۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

حکایت ویدئوی «من گشنمه»


فردای روزی که احمدی نژاد و هیات دولت در چهارمین سفر استانی شان وارد بندرعباس شدند (23 فروردین 91)، یک ویدئوی سه دقیقه ای پیش یکی از دوستان دیدم که به محض دیدن اش گفتم «این یه گنجه، بِدش به من!» و اونم داد! فیلم مربوط به بخشی از مراسم استقبال خیابانی از احمدی نژاد در حوالی شهرنمایش بندرعباس (ورودی آزادگان، روبروی داروخانه آریا) بود که طی آن یک پیرمرد با لباس محلی مدام خطاب به احمدی نژاد داد می زد: «احمدی نژاد! من گشنمه ... من گشنمه ... من بازنشسته ام ... من گشنمه». بعضی اطرافیان سعی داشتند با شعار، لابد باعث شوند صدای پیرمرد بلند نشود؛ ولی پیرمرد کوتاه بیا نبود و حتی با دست می زد روی ماشین. بعد و در همین اثنا، دختری نوجوان نزدیک اتومبیل حامل احمدی نژاد می شد و به رغم تلاش گارد محافظ، از آن بالا می رفت. این بالا رفتن از ماشین احمدی نژاد توسط دختران، البته در بندرعباس سابقه داشت!(تصویر مقابل، سفر استانی دو سال قبل).
.
من این ویدئو را فورا در گوگل پلاس به اشتراک گذاشتم(+). بعد هم در صفحه بندرعباس در فیس بوک(+). در شرح ویدئو هم نوشتم: «فیلم: استقبال دیروز (22 فروردین 91) از احمدی نژاد در بندرعباس – حوالی «شهرنمایش» / از ثانیه 40 به بعد، پیرمرد حنجره اش را پاره می کند و مدام داد می زند: «احمدی نژاد! من گشنمه ... من گشنمه ... من گشنمه ... من بازنشسته ام ... احمدی نژاد! من گشنمه ...» / از ثانیه 115: یک دختر نزدیک می شود و از کاپوت ماشین بالا می رود. نمی توانند جلوی او را بگیرند». فردای آن روز وبسایت بازتاب فیلم را با یادداشتی روی آن منتشر کرد(+). بازتاب نوشت: «بر اساس فیلمی که ظاهراً به استقبال دو روز پیش (22 فروردین 91) از دکتر احمدی نژاد در بندرعباس – حوالی «شهر نمایش»، منتشر شده، برخی از مردم برای تامین اولین نیازهای زندگی شان همچون تامین خوراک و غذا سراغ شخص دوم مملکت را گرفتند که در این میان تصاویر منتشر شده از سوی محلیان در شبکه های اجتماعی جالب توجه است» و در پایان به طعنه که «به نظر می رسد هنوز اشخاصی در کشور هستند که گرسنه می خوابند».
با گذشت زمان و عدم بازتاب بیش از این ِ فیلم مذکور، به نظرم رسید که دیگر آن فیلم تمام شد؛ مثل خیلی اتفاق های بد که از یاد می رود. اما از پریروز (یعنی حدود یک هفته بعد از به اشتراک گذاشتن فیلم) ناگهان موج توجه به این فیلم در دنیای مجازی بالا گرفت.
جعفر پناهی (کارگردان سینما) در باره آن نوشت: «حکایت غریبی است، یاد «آواز دلفین‌ها»ی مسیح علی نژاد افتادم اماحکایت غریب‌تر آنکه دیگر از آن جمعیتی که در سفرهای استانی حلقه می‌زدند خبری نیست. شاید بقیه … نای آواز خواندن در گشنگی را همچون این پیر مرد ندارند». مسیح علی نژاد (روزنامه نگار) به این بهانه، مقاله معروف «آواز دلفین ها» را بازنشر کرد(+). وبسایت کلمه ضمن انتشار ویدئو، یادداشتی به همراه آن منتشر کرد با عنوان «فریادی از سر درد؛ احمدی نژاد! گشنمه»(+). در یوتیوب تا صبح امروز (پنج شنبه، 31 فروردین) این ویدئو نزدیک به 67 هزار بار دیده شده(+) و دیشب بی.بی.سی فارسی نیز آن را پخش کرده. در بالاترین برای آن «موضوع داغ» تعریف کرده اند(+) و کسانی در قالب های احساسی برای آن مطالبی نوشته اند. یک جستجو در دنیای وب نیز از بازتاب زیاد این ویدئو حکایت دارد(+)؛ ظاهرا به اسم «گشنمه» هم معروف شده.
.
**
یادآوری: قبلا درباره این تیپ به خیابان و عرصه کشیدن مردم که عزّت شان گاه زیر سئوال می رود، نوشته بودم؛ «حراج عزّت»(+) در چهار سال قبل، یا «چرا شکل استقبال های خیابانی تغییر نمی کند؟»(+) در دو سال قبل. به نظرم می رسد دستگاه های عریض و طویل کسب خبر و اطلاعات و از جمله روابط عمومی ها باید جایگزین این شیوه های تحقیرکننده باشند؛ اگر که کسب خبر واقعی از حال روز مردم، هدف است و نه صرفا پروپاگاندا. 
.
آخرین خبر: دوستان خبر دادند که سی.ان.ان و فاکس نیوز(+) نیز این ویدئو رو پخش کرده اند، گاردین هم درباره آن نوشته(+)، بی.بی.سی هم(+). اینجا(+) هم هست. رادیو زمانه از زاویه «گزارشگری شهروندی» به این موضوع پرداخته(+). هافینگتون پست(+)، ال موندو اسپانیا، دیلی میل هم به این ویدئو پرداخته اند.
.