۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

ما می ترسیم تو بمیری و قذافی بماند



لیبیایی ها عرب اند، مسلمان اند و آن وقت "اتحادیه اروپا" و "ناتو" آستین بالا زده اند برای نجات لیبیایی های عاصی از قذافی دروغگوی ِ دیوانه ی آدمکش؛ نه خبری از خرابه اتحادیه عرب و نه کورسویی از گورستان  اجلاس  کنفرانس اسلامی ... حکّام عرب و مسلمان وقت ندارند لابد؛ دل شان از صندلی امارات و صدارت و زعامت و سلطنت خودشان قُرص نیست. خیلی قرص باشد، فحش بدهند قذافی را در پستوهای کاخ هایشان، یا چه بسا چشمکی که؛ "بزن، بکش ما نگران خود تو هستیم" ... لیبیایی های مظلوم که با کلاه آفتابگیر و لباس های درس و مدرسه و کار رفته اند به جنگ بمب و راکت و موشک قذافی ِ مسلمان، به اندازه فلسطینی هایی نیستند که گرفتار صهیونیست های ناعرب و نامسلمانند، کسی برایشان تره خرد نمی کند، خیابان به اسم شان نمی کنند، راهپیمایی جور نمی کنند برایشان، بیانیه نمی دهند، سمینار علم نمی کنند، زهرمار هم نمی دهند حتی. لیبیایی های مظلوم به اندازه مصری های میدان التحریر هم نیستند که شوریدن شان را به پای خودمان بنویسیم و هورای بین المللی بکشیم برایشان ... برادر لیبیایی! ما را ببخش ... ما می ترسیم تو بمیری و قذافی باز زنده بماند و آن وقت از دست ما ناراحت باشد. به همین فحش دادن ما به قذافی راضی باش ... روحت شاد برادر مظلوم لیبیایی ِ من، ما، آن ها