۱۳۹۵ دی ۱۲, یکشنبه

عکس هوایی قدیمی





در پوستر کنگره استانی تاریخ معماری و شهرسازی ایران (که ششم بهمن‌ماه در زنجان برگزار خواهد شد)، یک عکس هوایی قدیمی از زنجان کار شده؛ البته آن‌قدر حال و حوصله نداشته‌اند که بنویسند، عکس مال چند وقت پیش است اما می‌شود فهمید آن قدر قدیمی است که توی نقشه اساسا خیابانی به اسم "سعدی شمالی" وجود ندارد و ضلع شمالی چهارراه سعدی ِ کنونی، انگار باغی است با کلی درخت! کادر عکس، البته همه زنجان آن روز را هم نشان نمی‌دهد؛ از بالا بخشی کوچک از خیابان صفا را نشان می‌دهد که با یک خط راست به سمت چپ، ثلثی از جاده همایون را داخل کادر عکس می‌کشد. سمت راست محدوده‌ای است نرسیده به امامزاده سید ابراهیم و سمت چپ، نرسیده به چهارراه امیرکبیر. از جنوب، باغ‌های اطراف زنجانرود داخل کادر است و قدری پایین‌تر از پل میربها (که نشان می‌دهد عکس باید مال اواخر بهار یا تابستان باشد). در مرکز این عکس، محوطه درخت‌کاری شده اطراف بنای دارایی دیده می‌شود. داخل این مستطیل نه چندان بزرگ، با تعداد انگشت شمار خیابان و کلی کوچه، اما یک دنیا خیال و خاطره و یاد آرام گرفته است. می‌شود بنای رختشویخانه و خانه ذوالفقاری‌ها و رد سقف بازار را تشخیص داد، سبزه‌میدان و درخت‌های چهارراه بالا را، گنبد و حیاط مسجد جامع را، دبیرستان شریعتی (پهلوی آن روزها) را و دروازه ارک را که راس مثلثی است که دو ضلع‌اش، خیابان ذوالفقاری است و فرمانداری. انگار بعد از ساختمان شرکت پست دیگر خانه‌ و مغازه‌ای نیست، آن سرپایینی دروازه رشت اما سرجای خودش است که حالا شده یک خیابان بی‌روح ِ یک‌طرفه. می‌شود سقف اولین کارخانه برق زنجان را در دروازه ارک تشخیص داد که همین ماه پیش با خاک یکسان شد؛ در خیابان‌ها هیچ ماشینی را نمی‌شود دید یا تشخیص داد، به جایش در حیاط خیلی از خانه‌ها درخت‌ها را می‌شود دید. از سه راهی بیجار به سمت تبریز، انگار جاده سامان ندارد ... 


... در گذشته انگار آفتاب به اندازه گرم بود، زمستان به اندازه سرد بود، باران و برف بود، درخت زیاد بود، ماشین کم بود، همسایه مهربان‌تر بود، روشنای چشمان‌مان، پدر و مادرمان، دست‌یافتنی بودند و در همین خیابان‌های که حالا سرد و سایه شده‌اند در یادها‌مان، دست‌های ما را گرم گرفته بودند. بقالی‌ها بقالی بود؛ سوپر مارکت نبود، صدای کشیده شدن پارو روی پشت‌بام بهانه از خواب بیدار شدن بود، عطر پاک‌کن عطری بهترین ِ عطرها بود، صابون کاغذی تازه آمده بود بازار، دفتر "فرنو" بهترین دفتر بود  ... و ظهرها، نسیمی بود که می‌آمد و دست پرده‌ی پنجره را می‌گرفت که با خودش ببرد ... هیچ کس حواسش به ساعت نبود؛ هیچ کس انگار حجم زوال را جدی نمی‌گرفت.
.
.
.
🔴 کامنت جناب جواد هادی‌پور:

سال ١٣٣٤ سازمان جغرافيايى ارتش به كمك آمريكايى‌ها از كليه نقاط ايران عكس هوايى تهيه كرده و اين عكس هم از عكس‌هاى آن پروژه است كه اولين بار من، ارديبهشت‌ماه در فضاى مجازى (گروه انجمن زنجاني‌ها) به اشتراك گذاشتم.
در  آن زمان سعدى شمالى به فاصله چهار راه پهلوى (میدان انقلاب کنونی) تا چهار راه سعدى كنونى كه آن زمان سه‌راه بود گفته مى‌شد. روبروى خيابان سعدی، منزل آقاى مجد ضيائى قرار داشت كه زمانى نماينده زنجان در مجلس شوراى ملى بود. امتداد خيابان سعدى كه الان "سعدی شمالى" گفته مى‌شود، در سال ١٣٤٦ گشوده شد. خيابان صفا هم آن زمان يك راه خاكى بود كه به كارخانه كبريت منتهى مى شد و  آنجا شمالى‌ترين نقطه شهر بود. از سه راهى بيجار به سمت تبريز  هم جاده‌اى وجود نداشت؛ جاده تبريز امتداد خيابان پهلوى و خاكى بود.

✅ از جناب هادی‌پور عزیز بابت این توضیحات گره‌گشا بسیار ممنونم. تصویر کامل‌تر را اینجا 👈  http://u1.img7.ir/NVTft.jpg ملاحظه کنید. در این عکس، لکه موجود در بخش شمال‌غربی، باغ‌هاى شورجاست كه الان در داخل شهر جا گرفته است..