۱۳۸۹ مهر ۲, جمعه

باید ایرانی نباشی

حرف های احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل خیلی خوب بود؛ خیلی؛ بی تعارف. از لحاظ توجه به ارزش های انسانی، متعالی و صلح طلبانه بود. و واقعا کِی برای دنیا و مردمان فقیر و جنگ و مصیبت زده سخن گفتن از بدی های سرمایه داری، حرف زدن از عشق و صلح و محبت بد بوده که حالا باشد؟ ... امّا باید یا ایرانی نباشی، یا بی خبر از ایران باشی تا بتوانی از این سخنرانی لذت ببری؛ ندانی آن که منع رطب می کند، خود مهمان اصلی بزم ِ رطب خوران است. اگر چنین نباشد از پیشنهاد تشکیل کمیته حقیقت یاب برای یازده سپتامبر خشمگین هم می شوی که در مملکت ِ خود ِ مدعی، هنوز مساله ای به نام حمله شبانه به کوی دانشگاه تهران رازی است بزرگ، یا کسی حتی نمی تواند بفهمد بالاخره سر ِ خودسرها کجاست که هر چند محکومند، ولی آزادند و بی قید. اگر ایرانی باشی نمی توانی سخن گفتن از حکومت محبت و عشق در دنیا را با حکم انتصاب دادن به متهم اصلی پرونده کهریزک یک جا جمع کنی! نمی فهمی کسی که از بدی های سرمایه داری خبر می دهد چطور قراردادهای بزرگ و میلیارد دلاری را بدون مناقصه واگذار می کند؟ کسی که از اصلاح ساختار سازمان ملل و دمکراتیک شدن آن حرف می زند، چطور به قوانین مجلس و مجمع تشخیص مصلحت مملکت خودش هم بی اعتناست، یا دولتش تشکل های ساده دانشجویی منتقد را هم بر نمی تابد، چاپ خبر و عکس منتقدان را ممنوع می کند و وزیرانش را به جرم ناهمخوانی با اراده خودش حتی تا مرز از اعتبار انداختن "عدد" کابینه از کار برکنار می کند؟ ... باید یا ایرانی نباشی، یا بی خبر از ایران باشی تا بتوانی از این سخنرانی لذت ببری؛ این سخنرانی گوارای وجود آنانی که ایرانی نیستند و از ایران امروز خبری ندارند، نوش ِ گوش شان؛ ما که عاجزیم از راه بردن به این لذّتکده سیاسی.



لینک این مطلب در کلمه