اتفاقی که نباید رخ میداد، حالا رخ داده است.
طی فقط «دو» روز، بنا بر اعلام رسمی، ۳,۱۷۷ «انسان» جان خود را از دست دادهاند؛ بسیاری در خشنترین حالت ممکن در خیابانهای شهرها، در کوچه و بازارها. از این تعداد، ۲,۴۲۷ نفر «شهید» اعلام شدهاند؛ یعنی «هر روز» به طور متوسط بیشتر از ۱,۲۱۳ «شهید»؛ تقریبا «۱۹ برابر» بیشتر از متوسط شهدای روزانه در جنگ هشت ساله (۲,۸۹۰ روزه) و «۱۴ برابر» بیشتر از جنگ ۱۲ روزه!
در ۱۵ خرداد ۴۲، کمتر از ۹۰ نفر و در ۱۷ شهریور ۵۷، حدود صد نفر در اعتراضات خیابانی کشته شده بودند.
گسل عمیق و عظیم است.
این اما همه داستان، و تازه قسمت اصلی ماجرا هم نیست؛ آن قسمتی که ربط به «آینده» داشته باشد.
در ۱۸ و ۱۹ دی، «ایرانی، ایرانی کشت»؛ در تعداد «بینظیر»، گاهی کور و بسیار بیرحمانه.
حالا صدها قاتل داریم و هزاران قربانی که هیچگاه در این دنیا شهادت نخواهند داد!
قرآن (آیه ۳۲ سوره مائده) قتل ناحق یک نفر را برابر با قتل همه ابنای بشر دانسته است.
امام علیع نیز در نامه به مالک اشتر نوشته بود: «هیچ چیز بیش از خونریزی بناحق، موجب كیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است كه مردم از یكدیگر ریختهاند.»
با این حساب و دستکم از موضع باور دینی میشود و میتوان پذیرفت که به طرز کمسابقهای (اگر نه: بیسابفه) شّری ویرانگر به مثابه سمّی کشنده در رگ و پی جامعه رفته، روح او را تسخیر کرده و دیر یا زود اتفاقهای مهمی رخ خواهد داد که تلخی و شیرینی آن هیچ قابل محاسبه نیست تازه اگر که بتوانیم فرض کنیم بعد از هر نوع ویرانی، حتما آبادانی و شیرینی هست.
حالا خانواده و ایرانیان بسیاری داغدارند و بسیاریشان نخواهند پذیرفت که خون «قربانی»شان هدر رفته، پس ممکن است از هیچ کاری برای اثبات هدر نبودن جان «قربانی»شان عدول نکنند؛ قربانیهای تازهتری به مسلخ فرستاده میشوند تا ثابت شود که «قربانی پیشین» ماجور است و هدر نیست.
برنده ۱۸ و ۱۹ دی، همه کسانیاند که چرخه خشونت را آنچنان که باید پرسرعت و پربازده نمیدانستند!
آن سیلی که بود، حالا مهیبتر راه خود را باز میکند؛ معترض از نظام و نظام از معترض بیشتر از همیشه میترسد، خشمگین و هیجانزدهترند، صلح اولویت بسیاری نیست و عدالت فقط به شرطی بهجاست آن که قاضی، از «خودمان» باشد، جامعه لبریز بیاعتمادیست و این، در جایی که معترضان، بیشتر ِ مردماند، پیشدرآمد خشم و خشونت و ترس و اندوه و ویرانیهای بزرگتری است.
کاش خیلی زودتر آنهایی که همه تدبیرهایشان برای تمشیت زندگی عادی مردم، نه مفید که حتی گاهی مضر بوده، به مردم بازمیگشتند؛ به خواست اکثریتِ مردم.
چرا واضح نبود وقتی هر بار ظفرمندانه گزارش «جمع کردن» فتنه و اغتشاش و غائله میدادند، عملا داشتند سطح تنش و خشونت را برای فتنه و اغتشاش و غائله بعدی بالا میبردند؟ چرا در کار فهم «علت» فتنه و اغتشاش و غائله سستی کردند یا آنها را به دست فراموشی و روزمرگی سپردند؟
کاش آنقدر «مومن» بودیم که عزت را از خود خدا بخواهیم نه از یکدندگی خودمان.
کاش معجزه و راه نجاتی بود؛ به حرمت رنج همه کسانی که در همه تاریخ، بزرگترین و اصلیترین سرمایهشان، جان و آبرو سلامتیشان را، نذر آزادی و آبادی ایرانی و ایران کردند.
--
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر