۱۳۹۶ خرداد ۲۱, یکشنبه

نماد





یک – آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار 17 خردادماه جاری دانشجویان با ایشان، برای نشان دادن «اخلال در دستگاه‌های مرکزی فکر و فرهنگ و سیاست و مانند اینها»، «ربنای شجریان» را مثال زده و گفته‌اند: «مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، میشود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری میکنند! پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده که مسئله‌ی اصلی را از مسئله‌ی فرعی تشخیص نمی‌دهد و یک مسئله‌ی اصلاً بی‌اعتبارِ بی‌اهمّیّت فرعی را به‌عنوان یک مسئله‌ی اصلی، درشت می‌کنند. وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش‌به‌اختیاری است که عرض کردم.»

دو – اگر فرض کنیم که ربنای شجریان، «صرفا یک آهنگ قبل از افطار» نیست، قطعا صورت مسئله فرق خواهد کرد. اگر ربنای شجریان را خاطره جمعی مردم از افطار بدانیم، یا همراهی یک اجرای پرمخاطب از تلفیق هنر ایرانی و معنویت اسلامی یا این‌که توجه کنیم خواننده پرطرفدار آن صرفا به واسطه موضع‌گیری سیاسی مورد غضب قرار گرفته، پخش دوباره آن از رسانه ملی، توجه به آن خاطره خوشایند مردمی و همان آشتی و گفت‌وگوی ملی است که دلسوزان کشور از آن سخن گفته‌اند.

سوم – درست 21 سال قبل (20 خرداد 75)، آیت‌الله خامنه‌ای در جمع فرماندهان لشگر 27 محمدرسول‌الله، به نمونه‌ای قابل توجه اشاره می‌کنند: «در دوران پیش از پیروزی انقلاب، بنده در ایرانشهر تبعید بودم. در یکی از شهرهای هم‌جوار، چند نفر آشنا داشتیم که ‌یکی از آن‌ها راننده بود، یکی شغل آزاد داشت و بالاخره، اهل فرهنگ و معرفت، به معنای خاص کلمه نبودند. به حسب ‌ظاهر، به آنها عامی اطلاق می‌شد. با این حال جزو خواص بودند. آن‌ها مرتّب برای دیدن ما به ایرانشهر می‌آمدند و از ‌قضایای مذاکرات خود با روحانی شهرشان می‌گفتند. روحانی شهرشان هم آدم خوبی بود؛ منتها جزو عوام بود ... مثلاً آن روحانی می‌گفت: ‌‌«چرا وقتی اسم پیغمبر می‌آید یک صلوات می‌فرستید، ولی اسم «آقا» که می‌آید، سه صلوات می‌فرستید؟!» ‌نمی‌فهمید. راننده به او جواب می‌داد: روزی که دیگر مبارزه‌ای نداشته باشیم؛ اسلام بر همه جا فائق شود؛ انقلاب ‌پیروز شود؛ ما نه تنها سه صلوات، که یک صلوات هم نمی‌فرستیم! امروز این سه صلوات، مبارزه است!»

چهارم – واقعیت ماجرا هم همین است؛ گاهی یک کلام بیشتر و کمتر، یک آهنگ با صدای این کس و نه آن کسان دیگر، یک پارچه رنگی، یک کتاب با کاعذ کاهی یا گلاسه و بسیار از قبیل، «نماد» است و می‌تواند در زمره مسائل اصلی باشد.