برای من در بین رفتارهایی که آدمها با حیوانات می کنند،هیچ رفتاری مثل رام کردن یک اسب وحشی غم انگیز نیست٬ تلخ و دردناک. تازیانه زدن، بار بردن، در قفس کردن، سر بریدن، خوردن...وحتی شکار که یک جور نفله کردن ناگهانی است. نه هیچکدام از این رفتارها به اندازه رام کردن یک اسب وحشی روحم را نمی آزارد. لگام زدن به دهانش دیگر گفتنی نیست .از زین گذاشتن بر پشتش وسوار شدنش هم دردناک تر است. وای ... مگر تعداد کل اسب های وحشی عالم چند تاست. اینهمه اسب اهلی و رام.هیچ به گرفتنش می ارزد؟ اما نه ، ظاهرا قانون آدمها، وحشی بودن را نمی پذیرد، حتی یکی. /ا
البته یک اسب وحشی به محض رام شدن از موهبت هایی بهره مند میشود که قبلا از آنها محروم بود.سرپناه - اصطبل، شکم سیر- یونجه،غشو ... یالش را هم می بافند. مهم تر از همه از چنگال شیر و ببر هم در امان است. حامی دارد...خلاصه یک زندگی -؟- مرفه و بی دغدغه.
راستی چرا هیچ اسبی در پی رام کردن اسب دیگری نیست ولی آدمها علاوه بر اسبها همدیگر را هم رام می کنند؟ تازه آدمها برای فکرها هم لگام دارند. /ا
...
و چه زیباست ، تاختن اسبی وحشی، یکه و تنها بدون زین و لگام و سوار، در دشتی بزرگ هنگامی که باد از روبرو می وزد. گاه می ایستد و نگاهی به پشت سر می کند و باز می تازد. چشمهایم را می بندم . تصورش هم زیباست. زیبا. امروز یک اسب وحشی بودی. با یالهای به باد داده
هرگز رامت نبینم ... /ا
البته یک اسب وحشی به محض رام شدن از موهبت هایی بهره مند میشود که قبلا از آنها محروم بود.سرپناه - اصطبل، شکم سیر- یونجه،غشو ... یالش را هم می بافند. مهم تر از همه از چنگال شیر و ببر هم در امان است. حامی دارد...خلاصه یک زندگی -؟- مرفه و بی دغدغه.
راستی چرا هیچ اسبی در پی رام کردن اسب دیگری نیست ولی آدمها علاوه بر اسبها همدیگر را هم رام می کنند؟ تازه آدمها برای فکرها هم لگام دارند. /ا
...
و چه زیباست ، تاختن اسبی وحشی، یکه و تنها بدون زین و لگام و سوار، در دشتی بزرگ هنگامی که باد از روبرو می وزد. گاه می ایستد و نگاهی به پشت سر می کند و باز می تازد. چشمهایم را می بندم . تصورش هم زیباست. زیبا. امروز یک اسب وحشی بودی. با یالهای به باد داده
هرگز رامت نبینم ... /ا
متن ایمیل حمید
عجب عکس پر جذبه ای... من که محو تماشا شدم..حقیقتا رام کردن چه ظلمی است در حق این اسب سرکش که همه طبیعتش رو میگیره...
پاسخ دادنحذفمحمد جان واقعا که حقیقت رو گفته این دوست ما ...من مثلااز دیدن حیواناتی که در سیرک و باغ وحش هستند خیلی ناراحت میشم چون فکر میکنم انسانها بخاطر تمایلات خودشون که به درد هیچ حیوانی هم نمیخوره چه کارها که نمیکنند . یاد فیلمی افتادم که دیشب از طریق مسنجر گرفتم از حمله یک شیر در یک سیرک به یکی از کارکنان سیرک در ایران که واقعا فیلم غم انگیزی بود , فیلمی که یه آدم بیکار در یک متری قفس با خیال راحت و یا شاید هم ناراحت با تلفن دستیش یا نمیدونم با دوربینش گرفته بود . اینقدر حالم بد شد که حد نداره . در ضمن از کامنتت هم خیلی خندیدم . انشالله قسمت بشه و با خانواده به اینسوی دنیا سفری کنی . حالا اجازه دارم حسودی کنم که تو دوبی رو دیدی ؟؟؟ دختر گلت رو ببوس امیدوارم که خوب باشه و درکنار هم همیشه خوش و سلامت .کلی هم ببوسش . سبز باشی .
پاسخ دادنحذفبه آقا حمید بگو دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پاسخ دادنحذف!