۱۳۸۶ بهمن ۱۵, دوشنبه

خبر خوش، خبر بد


انگاری هیچ خبر خوشی قرار نیست به دلت بچسبد در این طوفان خبرهای خوش؛ خبر خوش هسته ای، خبر خوش هوا فضا، خبر خوش دفاعی، خبر خوش پزشکی، خبر خوش ... خبر خوش ...! لابد عادت کرده ای به خبر خوش! یا شاید باور نداری که این ها خبر خوش است! اما آن قَدر قدرت داری که بوی خبر بد را از فرسنگ ها دورتر هم بشنوی و دل خودت را بلرزانی و حتی بغض کنی. تلنبار شده خبر بد این جا و آن جای ذهن و دلت و مرگ آزاد اندیشان غمی بی مثال تر از همه؛ می خوانی "احمد بورقانی درگذشت". بدون آن که دیده باشی اش، غصه پف می کند و بغض بالا می آید. اصلا پژمردگی هر گل در باغچه ای کم گُل هراس انگیز است، بیابان وقتی شروع می شود که گُل تمام شده باشد. دلت را اگر بخواهی آرام کنی هیچ چیز به اندازه حرفی که خدا به محمد زد، آرامت نمی کند: همانا انسان را در رنج و سختی آفریدیم. خدا لابد به انسان ماندمان یا انسان شدمان امید دارد. خدا کند عادت نکنیم به خبرهای بد، به پژمردگی گل های کم شمار، به تنهاییِ آزادگی!

۵ نظر:

  1. جدای از خبری که ناراحت کننده بوده براتون، متنتون خیلی قشنگ و اثر گذاره. من حس میکنم کلا قلمتون خیلی قویتر از گذشته شده.خودتون متوجهین؟

    پاسخ دادنحذف
  2. ممنونم از شما. طبیعتا نمی توانم به راحتی نظر شما رو تایید کنم ! /ا

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام،آقا محمد باور نمي كردم يه همچين گلي تو نت باشه و ما بي خبر!
    منو بايد بشناسيد!
    اين آي دي منه:virangar_nt@yahoo!
    اگه بياد اونطرفها خوشحال ميشم!

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام امیر حسین عزیز! شما خیلی لطف دارین. هر چند من شرمنده به جا نمی آرمتون!

    پاسخ دادنحذف
  5. پژمردگی هر گل در باغچه ای کم گُل هراس انگیز است و دردناک

    پاسخ دادنحذف