۱۳۹۰ اسفند ۱۳, شنبه

امروز؛ فردای انتخابات


اول - مسعود بهنود هشت ماه قبل با برنامه پارازیت بخش فارسی صدای آمریکا مصاحبه و پیش بینی کرد حدود شصت درصد مردم در انتخابات مجلس شرکت می کنند. او گفت: «اين حکومت تا کنون نشان داده پنجاه در صد از مردم را به پای صندوق می برد، ايجاد انگيزه برای ده در صد هم کار زيادی ندارد برايشان» او اشاره کرده بود به «رقابت های محلی، به دادن آزادی و امکان انتشار چند نشريه در آستانه انتخابات، يا قرار گرفتن مردم در جريان اختلافات سياسی، رودربايستی، ترس و نگرانی از به هم خوردن امنيت و ...» و آن ها را دلايل حضور پنجاه در صدی مردم شمرده بود. بعد از این مصاحبه، هجمه غریبی علیه او آغاز شد (مثل این ها: + و ++ و یا بعضی لینک های دیگر در اینجا: +++)
وی در واکنش یادداشتی در وبلاگش منتشر کرد با عنوان «در جواب مدعیان پارازیتی» و در آن نوشت: «همه دوستانی که رگ گردنشان برآمده، بسيار به جاست به جای آن که سيلی در گوش پزشک بزنند کمی به خود آيند، اگر معتقدند نبايد در انتخابات شرکت کرد دور هم جمع شوند، کاری حسينی کنند، در ماه های مانده، بجنبند و مردم ايران را با خبر کنند و جريان تحريم را که مورد نظرشان هست به قوت برسانند، وگرنه اگر همچنان بزرگ ترين مبارزه شان ناسزا گوئی به کسانی باشد که نتيجه را حدس زده اند، ماجرا تکرار می شود و نظام با بيش از شصت در صد انتخابات را برگزار می کند و همان روز اول رهبر در نطقی به رخ مردم جهان می کشد و نشان از مردمی بودن نظام می گيرد. زندانيان در زندان می مانند و نظارت استصوابی هم قرص و محکم سر جايش.»(+)
.
دوم - هیچ راهی برای رسیدن به مخزن آمار در این کشور وجود ندارد، جز از کانال ِ خود ِ حکومت. لذا هر ادعایی برای اثبات مشارکت زیر 65 درصد، که نظام آن را اعلام کرده، اثبات شدنی نیست
.
سوم – دیروز اتفاق غیرمترقبه ای رخ نداده؛ مردم در یک سو با مشوق شرکت در انتخابات روبرو بودند که دستی گشاد در همه امور دارد؛ شماره ملی و شماره حساب همه را دارد، کلید انبار نفت و اختیار همه رسانه ها را و در دیگر سو با مخالفان شرکت در انتخابات روبرو بودند که اوج گشاد دستی و همّت شان در فرستادن اسمس و همخوان کردن لینک و خبر و مقاله در اینترنتی بود که تازه شیر آن هم به راحتی توسط همان گروه اول باز و بسته می شد. مردم «عاقلانه» رفتار کرده اند اگر چه شاید به زعم کسانی «کوته بینانه»
.
چهارم - لازمه باور و ایمان نظام به «خلوص» مشارکت 65 درصدی مردم در انتخابات و به بی اثر بودن درخواست جریان های سیاسی مخالف و منتقد برای تحریم انتخابات، نه بستن بیش از پیش فضای سیاسی کشور، که القا کننده هراس از قدرت بالقوه اقلیت خواهد بود، که فراختر کردن آن است.
.
پنجم - این انتخابات تنها انتخابات بعد از انقلاب بود که نزاع روانی برای ترغیب مردم به رای دادن، تا آن سوی مرزهای ترساندن از وقوع جنگ در صورت رای ندادن، و حتی پخش برنامه از رادیو پیام در برشمردن مجازات رای ندادن در «برخی» کشورها پیش رفت! در مثلث «تشویق و تطمیع و تهدید»، سومی این بار عریان تر از همیشه بود
.
.
ششم – نیازی جدّی به توضیح خاتمی برای رأی دادنش نیست. رأی در خارج از مرکز سیاسی قدرت حاکم (در دماوند و دور از تهران و چشم ها)، در جوار کوهی خاموش و آتشفشانی، برای منی که می خواهم هنوز او را دوست داشته باشم، پیام های خودش را دارد.
.
.
.