۱۳۸۹ تیر ۲, چهارشنبه

اون ور ابرا



نمیشه غصه ما رو، یه لحظه تنها بذاره

نمیشه این قافله، ما رو تو خواب جا بذاره

دلم از اون دلای، قدیمیه از اون دلاست

که می خواد عاشق که شد، پا روی دنیا بذاره

دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو

ببره از اینجا و، اونور ابـرا بذاره

تو دلت بوسـه می خواد من میدونم اما لبت
سر ِ هر جمـله دلش، میخواد یه امّا بـذاره

بی تو دنیا نمی ارزه، تو با من باش و بذار
همه ی دنیا من و، همیشـه تنها بذاره

من می خوام تا آخر دنیا تماشات بکنم
اگه زندگی بـرام، چشم تماشـا بذاره


بی تو دنیا نمی ارزه، تو با من باش و بذار

همه ی دنیا من و، همیشه تنها بذاره

زنده یاد حسین منزوی

*

با اجازه زنده یاد منزوی باید بگم؛ شنیدن این شعر از حنجره "محمد نوری" در کاست "جلوه های ماندگار" این شعر را برد اون ور ابرا ... از دست ندهیدش