم؟
.
آن جریان تکفیری که مدام به آن حمله می‌کنیم، درون بسیاری از ما، دفاتر و نمایندگی و شعبات فعّالی دارد؛ مگر تکفیری‌ها کاری جز حذف «مدارا با غیر» از لغت‌نامه‌هایشان، و از رفتارشان به انجام رسانده‌اند؟