۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

چهار پاره – 14


کسی انتظار دارد، یا خبرکی شنیده که، مثلا در دوحه (قطر) هم مردم دنبال اسقاط نظام شان باشند؟ اصلا فکر کرده اید چرا؟ ... و جالب تر این که شبکه "الجزیره"ی قطر خودش شده موی دماغ و استخوان در گلوی دیکتاتورهای منطقه. امیر قطر منتظر روزهایی چنین بوده لابد
*
"خانمی بود حداکثر سی و پنج ساله ولی پنجاه ساله نشان می داد. محرومیت و روستایی بودن توی چهره اش می درخشید. یک دفترچه دستش بود بدون آن که بچه ای همراهش باشد. توی دلم گفتم: "بسم الله حتما می خواهد داروی گرانی را توی دفترچه اش بنویسم". دفترچه را گذاشت روی میز و به من زل زد: "لطفا برایم ده تا شربت دیفن هیدارمین ساده بنویسید". پرسیدم: "ده تا؟ برای کی می خواهید؟ این دفترچه مال کیست؟ ..." کمی با خودش کلنجار رفت و بعد گفت که دفترچه را از یک خانم توی صف انتظار قرض گرفته، چون دیفن هیدرامین خیلی گران شده است. پرسیدم که می خواهد با آن ها چکار کند؟ توضیح داد که "یک سوم دیفن هیدرامین را توی یک پارچ آب حل می کنم و توی سه تا کاسه می ریزم. تویشان نان خشک ترید می کنم و به سه تا بچه ام می دهم تا سیر شوند. مزه اش را دوست دارند. قبلا ده تایش می شد هزار و دویست تومان، الان شده سه هزار و پانصد تومان. حالا می شود بنویسی؟". من و من کنان گفتم که "اگر هم بنویسم بیمه قبول نمی کند". هنوز داشتم فکر می کردم چی باید بهش بگویم که دیدم رفته. بین مریض ها گم شده بود ..." / خاطرات یک رزیدنت کودکان؛ همشهری داستان، شماره 72
*
تا این جای اسفند ماه، کلی کنسرت موسیقی در بندرعباس به خوبی و خوشی برگزار شده. امشب و فردا شب نوبت حسین علیزاده و مجید خلج است و جمعه نوبت فرج علیپور. کنسرت موسیقی پاپ هم البته کم نبوده ... کاش اجرای این برنامه ها در طول سال توزیع می شد. با این همه، دست ِ دست اندرکاران درد نکناد
*
هر چه هستی باش!
اما باش!
.
قیصر امین پور گفته بود