۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

دشمنی در ماورا


مالکی، نخست وزیر عراق معتقد است اعتراض های خیابانی دیروز در چند شهر عراق که به کشته شدن حدود ده تن انجامید، کار بعثی ها و القاعده است. قصاب ِ دیوانه لیبی هم استعمارگران و القاعده و استفاده از قرص های توهم زا و مواد مخدر را عامل شورش مردمان لیبی می داند. در مصر هم شایعه کرده بودند که با پول ایران به معترضان مقیم میدان التحریر، مرغ سوخاری و غذای آماده می رسانند ... قدری دورتر؛ همین چند سال قبل، سر انتخابات پارلمانی در اسراییل، یکی از دو طرف مدعی شده بود که ایران دوست دارد رقیب شان برنده انتخابات شود، تا صلح پا نگیرد، لذا مردم باید به آن ها رای می دادند ... باز قدری دورتر؛ در شوروی کمونیستی، رادیوی تک موج دست مردم می دادند، که مردم گوش به رادیوهای دشمن کاپیتالیست ندهند. در آمریکا هنرمندان بسیاری را آزردند و حذف کردند در ترس از کمونیسم؛ با مک کارتیسم ... خیلی خیلی خیلی خیلی دورتر، فرعون که دید هر چه ازموسی می پرسد او آرام جوابش را می گذارد کف دستش، گفت تو ساحری. می خواهی ما را از سرزمین مان بیرون کنی. ساحرهای دربار هم که تسلیم موسی شدند، گفت حالا معلوم شد دست شماها توی یک کاسه بوده و موسی استاد شماست در "سِحر"؛ در "قدرتی بیرون از درک مردم". سوره طه را بخوانید
*
سیاستمداران به "دشمنی در ماورا" همیشه محتاج اند. یک "سپر" است این دشمنی که در ماوراست؛ گاه ساحر است، گاه استعمارگر، گاه کاپیتالیسم، گاه کمونیسم، گاه استکبار و صهیونیسم، گاه بنیادگرایی و چه و چه. از فرعون اش بگیر و بیا تا رفیق خودمان در بغداد؛ نوری المالکی ... مردم اما  با "دوست" آسوده ترند، این طوری زحمت درگیری با "ماورا"، که به اعتقاد سیاست پیشگان همیشه جایی برای "نفوذ" و "عبور" پیدا می کند و نمی گذارد مردم قدر حاکمان شان را بدانند، از دوش شان برداشته می شود.