۱۳۹۳ اردیبهشت ۳۰, سه‌شنبه

کار سختی نبود


یکی - دو روز قبل از انتخابات دور اول ریاست جمهوری در سال 84، متن کوتاهی نوشتم در دفاع از رأی به رفسنجانی، که هفته‌نامه محلی پیام زنجان، کنار لوگو در صفحه اول چاپ‌اش کرد؛ از چیزی درش نوشته بودم که دوست داشتم درست از آب در نیاید ولی نشد! امروز زنگ زدم دفتر نشریه خواستم تصویر متن را برایم بفرستند. دوستان سریع فرستادند ...
عنوان‌ و متن‌اش این بود:
.
کار سختی نیست نباید کار سختی باشد نشستن و چشم به در دوختن که کسی در هیبت فرشته وارد شود و دست ما را بگیرد و آن بالاها ببرد ...نباید کار سختی باشد راه رفتن در خیال، دویدن در خواب، چشم بستن و دهن باز کردن، لگد زدن به دریا، خاک پاشیدن به چشم آسمان ...خیلی کارها هست که اصلا سخت نیست ... ولی در سرانجام این کارها عجوزه‌ای نشسته که لبخند می‌زند بر خامی و شوق‌مان در به دار کشیدن فرصت‌ها ...و حالا من می گویم ... کار سختی نیست رأی ندادن به هاشمی!
.
.

پ.ن: مرور تلخی‌های هشت ساله سیاه ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، به اعتبار لزوم عبرت گرفتن، باید که همیشه از اولویت‌های همه باشد؛ به خصوص آنهایی که باور دارند آنچه در پایان آن هشت سال به جای ماند، یک ویرانی در گستره‌ای بود که همه ابعاد آن به این زودی آشکار نخواهد شد.
.
.