۱۴۰۴ مهر ۲۹, سه‌شنبه

.

 این قدر خسته‌ام ... و این قدر زخمی و عاجز، این قدر کلافه و گیج از نادیده‌گرفته‌شدن‌هایی که به خیال خودم، حقم نبوده ... و ترسان از آینده مجهول ِ مخوف  ... من حیف بودم و «دردا که هدر دادیم آن ذات ِ گرامی را»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر