۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه

تجربه جنبش سبز؛ آنها کجا ایستاده اند؟

.
.
اشاره: این یادداشت به قرار تصمیم حلقه وبلاگی گفتگو(+) نوشته شده
*
.
سه سال بعد از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال 88، اینک چه کسانی در کجا ایستاده اند؟
.
1) کاندیداهای معترض: هر سه رقیب احمدی نژاد تا مرز درخواست ابطال نتیجه انتخابات، به آن معترض بودند. دو تن اینک در حصر خانگی اند و دیگری با کوتاه آمدن از ادعاهای نخستین خود، ظاهرا برای بار سوم قصد کاندیداتوری دارد. مماشات با میرحسین و کروبی تا پیش از حصر، نه از سر رأفت، که برای اثبات رها شدن شان توسط مردم در گذر زمان بود. با آغاز خیزش های مردمی در کشورهای عرب، و تنها سه روز بعد از سقوط حسنی مبارک، این دو با همسران شان به حصر برده شدند؛ 25 بهمن 89 ثابت کرد که مردم آن دو را «رها» نکرده بودند.
.
2) احمدی نژاد: کسی می داند چند رییس جمهور دیگر در دنیا وجود دارد که حامیان دیروزش آشکارا اعلام می کنند که «تحمل اش می کنیم تا دوره اش تمام شود»؟! احمدی نژاد در چهارساله نخست خود همراهی های بسیاری داشت هر چند گاه به وضوح نشان می داد، این همراهی ها که به راحتی از رییس جمهوری پیشین مضایقه شد، اشتهای او را برطرف نمی کند. آمده بود تا کابوس حاکمیت دو گانه را مهر خاتمه بزند و برای آن، از شماتت به خاطر بی اعتنایی به قانون و دستگاه های نظارتی بارها و بارها امان یافت. اگر که آمدن اش با مردم سالاری بود، ماندن اش نبوده. او و حامیان صبور دیروزش، حالا ماه هاست یکدیگر را تنها به این دلیل برای همیشه «رها» نمی کنند که اوضاع بین الملل به اندازه کافی بر خلاف میل شان است.
.
3) خُلق نظام: این خُلق در همه سه سال گذشته تنگ بوده و گاه در برخی موارد تنگ تر هم شده. میرحسین و کروبی هیچ گاه از خواست «اجرای بودن تنازل قانون اساسی» بالاتر نرفتند ولی همین خواست بلیغ، چرا تعبیر به «براندازی» شد و کدام نظام است که با این تعبیر، خلقی شاد و آرام داشته باشد؟ به سرعت راه ارتباط قانونی و مجاز معترضان با جامعه تنگ و تنگ تر شد. فیلترینگ گسترده، تحدید بیش از پیش رسانه ها و بازار نشر و تشکل های سیاسی و دانشجویی، محصول همین خُلق همچنان تنگ است. این ضیق صدر، «رها»یشان نکرده؛ هر چند می گویند که «فتنه» همان هشت ماهه تمام شد و رفت.
4) مردم: اقتصاد بی رونق و تحت فشار، روابط خارجی تنش آلود تقریبا با اکثر همسایگان و با بیشتر قدرت های سیاسی و اقتصادی دنیا، جامعه عصبی و آماده نزاع و خشونت، سرعت گرفتن مهاجرت به خارج از کشور، شهرهای دورمانده از مدیریت شهری سالم، فرهنگی که فاصله بین استانداردهای حکومتی آن و استانداردهای رایج بین مردم، حالا برنامه ریزان فرهنگی را چنان دچار حیرت و سردرگمی کرده که ناچار از سخت گیری علیه مهدکودک ها شده اند و لباس ِ پوشیده اما رنگین هنرپیشگان را هم مستهجن تعبیر می کنند، و فسادهای مالی فوق تصور و آستین آلوده مقامات ارشد؛ این ها را مردم می بینند ... خبرهای بد، در پس هفت سال یک کاسه شدن حاکمیت، مردم را «رها» نمی کند. اگر کسی بپرسد مهم تر از «کارآمدی» چه چیز دیگری می تواند یک حکومت را بر دل های مردمان حاکم کند، بر او حرجی است؟
.
5) رسا: جنبش سبز یک تجربه مدام است؛ باری نیست که به زمین گذاشته شده باشد. و آن چه مهم است همین است که «رها» نشود. مدام باید نقد شود و نقد کند؛ روا دارانه. «شورای هماهنگی راه سبز امید» باید که با رسانه های غیرفارسی زبان و مجامع دانشگاهی، ارتباط بیشتری بگیرد. جلوه خیابانی جنبش، کف باشد؛ بداند آن چه می ماند همین نقدها و خوراک فکری در قالب های نوشتاری و تصویری است که مدام تولید و عرضه شود. جامعه هدف این خوراک های فکری، دقیقا مشخص و تا حد امکان همه شمول باشد.  
.
6) تولستوی یک بار در نامه ای به تزار نوشته بود: «شاید بتوان جریان رودخانه ای را سریع تر متوقف ساخت تا جنبش جادوانه پیش رونده بشریت را که خداوند برقرار کرده است.»(+)
.
.
مرتبط:
پست های «سبز» در خانه اول راز سر به مهر(+)
پست های «سبز» بعد از اولین فیلترینگ راز سر به مهر(+)
.
پست های سایر اعضای حلقه:
داریوش محمدپور: با تجربه 22 خرداد چه می توان کرد؟(+)
مهدی جامی: تجربه یک روز سبز در کلن(+)
سام الدین ضیایی: آن روزها و کوتاهی های ما(+)
شهاب الدین شیخی: سبز از همان خیابان ها(+)
آرش بهمنی: تجربه جنبش سبز(+)
.
.
.
کامنت ها در پلاس(+)

۶ نظر:

ناصر گفت...

محمد جان زنده باشی رفیق

Mohammad Moeini گفت...

ممنونم عزیز

ناشناس گفت...

سلام
انتخابات سال 88 یک برنا مه ریزی از پیش تعیین شده بود. تو این برنامه ریزی که یک طرح روسی بود دو طرف برای اینکه ریشه مخالفت رو خشک کنند و روشنفکر ها شناسایی بشوند و عمر نظام بیشتر بشه دست به یک بازی سیاسی زدند.
چیزی که قبلا تو روسیه یا یکی از جمهوری های روسیه رخ داد.
اصلاح طلبان و محافظه کارها هر دو از یک آخور غذا میخورند.
خوب انتخابات باعث شد که تمام مخالفان یا کشته شوند یا به زندان بیوفتند یا با شناسایی اونا ساکت بشند. اگه الان یک آمار بگیرید متوجه میشید که اکثریت مخالفان به یکی از همین سرنوشت ها دچار شدند.
این طرحی بود که خاتمی و احمدی نژاد و موسوی و پسر خامنه ای با چند تا از سران سپاه ریختند.البته راس نظام یعنی خامنه ای در جریان کار قرار نگرفت تا بتونه به عنوان یک فرد بی اطلاع عمل کنه. اگر به جریان نماز جمعه و اشک ریختن خامنه ای که اونم تو حد خودش یک نمایش بود یا اختلاف نظر با احمدی نژاد نگاه کنیم متوجه میشیم که همه این برنامه ها از پیش تعیین شده بود .
داستان ندا آقا سلطان و خیلی از داستان های دیگه که ندا و حتی خویشاوند موسوی یا هموطنان ما رو از بین برد هم با کمک شبکه های خبری پوشش داده شد تا همان داستانی بشه که روسا ازش استفاده کردند.
قبل از جریان انتخابات افراد زیادی به روسیه رفتند تا آموزش ببینند که چطور در نبرد های خیابانی بتونند مردم رو سرکوب کنند. الن هم یک سری به خیابان های تهران بزنید متوجه میشید که نرده های بین دو مسیر برخی از خیابان ها که تو انتخابات شلوغ شد تغییر کرده تا سیل جمعیت نتونه به راحتی از دست مامور ها فرار کنه.
جریان مناظره موسوی با احمدی نژاد یه جرقه بود تا خوب و شر تو ذخن مردم جا بیفته. اگر به این مناظره با دیدی که الان بیان شد نگاه کنید متوجه ساختگی بودن آن می شوید. جریان برکناری رفسنجانی از مصلحت نظام و تمام این ودل برنا مه ها یک داستان سیاسی بود که تا الان موفقیت آمیز بوده.
و یا مصاحبه موسوی قبل از اعلام نتایج که گفت من برنده انتخابات هستم.
کی میدونه الان موسوی یا کروبی کجاند ؟ هر بار یه خبر ازشون منتشر میشه که میگه ما هستیم. برخی از سایتهای اصلاح طلبان اکنون در دست سپاهه و بسیاری از مطالب با برنامه نوشته میشه.
الان بیشتر مخالف ها با داستان اعتصاب غذا تو زندان کشته می شند . الان تو دنیای پزشکی داروهای بیولوژیکی وجود داره که به فرد حس سیر بودن میده و فرد تمایلی به خوردن غذا نداره و کم کم جسمش تحلیل میره و جونش رو از دست میده.
ماجرای ناپدید شدن آرای کروبی و رضایی و باطل کردن آرای برخی از نقاط غرب تهران و تمام شدن تعرفه ها و این همه داستان .
ماجرای اعتراف گیری تو دادگاه که خیلی از اصلاح طلبا تو اون نقش داشتند هم یه بازی جالب بود که باز هم نقش دارو بی تاثیر نبود.
ماجرای دیدن پپسی تو ماه و دیدن صورت خمینی تو ماه یا زنده بودن شاه و ... این رو میرسونه که متاسفانه مردم ما 30 سال است که توسط رسانه ها کنترل میشند و حکومت تا الان خوب تونسته تو این مساله موفق باشه.
الان هم یه بازی دیگه در حال اجرا شدنه.
هر بار یک بانک داره خالی میشه. کانتینر پول و طلا به ترکیه که از دستشون در رفت و اختلاص 3000 میلیاردی و ناپدید شدن رییس یک بانک و کارمنداش و خک شده 2 میللیون حساب بانکی و مبارزه با مفسدین اقتصادی مثل داستان اختلاص بیمه یه برنامه است تا ذهن مردم از قضیه اصلی دور بشه. اینا همه داره این رو میرسونه که مملکت داره به چپاول میره.
الان یک سری به تالار VIP معاملات بانک مرکزی بزنید متوجه میشد که کیف کیف دلار داره فروش میره. مافیاهای دلار تو سطح شهر دنبال مشتری برا دلارهایی با رقم میلیونی می گردند که جالبه معمله تو خود بانک انجام میشه و با یک حساب مشترک باز میشه و .... .
خوب باید منتظر باشیم ببینیم پایان این بازی چی میشه.

ولایتی گفت...

چقدر چرند بود! اینقدر چرند که ارزش نقد کردن نداره. هر چی از دستتون بر میاد انجام بدید. مهم اینه که در نهایت هیچ غلطی نمی تونید بکنید ...

Mohammad Moeini گفت...

+ولایتی
.
ببخشید این همه وقت نازنین تون هدر شد.حالا که تا اینجا اومدین، این لینک رو تقدیم به شما می کنم
https://plus.google.com/u/0/105885241258375918436/posts/JGiXozXpMPU

amir گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.