۱۳۹۲ فروردین ۱۵, پنجشنبه

او تازیانه به دست ستمکاران می‌دهد

اصل ماجرا: در پی برگزاری یک نشست ضدایرانی در باکو (دهم فروردین جاری + )، و اعتراض رسمی دولت ایران به دولت جمهوری آذربایجان(+)، این بار نماینده ولی فقیه در موسسه «کیهان»، حسین شریعتمداری، پیشنهاد کرده که در جمهوری آذربایجان، رفراندم الحاق به ایران برگزار شود! او مدعی شده که «آنچه در ميان مردم شريف جمهوري آذربايجان جريان دارد به وضوح نشان مي‌دهد كه آنها در گام اول خواستار الحاق به ايران اسلامي هستند و اولويت دوم را در تشكيل يك نظام اسلامي با ساختاري برگرفته از ساختار جمهوري اسلامي ايران مي‌دانند.»(+)
این واکنش، به گمان من، دو اشکال مهم دارد:
.
.
نخست: لابد در هر کشوری کسانی وجود دارند که معتقدند به دست‌درازی به تمامیت ارضی کشورشان در کشوری دیگر، یا حتی شوخی با آن، باید پاسخی از همان سنخ داد. از این رو رفتار حسین شریعتمداری را، به عنوان یک روزنامه‌نگار، باید رفتاری عادی برشمرد اما جایگاه حقوقی وی، اقتضائاتی دارد که به نظر می‌رسد در این ماجرا به آن توجه نشده مگر آن که قبول کنیم هماهنگی قبلی در این باره وجود داشته. باور این هماهنگی البته از آن جهت دشوار است که معمولا مقامات سیاسی به این صراحت، بار به زیر سئوال بردن تمامیت ارضی و حق حاکمیت کشوری مستقل و به رسمیت شناخته شده را به دوش نمی‌کشند. در ماجرای نشست باکو نیز مقامات دولت حاکم بر جمهوری آذربایجان تلاش کرده‌اند دامن خود را از این تقابل دور نگهدارند(+).
.
دوم: شریعتمداری نوشته: «شواهد موجود و رصدهاي پيوسته كمترين ترديدي باقي نمي‌گذارند كه مردم جمهوري آذربايجان، خود را عضو جدا شده‌اي از ايران اسلامي تلقي مي كنند ... برپايه شواهد موجود تأسيس حزب موسوم به «جبهه آزادي ملي آذربايجان جنوبي!» به منظور پيشگيري از خواسته مردم جمهوري آذربايجان براي الحاق به ايران اسلامي و يا تشكيل يك نظام اسلامي مشابه ايران، سازماندهي شده ... همه شواهد و اسناد موجود حكايت از آن دارد كه روزهاي فوران شور آميخته به شعور مردم شريف جمهوري آذربايجان نزديك است.»
 امثال حسین شریعتمداری، با پرگویی و گاه گزافه‌گویی‌های این چنینی، با استناد به اسنادی که یا هیچ‌گاه منتشر نمی‌شوند یا تأیید اصالت‌شان فقط در عالم خیال و تصور ممکن است، در سایه امن و امان جمهوری اسلامی ایران، به طور واضحی بهانه به دست دستگاه‌ها و رسانه‌های سرکوب «شیعیان معارض» در خارج از کشور می‌دهند تا آنان را به اتهام ارتباط با ایران زیر فشار قرار دهند و عملا از نیل به اهداف‌شان علیه ستمکاری‌ نظامهای حاکم باز ‌دارند. تمامیت ارضی، به حق یا ناحق، هنوز جز مقدسات و خط قرمزهای جدّی همه نظام‌های سیاسی همه کشورهاست و به بهانه معارضه علیه تمامیت ارضی، می‌توان همه خواسته‌های معارضان را به حاشیه راند و یک برچسب «خائن به میهن» بر پیشانی آنان زد. عدم همراهی افکار عمومی جهان عرب با معارضان مظلوم شیعی در بحرین و عربستان، و هر از چند گاهی بازداشت و آزار مخالفان در این کشورها به اتهام جاسوسی برای ایران، عمدتا با همین ترفند صورت گرفته؛ جالب اما آن که حسین شریعتمداری در این بین افتخار می‌کند که این او بوده که چند سال قبل پیش‌بینی کرده مردم بحرین مخالف آل‌خلیفه و مشتاق بازگشت به وطن اصلي يعني ايران اسلامي هستند! این نوع ادعا چیزی جز دادن تازیانه به دست آل‌خلیفه برای فرو آوردن بر گرده شیعیان بحرین است؟ همانها که اصرار دارند به عالم و آدم بباورانند به آنچه که اعتراض می‌کنند، حق‌کشی علیه اکثریت شیعه در بحرین است، با همه احترامی که به تمامیت ارضی کشورشان قائل‌اند!
.
پ. ن: از منظری بدبینانه، اما شاید کسانی هم باشند که استدلال کنند از قضا امثال حسین شریعتمداری هیچ تمایلی به احقاق حقوق اقلیت شیعه در جهان اسلام ندارند تا در این میانه، آتش دیگ سیاست ماکیاولی خود را در منطقه روشن نگاه دارند. بعید می‌نماید کسی که از داخلی‌ترین صفحات مهجورترین روزنامه‌ها و وبسایتهای خبری سایر کشورها، علیه جریان رقیب خبر و سند تدارک می‌بیند، نداند که بازتاب چنین اظهار فضلهای در کشورهای مقصد، چه می‌تواند باشد!
.
.
.